جامعه شناسی

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

مقاله ای با ترجمه اینجانب مندرج در سایت میدان:


(http://meidaan.com/archive/12823 )

  • علیرضا فدائی پور
  • ۰
  • ۰


اهمیت نقش و جایگاه چارچوب نظری Theoretical framework ، در تحقیقات تاریخی به مثابه یک ابزار تئوریک جهت پرتوافکنی و معنابخشی به فاکت های تاریخی منفرد و قرار دادن آن ها در یک کل جامع و معنادار امری است غیرقابل انکار.

می‌توان این اصطلاح را با بیانی ساده‌این گونه تعریف کرد: چارچوب نظری عبارت است از نظریه‌ای که از سوی پژوهشگر، متناسب با مسئلة پژوهش تشخیص داده شده و طبعاً توسط وی جهت تحلیل داده‌ها بر اساس اصول و قواعد آن نظریه، انتخاب شده باشد

نوشتار پیش رو تلاشی ابتدایی است جهت تهیه و تدوین یک نقشه تئوریک و چارچوبی نظری جهت تبیین علل وقوع جنبش انقلابی جنگل در گیلان

قیام جنگل را می توان یک انقلاب دهقانی قلمداد نمود با وجود اینکه بعضا رهبران آن از میان بازاریان، ملاکین و طبقات شهری نیز بوده اند اما بدنه اصلی جنبش را دهقانان تشکیل می داده اند اساسا با توجه به اینکه جامعه گیلان در آن برهه تاریخی عمدتا جامعه ای روستایی بوده و دهقانان بخش اصلی جامعه را تشکیل می داده اند یک جنبش انقلابی فراگیر توده ای بدون دربرگرفتن دهقانان نمی توانسته شکل گرفته وبارور گردد

در همین ارتباط فخرایی می نویسد: "سردار معظم [تیمورتاش]می دید دهقانان و کشاورزان گیلان، حتی زن ها و فرزندان پابرهنه شان  به جنگل و جنگلیان عشق می ورزند... از انواع محبت و همدردی های صمیمانه درباره شان دریغ نمی کنند...نهضت جنگل یک نهضت دهقانی است" (فخرایی، 1357:216)

حاج احمد کسمایی از رهبران نهضت، اهداف سردمدارن آن را چنین توصیف می نماید: ((هدف ما این بود که پس از به دست آوردن استقلال و ایجاد یک حکومت ملی در سراسر کشور، اراضی مالکان بزرگ را میان زارعین، تقسیم کنیم و سواد آموزی را برای تمام مردم ایران، اجباری کنیم)) {منبع:هدایتی خوشکلام، یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل}

از سوی دیگر سرشت متفاوت زندگی روستایی – دهقانی در این ناحیه و تمایز ماهوی مناسبات آن با سرزمین اصلی ایران امکان رسوخ آن به گستره سرزمینی وسیعتر را ممتنع ساخت

ازاینرو یکی از دلایلی که باعث شد انقلاب جنگل نهایتا جنبشی در مقیاس محلی باقی مانده و موفق به گسترش حوزه نفوذ و قلمرو خود به گستره سرزمینی ایران نگردد همانا سرشت دهقانی آن بود چرا که دهقانان فلات مرکزی ایران به علت تفاوت ماهوی ساختار کشاورزی و مناسبات ارضی  عموما منفعل و به لحاظ تاریخی غیرانقلابی باقی ماندند ( ر.ک مقاله یرواند آبراهیمیان با عنوان: "دهقانان غیرانقلابی در ایران معاصر" ) و یک جنبش انقلابی دهقانی در گیلان با سرشت و ماهیت مناسبات حاکم بر کشاورزی و حیات روستایی در فلات مرکزی ایران در تعارض بود

مطابق نظریه برینگتون مور در کتاب "ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دمکراسی" ، ))شرط لازم وکافی برای عدم وقوع انقلاب ، توان ضعیف انقلابی در دهقانان و انگیزة ضعیف بورژوازی برای نوسازی است.اگر بر خلاف مورد اول ، توان دهقانی قوی و انگیزة بورژوازی ضعیف باشد، انقلاب دهقانی چپگرایانه روی خواهد داد.((

شکست انقلاب مشروطه در تحقق آرمان هایش را در واقع شکست بورژوازی تجاری در نوسازی جامعه ایران می توان تلقی نمود

به اعتقاد دلاوری جوامعی که دچار انقلاب چپگرایانه شدند دارای ویژگی ها و شرایط اجتماعی خاص خود بودند. از جمله:

1 بخش اعظم جمعیت این کشورها را دهقانان تشکیل می دادند که در نظام فئودالی تحت استثمار شدید ملاکان بودند.

2 در این جوامع در قرن 19 شورش های دهقانی زیادی صورت پذیرفته بود. دلایل آن، استثمار ملاکین از یکسو و فشاری که دولت با اخذ مالیات از دهاقین به عمل می آورد از سوی دیگر بود.

3 پیوند این جنبشهای دهقانی با جنبش انقلابیون شهری (طبقات پایین و روشنفکران) [دلاوری، ابوالفضل. (70- 1369)].

نگاهی به نظریه اریک ولف:

اریک ولف در نوشتاری موسوم به "دهقانان و انقلاب ها" مندرج در کتابی با عنوان “National Liberation: revolution in the Third world” به نحو مبسوط و عالمانه ای سرشت انقلابات دهقانی در جوامع جهان سوم را تشریح می نماید آنچه که آبراهامیان در قالب بخشی از مقاله اش موسوم به  "دهقانان غیرنقلابی در ایران معاصر" در تحلیل جنبش جنگل بیان می دارد عینا مو به مو رونوشت برداری از نظریه ولف و سعی در انطباق آن با واقعیات جامعه دهقانی و حیات روستایی گیلان در آستانه قیام جنگل است ازاینرو ضروری به نظر می رسد نظریه ولف به عنوان سرچشمه در این مجال مورد ارزیابی واقع گردد و من سعی می کنم چکیده ای از آن را ارائه دهم برای روشن و واضح بودن تم های اصلی نظریه ولف از بندهای شماره گذاری شده استفاده می نمایم:

1-    1-دهقان فقیر یا کارگر بی زمین که حیاتش تاحد زیادی به یک زمیندار وابسته است از قدرت تاکتیکی برخوردار نیست او که فاقد منابع کافی برای به کارگیری در مبارزه قدرت است کاملا در حوزه قدرت ارباب خود قرار دارد بنابراین احتمال اقدام به شورش توسط دهقانان فقیر یا کارگران بی زمین وجود ندارد

2-    2-تنها دو گروه از دهقانان از اهرم های کافی درونی برای اقدام به یک شورش پایدار برخوردارند: الف- دهقانان متوسط زمیندار ب- دهقانانی که در یک ناحیه پیرامونی خارج از حوزه های کنترل زمینداران ساکن هستند

برخورداری دهقانان متوسط از منابع مخصوص به خود آنها را از آزادی تاکتیکی که برای به چالش کشیدن اربابانشان لازم است  برخوردار می سازد اما همین موضوع  در مورد آن دسته از دهقانان فقیر یا متوسطی که محل های اسکانشان تنها تحت کنترل اندک یک قدرت بیرونی است نیز صادق است دراینجا شاید املاک این دهقانان برای تامین معیشت خانواده شان کافی نباشد اما فعالیت های جنبی نظیر کارهای فصلی، قاچاق و دامداری که تحت کنترل مستقیم یک حوزه قدرت بیرونی انجام نمی شود کمبود عواید حاصل از زمین را جبران می کند و به دهقانان تاحدی آزادی عمل می بخشد ما نمونه چنین دهقانانی را که از آزادی تاکتیکی برخوردارند در روستاهای مورلوس در مکزیک، در کمون های ناحیه کشاورزی مرکزی در روسیه، در استحکامات شمالی که به وسیله کمونیست های چینی پس از راه پیمایی طولانی برقرار شد، در خط مقدم شورش های ویتنام، درمیان فلاحان الجزایر، و در میان متصرفان غیرقانونی در استان اورینته کوبا شاهدیم

3-    3-دهقانان متوسط به اعتقاد ولف گروهی هستند که: الف-بیشتر از سایرین از عدم مقاومت در برابر چپاول های جمع آوری کنندگان مالیات یا زمینداران لطمه می بینند و ب- بیشتر ازهمه در معرض تاثیرات پرولتاریای روبه رشد قرار دارند دهقانان فقیر یا کارگران بی زمین درجریان رفتن به شهر یا کارخانه ها معمولا پیوند خود را با زمین قطع می کنند اما دهقانان متوسط بر روی زمین کار می کنند و فرزندانشان را برای کار به شهر می فرستند به این ترتیب آنها در وضعیتی قرار دارند که بخشی از خانواده شان کار کشاورزی را ادامه می دهند درحالی که بخشی دیگر در معرض فرهنگ و آموزش های شهری قرار می گیرند این وضعیت نیز دهقانان متوسط را به انتقال دهنده ناآرامی ها و عقاید سیاسی شهری بدل می سازد

اکنون اگر این فرض را بپذیریم که این دهقانان متوسط و دهقانان فقیر اما آزاد ( دهقانانی که به وسیله هیچ حوزه قدرتی محدود نشده اند) هستند که دسته بندی حیاتی را برای شورش دهقانی تشکیل می دهند پس نتیجه می گیریم که هر عاملی که آزادی عمل ناشی از تحرک تاکتیکی این دهقانان را افزایش دهد پتانسیل انقلابی شان را تقویت می کند یکی از این عوامل، موقعیت پیرامونی این دهقانان نسبت به مرکز کنترل دولتی است درحقیقت، نواحی مرزی صرف نظر از اینکه دهقان نشین باشند یا نباشند غالبا گرایش علیه دستگاه مرکزی از خود نشان می دهند:

الف-هنگامی که دهقانان فقیر در چنین ناحیه پیرامونی و خارج از کنترل طبیعی قدرت مرکزی ساکن هستند قدرت تحرک تاکتیکی آنها به واسطه موقعیت جغرافیایی شان دوچندان می شود نظیر روستاهای مورلوس مکزیک، نگی آن ویتنام، قبایل الجزایر و اورینته در کوبا

ب-در صورتی که چنین نواحی دارای دژهای کوهستانی قابل دفاع نیز باشند کارآمدی شان سه برابر می شود

ج-درجایی که ساکنان این دژها به لحاظ قومی و زبانی با ساکنان اطراف خود تفاوت داشته باشند کارآمدی شان چهار برابر می شود ساکنان روستاهای مورلوس، ناواتل زبان و ساکنان نواحی قبایلی بربرزبان هستند (Wolf,1971)

 

انطباق نظریه ولف با گیلان و جنبش جنگل:

آبراهامیان در بخشی از مقاله خود با عنوان "دهقانان غیرانقلابی در ایران معاصر" به بررسی جنبش جنگل در گیلان می پردازد و دقیقا مطابق نظریه ولف رشد دهقانان متوسط در گیلان را عامل کلیدی در پیدایش دهقانان انقلابی در این دیار قلمداد می نماید چکیده ای از تحلیل آبراهامیان در مقاله مذکور به شرح زیر است:

"وجود دهقانان انقلابی در گیلان را می توان ناشی از عوامل جغرافیایی و اجتماعی- اقتصادی متعدد دانست. ایالات حاشیه کاسپین برخلاف بسیاری از مناطق دیگر ایران، خاک حاصلخیز و باران فراوان دارد که این عوامل خود موجبات تراکم جمعیت در گیلان را فراهم می سازد. بنا بر سرشماری ۱۳۳۵ تراکم جمعیت در ایران ۱۱٫۵ نفر در هر کیلومترمربع است ولی در گیلان به بیش از ۳۳٫۵ نفر در هر کیلومترمربع می رسد

این عوامل جغرافیایی اثرات و پیامدهای مهمی داشت که ایجاد (روستاهای برونگرا) و (دهقانان متوسط ناراضی) ازجمله آن بود. تراکم جمعیت، امکان ارتباط روستاها(به دلیل اینکه ۳۰۷۶ فقره روستاهای گیلان را شالیزارها و جنگلها و و چراگاهها از یکدیگر جدا می کرد و نه مثل بسیاری از دیگر بخشهای کشور،فواصل طولانی و زمین های صعب العبور) و حاصلخیزی زیاد موجب رشد سریع و زودرس تجارت محلی شد حتی در نیمه نخست قرن نوزدهم که دیگر بخشهای ایران عمدتا جوامعی با اقتصاد معیشتی و خودبسنده بودند گیلان به دلیل بازارهای هفتگی اش مشهور بود. توسعه تجارت خارجی با روسیه نیز مزید بر علت شد برخی عوامل اجتماعی اقتصادی دیگر نیز در مجموع به رشد و توسعه روستاهای برونگرا در گیلان مدد رساند.

به نظر آبراهامیان عامل نخست وجود زبان مشترک گیلکی بود که ارتباط اجتماعی مابین روستاها را تسهیل می نمود عامل دوم فقدان عشایر و به تبع آن نبود سازمان طایفه ای و قبیله ای بود عامل سوم فراوانی باران که از اهمیت توزیع و تفسیم آب می کاست و در نتیجه سازمان جمعی تولید کشاورزی (بنه) در این ایالت غیرضرور بود. عامل چهارم آنکه دهقانان گیلانی در مقایسه با دهقانان سایر نقاط کشور از سطح رفاه بالاتری برخوردار و نتیجتا مازاد محصول بیشتری برای فروش در اختیار داشتند. و سرانجام عامل نهایی اینکه میزان باسوادی در گیلان از سایر نقاط کشور بالاتر بود بر طبق آمار ۱۳۳۵ میزان باسوادی در گیلان ۶درصد بود درحالیکه این میزان در آذربایجان غربی ۴٫۹ درصد، آذربایجان شرقی ۴٫۲درصد، خراسان ۳٫۵دصد و در بلوچستان ۲٫۵درصد برآورد شد بود.

نظر به اینکه روستاها در گیلان، برونگراتر از بیشتر جوامع روستایی در ایران بودند و همچنین از آنجا که این روستاها عمدتا به جویبارهای کوچک و بارندگیهای طبیعی متکی بودند و نه به قناتهای پرهزینه، مالکان نمی توانستند دهقانان را به بازپس گرفتن حق کشت مرعوب کنند زیرا تا قبل از افزایش جمعیت، زارعان سهم بر می توانستند درختان جنگل را قطع کرده و در زمینهای حاصلخیز جدید به کشت بپردازند. نیز مالکان نمی توانستند از پیوندهای خویشاوندی با روستاییان استفاده کنند چون روابط آنها روابط ایلی نبود و مالکان وظیفه حمایت از روستاییان را بر عهده نداشتند چون روستاییان این مناطق با خطر حمله قبایل دیگر مواجه نبودند برای حفاظت از خود به احداث دیوارهای بلند نیاز نداشتند

بدین سان در آستانه قرن بیستم نوعی خاص از دهقانان متوسط در گیلان وجود داشت که اگرچه مالک زمین نبودند اما به طور نسبی در مقایسه با سایر نقاط کشور از سطح زندگی بالاترو نتیجتاً از استقلال بیشتری برخوردار بودند و از آنجا که اربابان، هیچ نقش مهمی از قبیل حمایت از روستاییان در مقابل ایلات، سرمایه گذاری در امور آبیاری و حمایت از برزگران در مشکلات مالی ایفا نمی کردند دهقانان ، آنها را نه به عنوان ولی نعمت بلکه به عنوان انگل می شناختند. با وام گرفتن اصطلاح از برینگتون مور می توان گفت، مبانی طبیعی احترام بین مالک و دهقان در گیلان وجود نداشت.

بدین سان گیلان برخلاف سایر نقاط ایران و به همان دلایلی که در روسیه، چین، ویتنام، مکزیک و بسیاری کشورهای دیگر وجود داشت دهقانان انقلابی در خود پرورش داد. این دهقانان متوسط که از مالکان بزرگ و دولت مستقل بودند حداقل نفوذ و قدرتی را به دست آوردند که لازمه درافتادن با نظم موجود بود روستاهای ایشان برونگرا و و نسبتا از سلطه مالک آزاد بودند رابطه نزدیکی با روستاهای دیگر داشتند و به طور مستقیم با اقتصاد بازار آمیخته بودند درنتیجه، این روستاها نه تنها خود ناراضی بودند بلکه از نارضایتی روستاهای دیگر نیز آگاه بودند علاوه بر این دهقانان ناخشنود گیلان برخلاف دیگر نقاط ایران طی بیشتر دوران معاصر به خصوص بین سالهای ۱۹۱۴-۲۱ و دوباره در سالهای ۱۹۴۱-۴۶ از یک دولت متمرکز قوی در هراس نبودند."(آبراهامیان 1375)

همچنین روحیه انقلابی دهقانان خطه گیلان در ادبیات معاصر ایرانی به عنوان مثال داستان "گیله مرد" اثر بزرگ علوی داستان نویس برجسته ایرانی به خوبی بازتاب داشته است

بنابراین براساس نظریه ولف و نیز فاکت های مطروحه توسط آبراهامیان می توان فرضیه تکوین دهقانان متوسط در گیلان و متعاقبا استعداد انقلابی این قشراجتماعی را تاییدشده دانست

ازاینرو هم اینک به بند دوم از چکیده نظریه ولف ارائه شده در این مقاله می پردازم: در این بند پس از فاکتور دهقانان متوسط به نقش پراهمیت آنچه که آن را " دهقانانی که در یک ناحیه پیرامونی خارج از حوزه های کنترل زمینداران ساکن هستند" می نامد می پردازد و این همان وجهی است که آبراهامیان در عباراتی نظیر " استقلال نسبی دهقانان از مالکان " و "نبود مبانی طبیعی احترام بین مالک و دهقان در گیلان" آن را مورد تایید قرار می دهد

همچنین امکان فعالیت های جنبی برای دهقانان و وابسته نبودن صرف آن ها به درآمد حاصله از زمین از دیگر عوامل مدنظر ولف است که درجامعه روستایی گیلان صادق بود چرا که بسیاری از روستائیان از قبل فعالیت هایی نظیر صید ماهی به واسطه وجود دریا و تالاب و رودهای پرآب و همینطور شکار جانوران و نیز صید پرندگان و.... قادر بودند بخشی از مایحتاج روزمره خود را تامین نمایند

در سال 1878، کنسول بریتانیا در رشت، جایگاه دهقانان آنَ را این چنین توصیف می‌نماید:"در گیلان، یکی از غنی‌ترین و حاصلخیزترین مناطق ایران، در هر کجایش، پوشش گیاهی فراوان وجود دارد، تقریباَ هر بوته یا ​​درختی رشد خواهد نمود، طبقات پایین، بدون هیچ دلیلی ناراضی می‌باشند. تعداد کمی از آن‌ها وضع مطلوبی دارند، خرده مالکند، اما توسط مالکینی که منافع آنها را به نفع خود تمام می‌کنند، گزینش می‌گردند. اگر دهقانان در پاکسازی یک قطعه‌ی جنگل، برای کشت محصول، اقدام کنند، می‌بایست که محصول زمین را با مالک زمین تقسیم نمایند. اگر درختان توت کشت گردند، نهال خریداری شده توسط ارباب، و پس از چند سال زمانی که ابریشم تولید شود، نوغانداران، یک سوم تولید را، برای رفع مشکل خود برمی‌دارند، نیمه‌ی باقی مانده به ارباب و نیمه‌ی دیگر سفته بازان که تخم کرم ابریشم فراهم می‌کنند می‌رسد. به همان نسبت کم، هم مباشران می‌توانند در هر زمانی بر حسب کارهایی که روستایی انجام می‌دهند مقداری از محصول را به نفع خود بردارند. سود به دست آمده برای خود دهقان، که برگرفته از حرفه‌ی کشاورزی خویش هست ناچیز نیست. او می‌تواند چوب جنگلی که، بخش فراموش گشته‌ی ملک اربابش است را قطع کرده و می‌تواند به نفع خود زغال چوب بدست آمده را بدون پرداخت اجاره‌ای یا برخورد با مشکلی آن را بفروشد. گاو و گوسفند خود را می‌تواند آزادانه در آن بخشی که زیر کشت نیستند، بچراند، همچنین می‌تواند سبزیجات را در اطراف کلبه خود کشت نماید، و تمام سود ناشی از پرورش و فروش مرغ و ماکیان را برای خود داشته باشد، و سرانجام هیچ کدام از موارد فوق نباشد حداقل، او می‌تواند بدون مشورت با اربابش در ملک خود میوه‌های فراوانی را پرورش دهد." (گزارش کنسولگری بریتانیا، عیسوی، چارلز “اجاره‌ی زمین در گیلان،” در “تاریخ اقتصادی ایران، ص 225شیکاگو:1971 انتشارات دانشگاه شیکاگو، )

"فراوانی آب و زمین‌های حاصلخیز، به معنای بازدهی بالاتر محصول و تراکم بیشتر جمعیت، کمکی به دهقانان مستاجر می‌باشد، به ویژه هنگامی که ما، وضعیت دهقانان در این منطقه را با زمین‌داران مناطق خشک‌تر کشور مقایسه می‌کنیم، آن‌ها درجه‌ی بیشتری از استقلال برخوردارند. مانند اروپا و آمریکا، در منطقه‌ی کاسپین زمین را، از طریق پاکسازی جنگل‌ها و بدون نیاز به حفر قنوات، که هزینه‌ی زیادی برای ساخت و نگهداری آن نیاز است، می‌توان آباد کرد. علاوه بر این، گسترش محصولات باغی، که نیازمند مراقبت چندین ساله هست، هم توسط ویژگی اقلیمی و هم توسط بازرگانانی، برای دهقانان ترغیب‌کننده بود. این، به نوبه خود، و به طور کلی در مورد محصولات کشاورزی دانه‌ای که سالانه به عمل می‌آیند و به لحاظ بهره‌برداری برای دهقانان، به معنای سرزمین پر برکتی است" (همان منبع)

در همین راستا پژوهشگر دیگری می نویسد: "روستاهای گیلان از لحاظ گوناگون با روستاهای مناطق درونی ایران تقاوت داشتنند و دارند این اختلاف فقط به شرایط جغرافیایی محدود نمی گردید چون به دنبال آن تفاوت های دیگری را نیز به همراه داشته است شکل روستاها، نحوه ساخت خانه ها، فاصله روستاها با همدیگر و فاصله آنها از شهر نیز شرایطی را فراهم می سازد که در فرایند شکل گیری جنبش های اجتماعی موثر بوده است زیرا به لحاظ مجاورت روستاهای منطقه خزری، روستائیان بهتر می توانستند همدیگر را در عرصه مسائل اجتماعی پیدا نمایند و در صف آرایی در مقابل ارباب و حکام محلی که غالبا سرنوشت مشترک داشتند به یکدیگر مساعدت نمایند روستاهای گیلان معمولا به هم نزدیک هستند و در بعضی موارد نیز در مجاورت شهرها قرار گرفته اند به طوری که روستایی شمال به راحتی، به شهر و امکانات شهری دسترسی داشت و ضمن قرار گرفتن در جریان مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه، عصر همان روز نیز به منزل / روستای خود بر می گردد رابینو گزارش می دهد که رعایا و سواران همواره از روستاهای اطراف رشت برای کمک به شهر می آمدند و پس از بازگشت شرایط مطلوب به آبادی های خود بازمی گشتند" (نصرالله پورمحمدی املشی، نگرشی جامعه شناختی به جنبش های روستائی گیلان در عصر مشروطه، فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره 7)

همه این عوامل آنچه را که ولف، "آزادی تاکتیکی دهقانان" می نامد به نحو فزاینده ای ارتقاء می بخشد

اما به بند سوم بپردازیم: نگرانی درخصوص تحصیل مالیات های سنگین از دهقانان که به درستی از سوی ولف یکی از دلنگرانی های دهقانان متوسط و افزایش پتانسیل انقلابی درمیان آنها قلمداد شده دقیقا در مهمترین سند سیاسی جنبش جنگل یعنی مرامنامه آن نیز بازتاب می یابد آنچنانکه در بند سوم این مرامنامه بر تحدید دامنه مانور ملاکین و تاکید بر نیروی کار دهاقین به صراحت تصریح شده است مفاد این بند به قرار زیر است : "مالکیت اراضی با ملاحظه تامین معیشت عمومی تا حدی تصدیق می شود که حاصل آن عاید تولید کننده شود." به گفتة کنسول بریتانیا در ایران مک لارن،انقلابیون در مناطق مفتوحه مبالغی چشمگیر از زمین داران می گرفتند. در پیشروی ماه صفر درشرق گیلان، مجموع دریافتی جنگلی ها از طبقة ملاکین به 200 هزار تومان بالغ شده بود

اما درخصوص سه مورد متذکر از سوی ولف درخصوص عوامل افزایش تحرک تاکتیکی دهقانان:

الف- گیلان در دوره قاجار از آنجا که در حوزه نفوذ دولت روسیه تزاری قرار داشت تا حدی یک ناحیه پیرامونی و خارج از کنترل دولت مرکزی محسوب می شد

ب-مناطق دسترسی ناپذیری نظیر جنگل های تولم و جبال البرز دژهای دفاعی این منطقه به شمار می رفت. کسما و گوراب زرمیخ در قلب جنگل های فومنات و نیز پایگاه آلیان را به طور طبیعی می توان دژهای دفاعی نفوذناپذیر قلمداد نمود

ج- نقش فاکتور زبان مشترک و متمایز گیلکی نیز در تعبیر آبراهامیان مورد تاکید قرار گرفته و برمبنای نظر ولف نیز این عامل می تواند در ارتقاء تحرک دهقانان متوسط تاثیرات قابل توجهی داشته باشد

همچنین ارتباط دهقانان متوسط با محیط شهری رشت که کانون نخستین نطفه های صنعتی شدن را پشت سر می نهاد در افزایش آگاهی سیاسی – اجتماعی این قشر و فزونی تحرک آنها موثر بوده است همچنین صنعتی شدن سریع و گسترده قفقاز تحت لوای حکومت روسیه و بسط مناسبات سرمایه داری صنعتی در آن بسیاری از دهقانان ساکن در صفحات جنوبی کاسپین را در جستجوی کار بدان سامان سوق داد که پرولتریزه شدن این بخش از دهقانان و آشنایی آنها با مفاهیم مدرن اروپایی را به همراه داشت بسیاری از اینها در بازگشت به موطن خود اندیشه های جدیدی را با خود آورده و به جامعه بومی منتقل نمودند که به نوبه خود در افزایش استعداد انقلابی دهقانان و نیز طبقات شهرنشین موثر افتاد

"تقی زاده، تعداد کارگران ایرانی مستقر در باکو را بین 50 تا 80هزار (در پاییز و زمستان بیشتر و در تابستان کمتر) نوشته است سلطان زاده نیز رقم این کارگران را در اوایل 1918 بالغ بر 300هزار نفر برشمرده است" (رئیس نیا 1360)

85درصد کارگران ایرانی مقیم روسیه را دارای خاستگاه دهقانی دانسته اند (همان منبع)

نظریه ساختارگرایانه اسکاچپل:

خانم تدا اسکاچپل استاد جامعه شناسی انقلابات  در دانشگاه هاروارد در قالب نوشتاری با عنوان “Revolutions and the world-historical development of capitalism” تحلیلی ساختاری از عوامل بروز یک انقلاب ارائه می کند که می تواند در تدوین چارچوب نظری ما نیز موثر باشد

ذیلا سعی می شود چکیده ای از نظریه وی که می تواند به بحث ما مربوط باشد ارائه گردد (طبق روال مالوف، جهت تمیز و تشخیص عناصر نظری از بندهای شماره گذاری شده استفاده می گردد):

1-    از نگاه اسکاچپل، به لحاظ تاریخی، انقلاب های اجتماعی توده ای از پایین تنها در صورتی به وجه موفقیت آمیز رخ داده اند که دهقانان به عنوان طبقه اکثریت و مولد از استقلال سیاسی و محلی کافی برای شورش برخوردار بوده اند چنین شورش های دهقانی به صورت موفقیت آمیزی در انقلاب های روسیه و چین رخ دادند برعکس، انقلاب 50-1848 آلمان تاحد زیادی به این خاطر شکست خورد که شرایط مساعد برای شورش دهقانی در شرق آلپ وجود نداشت همچنین مسلما یکی از شرایط مهم برای انقلاب از بالا در ژاپن و ترکیه این بود که در این کشورها درون ساختارهای سنتی محصور باقی ماندند به طوری که امکان شورش گسترده را نداشتند

2-    شرایط مساعد محیط بین الملل فاکتور مهم دیگری است که اسکاچپل در تحلیل شرایط مستعد بروز انقلاب بر آن تاکید می کند

به طور خلاصه از نگاه اسکاچپل، "موقعیت های انقلابی هنگامی ایجاد می شوند که دولت های جوامع کشاورزی از یک طرف با فشارها و کشمکش های بین المللی مواجه شده باشند و از طرف دیگر قابلیت تحصیل منابع کافی سرمایه گذاری برای مقابله با فشارهای خارجی را نداشته باشند این شرایط دولت را فلج می کند و فرصتی مناسب برای دهقانان مستعد شورش فراعم می نماید نخبگان حاشیه ای شورش های دهقانی را علیه رژیم پیشین سازماندهی می کنند" (ناصرهادیان، نظریه تدااسکاچپل و انقلاب اسلامی، راهبرد، شماره9، بهار75)

انطباق نظریه اسکاچپل با شرایط جنبش انقلابی جنگل:

براساس بند اول استقلال سیاسی و محلی نسبی دهقانان در گیلان به دلایل جغرافیایی – اقلیمی و نیز همانطور که سابق بر این ذکر شد به علت بسط و فربه شدن قشر دهقانان متوسط بستر ساختاری مناسبی جهت افزایش پتانسیل انقلابی درمیان آنها فراهم ساخت درعین حال همانطور که اسکاچپل علت عدم موفقیت قیام دهقانی آلمان را فقدان شرایط مناسب شورش در میان دهقانان شرق آلپ می داند می توان استدلال نمود فقدان چنین بستر مناسبی در جامعه روستایی مناطق مرکزی سرزمینی ایران (به علت تفاوت ماهوی مناسبات زراعی) را می توان از علل عدم موفقیت جنبش جنگل در تسری خود به مرزهایی فراتر از گیلان قلمداد نمود

و نیز براساس بند دوم ، محیط مساعد بین المللی به علت وقوع انقلاب در روسیه و سرنگونی حکومت تزاری و خروج و فروپاشی نیروهای نظامی روس مستقر در گیلان و ایجاد خلاء قدرت بستری را فراهم ساخت که چریک های جنگلی را در موضعی بالادست قرار داد با وقوع انقلاب روسیه، امقلابیون جنگلی، پس از استیلا بر رشت قلمرو خود را به شرق گیلان نیز گسترش دادند تا اوایل صفر 1336/نوامبر 1917 لاهیجان، لنگرود و رانکوه به تصرف جنگلی ها درآمده بود بنا به گزارش مک لارن ویس کنسول انگلستان در رشت "انقلابیون جنگلی درصدد بودند در گام بعدی تنکابن در غرب مازندران را تصرف کنند " (C. Maclaren to Marling, 28 Nov. 1917 ) از سوی دیگر درگیری دولت مرکزی ایران در آشوب ها و اغتشاشات ناشی از درگیری های جنگ جهانی اول از دیگر عوامل مستعد در قدرت گیری این جنبش انقلابی بوده است

 

نتیجه گیری:

یک چارچوب نظری تلفیقی مرکب از نظریات ولف، برینگتون مور و اسکاچپل مناسب ترین قالب جهت توضیح و تبیین علل وقوع جنبش انقلابی جنگل است برمبنای این قالب تئوریک ترکیبی، عوامل مستعد جهت تکوین این نهضت را می توان  خلاصه وار به قرار زیر برشمرد:

1-    به دلایل جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی شاهد  رشد قشر قابل توجهی از دهقانان متوسط در گیلان بودیم که دارای مطالبات سیاسی انقلابی بودند (تجمیع و انباشت مازاد محصول بیشتر در گیلان در قیاس با سایر جوامع زراعی ایران به علت شرایط مستعد اقلیمی – جغرافیایی به تکوین این قشر اجتماعی مدد رساندهمچنین فقدان سازمان عشایری نیرومند که به غارت مازد اقتصادی جوامع کشاورزی یکجانشین بپردازد وجه تمایز دیگر مناسبات اجتماعی گیلان با جوامع آن سوی جبال البرز بوده که خود به افزایش انباشت مازاد کشاورزی و نهایتا شکل گیری قشر مرفه تری از دهقانان با جهتگیری سیاسی و ایدئولوژیک مشخص یاری رساند)  

2-    با استعانت از نظریه برینگتون مور می توان گفت: این استعداد بالای انقلابی درمیان دهقانان متوسط همراه با ضعف تاریخی بورژوازی موجبات تسلط گرایش های چپ گرایانه در این جنبش گردید

3-    تجمیع  این دهقانان متوسط در یک ناحیه جغرافیایی پیرامونی و منزوی(چرا که در آن زمان گیلان به عنوان یک استان مرزی در حوزه نفوذ روسیه تزاری قرار داشت و دولت مرکزی حضور اندکی در آن از خود نشان می داد) موجبات بسط شرایط مساعد جهت اقدام علیه دولت مرکزی را فراهم نمود

4-    آنچه که برینگتون مور آن را "پیوند جنبشهای دهقانی با جنبش انقلابیون شهری (طبقات پایین و روشنفکران)"  به عنوان یکی از عوامل مستعدکننده شورش انقلابی می داند در جنبش جنگل به چشم می خورد حضور گستره وسیعی از روشنفکران تحصیلکرده شهری، روزنامه نگاران، سیاستمداران و... در بدنه اجتماعی و کادرهای رهبری آن گواه این قضیه است

5-    سایرعوامل مدنظر ولف از قبیل فعالیت های جنبی اقتصادی به غیر از کشت بر روی زمین، ارتباط با شهر، استقرار در ناحیه جغرافیایی پیرامونی و خارج از کنترل قدرت مرکزی و دسترسی ناپذیری طبیعی به علت پوشش انبوه جنگلی، همسانی قومی – زبانی منابعی بودند که آزادی عمل تاکتیکی آنها را جهت ضدیت با دولت مرکزی به نحو قابل ملاحظه ای افزایش دادند

6-    در عین حال عدم وجود شرایط مساعد همسان در جامعه روستایی سرزمین اصلی ایران از عوامل عدم جوش خوردن و پیوند این جنبش دهقانی با جوامع روستایی آن سوی البرز و نهایتا شکست تراژیک آن محسوب می گردد

7-    شرایط مستعد بین المللی از قبیل وقوع جنگ جهانی اول و انقلاب در روسیه و سرنگونی حکومت تزاری و فروپاشی طبیعی نیروهای نظامی آن در گیلان توام با حضور افسران اتریشی – آلمانی در نهضت جنگل از مشخصه های شرایط مستعد بین المللی به تعبیر اسکاچپل محسوب می گردد همچنین همجواری گیلان با ناحیه قفقاز و انتقال مفاهیم مدرن از دروازه اروپا را نیز می توان در زمره همان فاکتور محیط مساعد بین المللی قرار داد

 

منابع:

-آبراهامیان، یرواند، مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، مترجم: سهیلا ترابی فارسانی، 1375

-برینگتون مور، ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دمکراسی، نقش ارباب و دهقان در روند نوین سازی، ترجمه: یوسف نراقی، نشر فروزان روز

- نصرالله پورمحمدی املشی، نگرشی جامعه شناختی به جنبش های روستائی گیلان در عصر مشروطه، فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره 7

-رئیس نیا، رحیم (1360) حیدرعمواوغلی در گذر از توفان ها، بیجا:دنیا

- دلاوری، ابوالفضل. (70- 1369). نوسازی در ایران: موانع و تنگناهای نوسازی سیاسی و اقتصادی تاپایان عصر قاجار. رسالة فوق لیسانس. دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

- عیسوی، چارلز “اجاره‌ی زمین در گیلان،” در “تاریخ اقتصادی ایران، ص 225شیکاگو:1971 انتشارات دانشگاه شیکاگو

-فخرایی، ابراهیم 1357، سردارجنگل،تهران، جاویدان

-هدایتی خوشکلام، یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، رشت:کتیبه جنگل

- ناصرهادیان، نظریه تدااسکاچپل و انقلاب اسلامی، راهبرد، شماره9، بهار75

-Scochpol, theda, Revolutions and the world-historical development of capitalism

-Wolf, Erric. National Liberation: revolution in the Third world, edited by Norman R.Miller and Roderick R.Aya. 1971

 

 

 

  • علیرضا فدائی پور
  • ۰
  • ۰

یکی از مشکلات تاریخنگاری بالاخص تاریخنگاری محلی در کشورمان ضعف چارچوب نظری و تقلیل آن به صرف روایت وقایع منفرد تاریخی بدون در نظر گرفتن بستر اجتماعی کلی تر محاط بر آن وقایع است مکتب تاریختگاری آنال که فرناند برودل از بانیان آن محسوب می شود در جهت مقابله با این تقلیل گرایی شکل گرفته آنچه در پی می آید مقاله ای است به قلم دیوید مون که توسط اینجانب ترجمه شده است و از نظرتان می گذرد:

1-مقدمه:

مکتب تاریخنگاری آنال در اواخر دهه 1920 میلادی پیرامون ژورنالی موسوم به "سالنامه تاریخ اقتصادی و اجتماعی" در فرانسه پدیدار گردید مکتب آنال –که درباره چیزی فراتر از تاریخ اقتصادی و اجتماعی بود- در اواسط قرن بیستم میلادی به اوج اهمیت و تاثیرگذاری دست یافت که تا به امروز ادامه داشته است ژورنال مذکور امروزه با عنوان: "آنال:اقتصاد، جامعه، تمدن" شناخته می شود

اگرچه اغلب تاریخنگاران مکتب آنال فرانسوی بوده و در دانشگاه های فرانسه به فعالیت مشغول بودند بااین وجود به هیچ عنوان خودشان را به مطالعه تاریخ فرانسه محدود نساختند مکتب آنال یک گروه منسجم از تاریخنگاران که همگی آنها بر روی موضوعات مشابهی کار و از روش شناسی واحدی پیروی کنند نبود بلکه گروه غیرمنسجمی از تاریخنگاران با اهداف مشترک تلقی می شد همین گستره و تنوع فعالیت هایشان در قالب اهداف وسیعا مشترک بود که تاریخنگاری آنال را اینچنین بااهمیت می ساخت مهمتر از آن اینکه تاریخنگاران مکتب آنال متعهد به وسیعتر نمودن گستره رشته تاریخ بودند آنها در طی این فرایند در برخی از موارد، خود پیشگام بوده و در سایر موارد به توسعه و عمومی نمودن شماری از رویکردهای تاریخی پرداختند که در زمان خودشان جدید بودند نظیر: تاریخ تطبیقی، تاریخ ذهنیت ها (یا نگرش ها) و تاریخ کمی گرا. آنها ایده های مرسوم درخصوص دوره بندی تاریخی و یا نوشتن درحوزه یک دوره زمانی طولانی را به چالش کشیدند آنها همچنین مصر بر ازهم گسیختن مرزهای مابین رشته ها و توسل آگاهانه به روش شناسی سایر رشته ها به ویژه جغرافیا، علوم اجتماعی از قبیل جامعه شناسی، انسانشناسی، اقتصاد، روانشناسی و همینطور زبانشناسی بودند

مباحث مورخان آنال به چند دلیل برای تاریخنگاران مناسب به نظر می رسید:

1-1-مکتب آنال در قرن بیستم و در واکنش به تاریخ سیاسی و دیپلماتیک و روایت وقایع منفرد توسط تاریخنگاران به تبعیت از سنت تاریخنگار آلمانی لئوپولد فون رانک در قرن نوزدهم در فرانسه ( و سایر نقاط) شکل گرفت

1-2-تاریخنگاران آنال با تاریخنگاری مارکسیستی اشتراک نظر داشتند با وجود برخی تشابهات مابین مورخان آنال و مارکسیست به لحاظ رویکرد، علاقه به ساختارها و به ویژه کنار نهادن روایت های تاریخ سیاسی، بر سر برخی موضوعات نیز اختلاف داشتند به طور خاص، مورخان آنال به دنبال بدیل هایی برای اولویت زیربنای اقتصادی به عنوان عامل علی در تاریخ بودند آنها اهمیت بیشتری برای جغرافیا در قیاس با اقتصاد قائل بودند

1-3-همچنین مکتب تاریخنگاری آنال بر کار برخی از پژوهشگران همچون میشل فوکو نیز تاثیر نهاد مورخان آنال تا اندازه ای بر روی تاریخ فرهنگی و ذهنیت ها کار می کردند که چرخش زبانشناختی – توجه خاص به اهمیت زبان – را پیش بینی می نمود

2-مکتب آنال:

به طور خاص، سه نسل از تاریخنگاران مکتب آنال وجود داشتند مهمترین اعضای نسل نخست، - بنیانگزاران- مارک بلوخ مورخ قرون وسطی و لوسین فور مدرنیست بودند چهره برجسته نسل بعدی از مورخان آنال که در دهه های 1940 و 1950 میلادی نقش پیشگام را برعهده داشت فرناند برودل بود و شاخص ترین چهره نسل سوم که همچنان در حال فعالیت است امانوئل روی لادوریEmmanuel Le Roy Ladurie است

چند نمونه از کارهایی که این افراد انجام داده اند به شرح زیر است:

کارهای مارک بلوخ شامل "لمس سلطنتی" (1924) ،موضوع این اثر باورهای جاری در فرانسه و انگلستان قرون وسطی و دوران اولیه مدرنیسم بود که براساس آن شاه قادر بود صرفا با لمس کردن بیماران، امراض پوستی را به سهولت مداوا نماید بلوخ در این کتاب به تحلیل وجهه نظرهای عامیانه درخصوص شاهنشاهی، مذهب و معجزات در یک دوره طویل المدت زمانی و با مقایسه اعتقادات در فرانسه و انگلستان می پردازد (از قرن سیزدهم تا قرن هجدهم) رویکرد وی متوسل به علوم اجتماعی از قبیل جامعه شناسی، انسانشناسی و روانشناسی می گردد

بلوخ به نوشتن آثار عظیمی درخصوص جامعه روستایی و فئودالی در فرانسه و اروپای قرون وسطی ادامه می دهد که درجریان آن به ساختارها بیش از وقایع منفرد توجه مبذول می دارد

وی در جریان جنگ جهانی دوم در جنبش مقاومت فرانسه فعال بوده و توسط آلمان ها در سال 1944 اعدام می شود

لوسین فور Lucien Febvre : چنانچه بلوخ را وسیعا متاثر از علوم اجتماعی نظیر جامعه شناسی بدانیم در این صورت می توان گفت دیگر همکار وی در بنیانگزاری آنال بیشتر از جغرافیا متاثر بوده است کار اولیه فور تاکید زیادی بر نقش جغرافیا در تاریخ دارد نخستین کتاب وی مطالعه بر روی ناحیه فرانسه در قرن شانزدهم میلادی بوده است اولین فصل این کتاب به تشریح موقعیت جغرافیایی این منطقه اختصاص داشت  بااین وجود مدعای وی این نبود که محیط طبیعی تعیین کننده تاریخ منطقه است اما مجموعه متنوعی از  واکنش ها به محیطی که انسان ها در آن زیست می کنند تاثیرگذار است انسان ها، شیوه زندگیشان، معتقدات و نگرش هایشان – و نه جغرافیا- در تفسیر فور از تاریخ از جایگاه مرکزی برخوردار بود رویکرد فوربه نقش جغرافیا در تاریخ را با عنوان "احتمال گرایی جغرافیایی" environmental possibilism می توان مشخص نمود که در تعارض با جبرگرایی محیطی environmental determinism قرار دارد (نقش جغرافیا در تاریخ، یک مضمون تکرارشونده در مکتب آنال بالاخص آثار فرناند برودل می باشد)

فرناند برودل: احتمالا معروفترین اثر مورخان آنال، تاریخ جهان مدیترانه ای در قرن شانزدهم باشد که توسط برودل نگاشته شده است نخستین ویراست این کتاب –که در اصل تز دکترای وی بود – در آلمان درخلال جنگ جهانی دوم  به صورت جزوه دستنویس تنظیم گریدید و پس از آن جهت چاپ مورد بازبینی قرار گرفت. چاپ اول در 1949 و چاپ دوم پس از بازبینی در 1966 به چاپ رسید این کتاب، اثری تاریخی در مقیاسی فراگیر بود برودل نیز به مانند فور با جغرافیای جهان مدیترانه ای می آغازد از نظر برودل برخلاف فور، جغرافیا نقشی قاطع و حتی تعین بخش در تاریخ انسانی ایفا می نماید اگرچه بعدها خود آن را انکار نمود درخصوص جهان میترانه ای جلوتر به تفصیل سخن خواهم گفت

برودل بدل به یکی از نمایندگان تاریخ نویسی در مقیاس کلان و در پهنه ای وسیع می گردد: یعنی "تاریخ تام" و تاریخ جهانی. وی چندین مجلد در ارتباط با تاریخ جهان به رشته تحریر درآورد

امانوئل روی لادری: وی شناخته شده ترین مورخ نسل سوم مکتب آنال به شمار می رود معروف ترین اثر وی مطالعه یک دهکده فرانسوی به نام مونته لو در در قرن چهاردهم میلادی است این دهکده مرکز مرتدین بود به همین دلیل اسقف محلی دستور تحقیق در این خصوص را صادر نمود و و بسیاری از اهالی دهکده بازجوئی و مجازات شدند نسخه های بازجوئی به عنوان منبع کتاب لادری مورد استفاده واقع گردید با استفاده از اوراق بازجوئی به بازسازی جامعه و فرهنگ روستای مذکور پرداخت

3-برودل:

در این مبحث قصد دارم بر روی کار فرناند برودل متمرکز گردم بخشی از آن به این دلیل است که یکی از منابع عمده جهت آموزش روش مکتب آنال همانا مقدمه کتاب "جهان مدیترانه ای" است اما دلیل مهمتر این است که چنانچه بخواهیم یک مورخ را از میان مکتب آنال انتخاب کنیم که بااهمیت ترین تاثیر را در نظریه تاریخی ایفاء نموده باشد بنا به تصور من می بایستی از برودل نام برد و من قصد دارم بر مهمترین کتاب او یعنی: "جهان مدیترانه ای در عصر فیلیپ دوم (قرن شانزدهم)" متمرکز شوم کتابی که بار نخست در 1949 و بازبینی آن در مجلد 1966 صورت پذیرفت

من بر سه حوزه متمرکز می شوم:

الف-تلاش برودل جهت دستیابی به تاریخ تام و روابط مابین سه بعد جهان مدیترانه ای

ب-نظریه زمان تاریخی برودل

ج-نظر برودل درخصوص نقش جغرافیا در تاریخ

اما جهت سهولت کار تلاش می کنیم این وجوه را در کنار هم در حین بحث در خصوص این کتاب مطرح نمایم

یکی از اهداف اصلی بنیانگزاران مکتب آنال در بدو تاسیس آن در دهه 1920 به چالش کشیدن تسلط رایج تاریخ سیاسی و دیپلماتیک و به جای آن تاکید بر تاریخ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و جستجوی ساختارهای وسیع تر در تاریخ بود برودل در کتاب مدیترانه، این مضمون را به مراتب بیش از بلوخ یا فور به پیش برده و در پی یکپارچه ساختن صور متعدد تاریخی بود

کتاب مدیترانه به سه بخش اساسی تقسیم می گردد

بخش اول: نقش محیط: بررسی جغرافیای جهان مدیترانه ای در این بخش صورت می گیرد "جهان مدیترانه ای" برودل بسیار وسیع بوده و از امپراتوری ترکان در شرق تا امپراتوری اسپانیا در غرب امتداد داشته و شامل صحرای شمال آفریقا، اروپای شرقی، مرکزی و غربی و حتی اقیانوس اطلس و همینطور نواحی داخلی حوزه دریای مدیترانه نیز می گردد برودل با ملاحظه کوه ها، تپه ها، جلگه و سواحلی که گرداگرد دریا قرار دارند می آغازد و سپس به خود دریا و جزایر مدیترانه می پردازد بحث جغرافیای جهان مدیترانه با تحلیل ارتباطات و شهرها به پایان می رسد

برودل، زمان تاریخی را به سه لایه منقسم می نماید، به عبارت دیگر به ازاء هر بخش از کتاب یک لایه. از نظر برودل، مناسبات مابین انسان و محیط، بسیار تدریجی و تغییرات آن اغلب غیرقابل ادراک بوده و تاریخ چرخه های تکرار و بازگشت براساس چرخه فصلی استوار است

بخش دوم: اهداف جمعی و روندهای عمومی: این بخش بر ساختارهای افتصادی، اجتماعی و سیاسی متمرکز است: بحث مسائل اقتصادی، تجاری و قیمت ها و همینطور امپراتوری ها، جوامع و تمدن جهان مدیترانه ای. این بخش با بحث جنگ افروزی در منطقه به پایان می رسد و به بخش سوم و نهایی کتاب می رسد

لایه های زمانی برودل در این بخش در مفهوم زمان اجتماعی است که اندکی سریعتر از زمان جغرافیایی است این زمان همچنان تدریجی اما با ریتمی قابل ادراک در طول قرون و اعصار می باشد.

بخش سوم: وقایع، سیاست و مردم: این بخش بیشتر شامل تاریخ سیاسی، دیپلماتیک ونظامی مرسوم است در این بخش از کتاب، مراد از زمان، همانا زمان فردی است که سریع ترین زمان ممکن بوده و برای اغلب مردم قابل ادراک است

برودل بخش سوم و انتهایی کتاب را به تحلیل جنگ های امپراتوری اسپانیا به رهبری فیلیپ دوم که بر بخش غربی جهان مدیترانه ای حکمروایی می کرد با امپراتوری ترکان عثمانی که بر بخش شرقی آن مسلط بود در نیمه دوم قرن شانزدهم می پردازد. این بخش مشتمل بر نیمرخ های فردی که متضمن توصیف نبردها، دیپلماسی، معاهدات و غیره است می باشد نبرد کلیدی همانا جنگ لپانتو Lepanto بود که مابین ناوگان اسپانیا و ترکان در 1571 درگیری رخ داد ناوگان اسپانیا پیروز گردید اما بنا به استدلال برودل، فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا قادر به تداوم این پیروزی و استقرار یک تسلط تام بر کل جهان مدیترانه نگردید با اینحال در انتهای قرن شانزدهم امپراتوری اسپانیا توجهش را به سمت غرب و اقیانوس اطلس معطوف نمود و براین مبنا امپراتوری رو به رشدی در دنیای جدید (قاره آمریکا) شکل گرفت.

به منظور فهم اینکه چرا فیلیپ دوم نتوانست پیروزی نبرد لپانتو را به تسلط بر کل جهان مدیترانه ای تبدیل نماید برودل به بخش های پیشین کتاب ارجاع می دهد

او به خالی شدن خزانه اسپانیا از نظر مالی اشاره می کند که گزینه های پیش روی فیلیپ دوم را حتی پس از پیروزی لپانتو وسیعا کاهش می دهد این بخش از تبیین به قسمت دوم کتاب که درباره ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهان مدیترانه ای است بازمی گردد

وی همچنین به دشواری های ارتباطات در گستره امپراتوری اسپانیا اشاره می نماید که گزینه های پیش روی فیلیپ دوم حتی پس از شکست ناوگان ترکان عثمانی را محدود می سازد ازاینرو به بخش نخست کتاب که درخصوص جغرافیای جهان مدیترانه ای است بازمی گردد

استدلالی که برودل درصدد پروراندن آن می باشد این است که "وقایع منفرد" که موضوع تاریخ سنتی بوده نقش به نسبت بااهمیتی در تاریخ ایفاء نموده و افراد حتی به قدرتمندی آشکار فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا عمیقا توسط آنچه که ساختارهای وسیع تر و عمیق تر فراتر از کنترلشان می باشد محدودند برودل در مقدمه ای بر کتاب "مدیترانه" می نویسد: "دولتمردانی نظیر فیلیپ دوم به رغم تصوراتشان بیشتر منفعل بودند تا اینکه کنشگرانی فعال باشند" (صفحه 19)

برودل در یک عبارت مشهور و مرتب تکرار شده می نویسد(همچنین در مقدمه ویراست نخست): "تاریخ وقایع منفرد" صرفا "زرورق آشفتگی ها"، اعلا درجه حباب هایی است که تاریخ را بر مبانی قوی امتداد می بخشد او خاطرنشان می سازد: تاریخ وقایع منفرد مهیج ترین و غنی ترین علایق انسانی محسوب می شود اما در عین حال خطرناک ترین نیز می باشد... بازفهم وقایع منفرد اغلب تنها انفجار لحظه ای، تظاهر ظاهری... اصلاحات کلان و قابل توضیح برحسب همان مفاهیم را شامل می شود(صفحه 21)

برودل در جای دیگر، از زندان به عنوان استعاره ای از نقش عاملیت انسانی در تاریخ استفاده می کند: انسان ها محبوس محیط فیزیکی و همینطور چارچوب ذهنیشان محسوب می گردند البته اغلب خاطرنشان شده که وی نخستین ویراست کتاب "مدیترانه" را به صورت جزوه دست نویس در خلال جنگ جهانی دوم تهیه نمود 

مورخان آثار برودل را از جهت تاکید بر استدلال های نظری ناظر بر مناسبات مابین وجوه مختلف جامعه، مفهوم لایه های متنوع زمانی و استدلال بدبینانه درخصوص نقش فردیت در تاریخ مورد ستایش و همینطور نقد قرار داده اند اغلب انتقادات، براین نکته نهایی متمرکزند که: به نظر می رسد برهان جبرگرایانه برودل اهمیت تفوق آمیزی به عنصر جغرافیا اعطا می نماید. یکی از این انتقادات (که توسط جی. اچ. الیوت در Newyork Review of Books به تاریخ 3 می 1973 منتشر شد) می نویسدکه جهان مدیترانه ای برودل نسبت به کنترل انسانی پاسخگو نمی باشد جبرگرایی جغرافیایی برودل می تواند در تناقض با تفسیر مارکسیستی تاریخ باشد که چنین نقشی را به زیربنای اقتصادی واگذار می نماید برهان مبتنی بر جبرگرایی جغرافیایی برودل اغلب در تناقض با "احتمال گرایی محیطی" و اراده گرایی مورخان اصلی مکتب آنال بالاخص لوسین فور قرار می گیرد می بایستی خاطرنشان سازم که برودل تلاش می کند در ویرایش دوم کتاب با این انتقادات مواجه شود در صفحه 225 می نویسد: "مهم است که در اینجا تاکید مجددی داشته باشم براین امر که تاریخ توسط خصایص جغرافیایی ساخته نمی شود بلکه توسط انسان هایی که آن را کشف و کنترل می نمایند این کار صورت می گیرد" این استدلال، اندکی ناهمساز با استدلال کلی کتاب و دیدگاه هایی که در جاهای دیگر بیان داشته به نظر می رسد

کتاب "مدیترانه" به رغم این انتقادات یکی از ممتازترین و تاثیرگذارترین کتبی است که در قرن بیستم توسط یک مورخ نگاشته شده است پیتر برک نتیجه گیری می کند: "دستاورد شخصی برودل در ترکیب مطالعه ادوار درازمدت همراه با مجموعه پیچیده تعاملات مابین محیط، اقتصاد، جامعه، سیاست، فرهنگ و وقایع منفرد آن را پراهمیت می سازد" (انقلاب تاریخی فرانسوی ص42)

4-نتیجه گیری:

آنال یکی از مهمترین مکاتب یا گروه های تاریخی قرن بیستم به شمار می رود آنها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم برکارهای مورخان از لهستان گرفته تا برزیل و همینطور بر متخصصان حوزه های متنوع علم جغرافیا تاثیر گذاشته اند. درحوزه تخصصی من که تاریخ روسیه است مکتب آنال بر برخی از مورخان اتحاد شوروی سابق موثر بوده که در جستجوی بدیل هایی برای تفسیر مارکسیستی رسمی از تاریخ که توسط حزب کمونیست حاکم تا زمان فروپاشی آن در 1991 تحمیل می شد بودند

در زمانی که مکتب آنال در اوج قدرت خودش در اواسط دهه 1920 میلادی قرار داشت اغلب مورخان جریان اصلی در بریتانیا به تاریخنگاری آنال با دیده تردید و دشمنی می نگریستند مورخان تجربه گرای سنتی بریتانیایی با سوء ظن بدانچه که آن را تجلی دیگری از وسواس اروپای قاره ای در تئوری گرایی به جای تاکید بر تجربه گرایی و واقعیت های سفت و سخت می دانستند می نگریستند ازمیان مورخان بریتانیایی که اهمیت مکتب آنال را تشخیص دادند گروهی بودند که خارج از جریان اصلی همکارانشان به خاطر تعلق خاطر به نظریه قاره ای قرار داشتند: رادنی هیلتون مورخ مارکسیست متخصص دوره قرون وسطی و اریک هابزبام مدرنیست جزو همین دسته بودند

تنها از حول و حوش دهه 1970 میلادی بود که مکتب آنال توسط مورخان در بریتانیا جدی تر گرفته و بیشتر آثارشان به انگلیسی ترجمه شد (نخستین ترجمه انگلیسی از مدیترانه برودل در 1972 منتشر شد) کتاب مونته لو اثر روی لادری به خاطر تاکیدش بر رستگاری احساسی در حوزه مناسبات جنسی در دهکده فرانسوی مربوط به قرون وسطی پرفروش ترین کتاب بریتانیا شد این معیاری دال بر تاثیر دیرپای مکتب آنال است که اغلب تاریخنگاران و متون تاریخنگاری نظیر "خانه تاریخ" به بحث درخصوص آثارشان پرداختند

احتمالا پیشروترین پیروزی مکتب آنال در بریتانیا مورخ فرهنگی پیتر برک باشد که کتاب موجز و خواندنی اش –انقلاب تاریخی فرانسوی: مکتب آنال 29-1928 – یکی از پرخواننده ترین کتاب ها در این حوزه محسوب می شود برک نتیجه می گیرد:

"از نگاه من، محکم ترین دستاورد گروه آنال ...تاکید مجدد بر حوزه های موسع تاریخی است این گروه حوزه کاری مورخ را تا بخش های غیرقابل انتظاری از رفتار انسانی و تا گروه های اجتماعی  که مغفول نظر مورخان سنتی بود بسط داده اند این حوزه وسیع تاریخنگاری با کشف منابع جدید و توسعه روش های نوین برای فهم آن همراه شده است آنها همچنین به همکاری با سایر رشته ها متعهدند .... قابل ملاحظه است که نوشتارهای تاریخی عمیقا نوآورانه، به یادماندنی و بااهمیت در فرانسه تولید شد"

پیتر تولش در کتاب "پیگیری تاریخ" صفحه 80 می نویسد که نتیجه کارهای مکتب آنال در وسعت بخشیدن و تصفیه محتوا و روش شناسی تاریخ باعث شد تا مسیرهای جدیدی  که در رشته تاریخ در سی سال گذشته پدیدار شده عمیقا مرهون فعالیت های آنها باشد

البته دیگرانی هم بوده اند که بالاخص به جبرگرایی در کارهای برودل و محدود بودن تلاش هایش در دستیابی به تاریخ تام  اشاره کرده اند با این وجود تنها معدودی هستند که تاثیر این آثار را انکار نمایند

 

مقاله مذکور در سایت ترجمان منتشر گردید 

(http://tarjomaan.com/vdcj.ieafuqeahsfzu.html )



 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



  • علیرضا فدائی پور