جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰

جشنواره گل های شمعدانی که در اواخر تیرماه گذشته برای دومین سال متوالی در پارک توحید شهر رشت برگزار شد فرصت مناسبی بود تا علاوه بر هدف اصلی این جشنواره که نمایش گل های شمعدانی با استفاده از مشارکت عمومی شهروندان و تزریق فضای شادی در بطن جامعه شهری بود به نقش و تاثیر موسیقی خیابانی و محلی نیز در ترویج فضای نشاط و شادابی درمیان شهروندان توجه نماییم نوشتار پیش رو با نیم نگاهی به همین جشنواره قصد دارد تا درنگی جامعه شناختی درنقش چنین موسیقی هایی در فضاهای شهری داشته باشد

مبحث بسط و انتشار شادمانی در عرصه عمومی Public Sphere عمدتا به این دلیل مطرح بوده که در میان توده شهروندانی که به دلیل زیستن در یک محیط شهری کسالتبار با ساعات طولانی کار فشرده و همراه با مشکلات همبسته با این نوع شیوه زندگی از قبیل ترافیک، آلودگی صوتی، تراکم انبوه جمعیت و.... مواجه اند زمینه های رخ نمودن فرسایش روان و آسیب های منبعث ازآن از قبیل احساس تنهایی، انزوای اجتماعی، افسردگی و.... پدیدار گشته ازاینرو در بسیاری از نقاط جهان جشنواره ها و کارناوال های خیابانی متعدد از قبیل جشنواره پرتاب گوجه فرنگی و مواردی شبیه آن در مناسبت های خاص در فضاهای عمومی شهری ترتیب داده می شود تا فرصتی باشد برای تزریق روحیه نشاط و شادابی در میان انسان های خسته و فرسوده از زیست شهری.

هر چند نظامات کنترلی با رویکرد استبدادی در طول تاریخ و در بسیاری از جوامع به دلایل متعدد از جمله امنیتی و یا ایدئولوژیک ، مانع از برگزاری شادمانی های عمومی شده اند، اما جامعه همواره مترصد فرصت برای بروز رفتارهای جمعی همچون شادمانی در فضای عمومی وشهری بوده است.در دوران حکومت کمونیسم بر اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری از کارناوال ها و جشن های مردمی ممنوع شد. ممنوعیتی که گرچه چند  دهه به طول انجامید، اما به محض فروپاشی این نظام، دوباره از سر گرفته و بازتولید شد

با این مقدمه، برگزاری جشنواره هایی متناسب با فرهنگ ایرانی – گیلانی و همراه با رویکردی که بر موسیقی خیابانی ویا بومی – محلی تاکید دارد می تواند فرصتی باشد در راستای بهسازی روانی شهروندان و افزایش تحرک و همنوایی در میان آنها.

همچنین نقش چنین جشنواره هایی را در ترویج موسیقی محلی و کمک به بقاء و پایداری آن درمیان توده شهروندان می بایستی که مدنظر قرار داد همه ما به خوبی مطلعیم موسیقی گیلکی که در قالب صدای گرم آواز خوانانی نظیر استادپوررضا، مسعودی، فرامرز دعایی و ....نسل پیشین و کنونی را از هنر بی بدیل خود سیراب نموده با غروب این اساتید در مسیر زوال و نابودی قرار گرفته است به نظر می رسد مشکل اصلی موسیقی گیلکی در این دقیقه جامعه شناختی نهفته باشد که به نوعی همبسته و پیوندخورده با زندگی روستایی بوده و و از دهه 40 و 50 شمسی و به دنبال سیاستهای مدرنیزاسیون آمرانه و شهری شدن گسترده و رشد و گسترش مظاهر زندگی شهری و زوال زیست روستایی، این نوع از موسیقی هم به تبع آن دچار زوال شده است

این پیوند و گره خوردگی این سبک از موسیقی قومی با حیات روستایی به لحاظ قالب، مضمون و محتوا به گونه ای است که حتی چنانچه یک شنونده غیرحرفه ای نیز مثلا به آوازهای استاد پوررضا توجه کند ضربان زندگی روستایی را در آن حس می نماید

این موسیقی متناسب با زندگی روستایی در فرهنگی بوده که در گستره ای طولانی از تاریخش بیش از هرچیز فرهنگی روستایی بوده و این مسئله نه تنها درباره موسیقی گیلکی بلکه درخصوص سایر مختصات فرهنگ گیلکی مثل معماری و آداب و رسوم و حتی زبان و ادبیات و فولکلور محلی هم به چشم می خورد که شما مظاهر اصیل و دست نخورده فرهنگ گیله مردی را در روستاهای دورافتاده مشاهده می کنید و متاسفانه این فرهنگ نتوانسته خودش را با زندگی شهری تطبیق داده و نتیجتا با زوال زندگی روستایی و بسط و گسترش حیات شهری دچار زوال و فراموشی شده است

در سال 1306 ابوالحسن صبا به مدت دو سال در روستاهای دیلمان و اسپیلی پژوهش نمود و در این راستا آهنگهای اصیل گیلکی را جمع آوری و تنظیم کرد که آهنگهای زردملیجه، گوسفنددخان، کوهستانی، دیلمان، شرفشاهی، دشتی گیلکی، اسپیلی، رقص چوبی و قاسم آبادی، یادگار این تحقیقات است

مرحوم جهانگیر سرتیپ پور که با استاد صبا همکاری داشت آهنگهایی را در اختیار وی قرار داد شامل: عروس بران، کشتی گیله مردی، فومنی مقام، بندبازی، قطعه پهلوانان و گوش به زنگ ((گیلکی دشتی)) وی آهنگها و ترانه های گیلکی را چنین تقسیم بندی نموده است: ((آهنگ های لالایی، کلام ضربی (برای نظم بخشیدن به حرمات نونهالان)، همسرایی زنان کشتکار، نی نوازی چوپانان، صلازنی در مراسم عقدوعروسی و کشتی گیله مردی و بندبازی و ورزاجنگ، ترانه های شب پاسی، ترانه ختنه سوران و سرتراشی)) (سرتیپ پور، جهانگیر. گیلان از دیدگاه هنر، گیلان نامه ج1، 1366)

ملاحظه می گردد اغلب این ترانه ها در پیوند با محیط و حیات روستایی است

  پرسش اساسی در اینجا این است که موسیقی و سایر مظاهر فرهنگ اصیل گیلکی، تاچه حد می تواند با زندگی و مظاهر حیات شهری انطباق یابد؟ و این پرسشی کلیدی برای بقاء این فرهنگ در دنیای امروز است و چنانچه قادر به این تطابق نباشد دیر یا زود با زوال زندگی و حیات روستایی، خود نیز طعم زوال و نابودی را خواهد چشید

همچنین دیگر علت زوال این سبک از موسیقی را می توان از دست دادن کاربرد آن در بسیاری از مراسم و آئینهای مذهبی، جشنهای عروسی و .... دانست که در گذشته، حوزه اختصاصی و بی رقیب آن محسوب می شد به عبارت دیگر با رشد و وبسط مناسبات مدرن در بسیاری از مناطق گیلان کاربرد این نوع از موسیقی در حوزه هایی که در گذشته منحصرا به آن تعلق داشت رو به کاستی نهاده و تاحدود زیادی از میدان به در شده است و جایگاه خود را به رقیبان واگذار نموده است

جشنواره هایی از نوع جشنواره شمعدانی که در محیط های شهری و با حضور سطح گسترده ای از شهروندان بالاخص جوانان و نوجوانان برگزار می گردند و اجرای موسیقی محلی گیلکی ضمن کمک به جوش خوردن و پیوند این سبک از موسیقی با جامعه شهری مدرن و نسل نوخاسته، بدان یاری می رساند تا کاربردهای مدرنی متفاوت از مراسم سنتی – روستایی که به دلیل ضرورت های مدرنیته درحال زوالند برای خود بیابد به عبارت دیگر چنین جشنواره هایی محملی مناسب برای پیوند خوردن این سبک موسیقی با دنیای شهری و تطابق با استلزامات و مقتضیات آن و نهایتا یافتن حوزه هایی جدید در جامعه شهری به منظور بقا و افزایش پایداری و نگهداشت آن از خطر زوال تلقی می گردد

همچنین ضرورت دارد نقش چنین جشنواره هایی در بروز و ظهور استعدادهای فعال در حوزه هنر خیابانی به طور ویژه، موسیقی خیابانی را در نظر گرفت بسیاری از جوانانی که در عرصه موسیقی خیابانی فعالند پیش و بیش از هرچیز خواهان شنیده شدن صدایشان در عرصه عمومی هستند و جشنواره هایی از این دست کمک می کند به شکوفایی استعدادهای هنری فعال در عرصه موسیقی خیابانی.

موسیقی خیابانی در پیوند با توده و عامه مردم است و جشنواره های عمومی محملی است جهت برقراری ارتباط این سبک از موسیقی با توده. چرا که این سبک از موسیقی با مفهوم مهم بسط "حقوق فرهنگی" در ارتباط است که براساس آن نه فقط مصرف فرهنگ بلکه تولید فرهنگ نیز همگانی می گردد از این منظر ضمن توسعه فرهنگی پسامدرن در بستر شهری امکان ظهور و بروز طیف گسترده تری از استعدادهای هنری را فراهم نموده و برای قشر وسیعتری از جوانان امکان آزمون استعدادهایشان درعرصه هنر را امکان پذیر ساخته همچنین از سلسله مراتب عمودی مبتنی بر روابط قدرت در عرصه هنر کاسته و به دموکراتیزه شدن میدان هنری منتهی می گردد

تئودور آدورنو نظریه پرداز انتقادی، از موسیقی توده گرا که موسیقی خیابانی نیز یکی از جلوه های آن است با صفت "سیمان اجتماعی" نام برده و اعتقاد دارد این نوع موسیقی درحکم نوعی ماده تخدیری است که افراد را وادار به رضایت از وضع موجود و نهایتا منجر افزایش همسازی و همنوایی اجتماعی می گردد

نسبت موسیقی، کارناوال و فضای عمومی شهری در رابطه با بسط و گسترش روحیه نشاط اجتماعی قابل تعریف است

جشنواره شمعدانی ها به خوبی توانست این نسبت سه گانه را به نحو بایسته و شایسته در فضای عمومی شهر رشت به نمایش بگذارد باشد که الگویی باشد برای توسعه اجتماعی – فرهنگی در گیلان زمین.

همچنین چنین جشنواره هایی فرصتی است برای اقشار فرودست شهری که به علل مختلف قادر نیستند بخشی از درآمد محدود و اندک خود را جهت خرید کالاهای فرهنگی اختصاص دهند (چرا که به عنوان مثال بهاء حتی یک عدد بلیط کنسرت موسیقی یکی از خواننده های مطرح کشوری برای این قشر می تواند قابل توجه باشد)

از این جهت جشنواره هایی از نوع شمعدانی به این بخش از جامعه شهری که به طور معمول در سیاستگزاری های تکنوکرات هایی که برای شهروندان اقدام به برنامه ریزی فرهنگی می کنند نادیده انگاشته می شوند این فرصت را می دهد تا به رایگان و یا حداکثر با بهایی ناچیز به مصرف کالاهای فرهنگی بپردازند که نه تنها برای رشد و باروری ذهنی و روانی ضروری بوده بلکه حقی طبیعی و انسانی محسوب می گردد که به دلیل رسوخ مناسبات نابرابر سرمایه محور در سطح شهر و نیز بطن جامعه از آنها دریع شده است از این منظر نیز نسبت این جشنواره و هنر موسیقی و شهروندان دررابطه با دموکراتیزه نمودن عرصه مصرف کالاهای فرهنگی – هنری برای قشر وسیعتری از شهروندان شایسته تقدیر و مباهات است و می تواند الگویی در جهت توسعه فرهنگی – اجتماعی در بستر شهری باشد

 

  • ۹۵/۰۶/۱۸
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی