جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


مقدمه مترجم: این مقاله به قلم پل میرتز نایب رییس انستیتو روابط بین الملل هلند است با وجود اینکه به نظر اینجانب با رویکردی بیش از حد همدلانه نسبت به خزرها که بنا به شهادت بسیاری از مورخین مستقل، اقوامی غارتگر و خونریز بوده اند نگاشته شده اما با توجه به قلت منابع درخصوص خزران ترجمه آن را در این وبلاگ می گذارم چرا که می تواند بعضا بینش هایی در خصوص این وجه از تاریخ ارائه نماید با این توضیح که این نوشته حتما می بایستی با رویکردی انتقادی و بدون پذیرش دربست استدلال های آن مطالعه گردد:

نوشته: پل میرتز

ترجمه: علیرضا فدائی پور

 

خزران در قرن پنجم میلادی وارد صحنه درام تاریخ شده و در قرن یازدهم از نقشه جغرافیا محو شدند چرا این اقوام نیمه وحشی که بر گستره ای مشتمل بر قفقاز و اورال تا کاسپین و دنیپر حکمروایی می کردند توجه دانش پژوهان تاریخ اوراسیا را به خود جلب نموده اند؟

نخست بدین دلیل که خزران به همراه فرانک ها و امپراتوری بیزانس، به مثابه سدی دفاعی در مقابل پیشروی اسلام عمل می نمودند که اروپا را از سه محور مورد تهدید قرار داده بود دوم بدین دلیل که امپراتوری خزران حائز ساختار حکومتی دوگانه بسیار خاصی بود سوم اینکه خزران تاثیرات ماندگاری بر همسایگانشان برجای گذاشتند و به عنوان متحدین رومی ها در بقاء بیزانس ایفاء نقش نمودند و نهایتا آخرین عامل و والبته نه کم اهمیت ترینشان اینکه مذهب خاص آنها مورد توجه بوده است. با وجود اینکه بسیاری از خزران، مسلمان یا مسیحی بودند قبایل حاکم همچون خانواده سلطنتی آیین کلیمی را پذیرفته بودند

خزران مستفل:

با فروپاشی امپراتوری ترکان غربی در قرن هفتم میلادی، خزران از یوغ آنها خارج شدند از آن پس مناسبات بین المللیشان با قبایل همسایه، شامل بلغارها و مجارها که به عنوان واسال در خدمت خزران بودند و نیز امپراتوری بیزانس، اعراب، روس ها و نیز تا اندازه ای کمتر گوت ها و وایکینگ ها شکل گرفت.

خزران بر تاریخ جهان به واسطه بلغارها، سلجوقیان و مجارها اثرگذار بوده اند آنها بلغارها را به دو کنفدراسیون تقسیم نمودند گروه نخست به سمت غرب پیش رفته و بلغارستان کنونی را فتح نمود آرپاد نیز تخت رهبری کنفدراسیون دوم مردمش را به سمت مجارستان کنونی که یکی از خانات تحت الحمایه خزران بود هدایت نمود سلجوق هم قبایل ترک تحت امر خود را به سمت ترکیه کنونی راند وی فرزند تیموریالیق یکی از افسران تحت امر خزران بود (Legg 1970: 164, 178, 184).

تا قرن نهم خزران از متحدین بیزانس محسوب می شدند چنانچه اتفاقاتی که در کریمه درخلال دوران حکومت یوستانیان دوم رخ داد را مستثنی کنیم مناسبات مابین خزران و بیزانس دوستانه بوده است در قرن هفتم میلادی، خزران چهل هزار سرباز جهت یاری رومیان در جریان نبرد با ایران فرستاندند در قرن هشتم میلادی یک شاهزاده خانم از خزران به ازدواج کنستانتیناپل درآمد و امپراتریس بیزانس شد و پسرش لئو که ملقب به خزری بود امپراتور بعدی روم شد درقرن دهم میلادی بر اساس مکاتبات برجای مانده از دیوانسالاری بیزانس خطاب به رقبا و متحدانش استنباط می شود امپراتور (خاقان) خزران از حیث اعتبار در مرتبه ای بالاتر از پاپ و نیز جانشین شارلمانی قرار داشت   (Dunlop 1954: ix)

آغاز یک پایان:

در قرن دهم روابط خزران و بیزانس به سردی گرایید دلایل وقوع این رخداد تا اندازه ای مبهم است  

این امر احتمالا به دلیل افول قدرت امپراتوری عرب و نتیجتا کاهش احساس نیاز بیزانس به خزران به عنوان متحد رخ داده باشد شاید هم به دلیل تغییر و تحولات در نخبگان حاکم بر خزران بوده باشد که با تغییر دین و پذیرش یهودیت، موجبات ناخرسندی قسطنطنیه را فراهم ساخته بودند

روابط مابین اعراب – خزران اغلب مبتنی بر تخاصم بود با وجود اینکه جمعیت مسلمان خزرها به نسبت مسیحیانش بیشتر بود تاریخ خزران در منازعه با مهاجمان عرب خلاصه می شود قوای عرب تاخت و تازهای متعددی را به عمق قلمرو خزران ترتیب داده، ضمن اشغال قفقار، دو شهر بلنجار و سمندر را که پایتخت های پیشین خزران بودند ویران نموده و شهر آتیل واقع در کرانه های ولگا که پایتخت خزران به شمار می رفت را مورد تهدید قرار دادند

در قرن دهم پیدایش دولت روس – کیف در اوکراین آنها را در گوشه ای دیگر از امپراتوری با دشمنی جدید مواجه ساخت در بادی امر، خزران در همراهی با نیروهای روس به نبرد با اعراب در حوالی دریای کاسپین می پرداختند اما به موازات افزایش قدرت روس ها، قدرت خزران رو به نقصان داشت در سال 965 نیروهای روس تحت فرماندهی اسویاتوسلاف سرحدات امپراتوری را تحت تهاجم قرار دادند و دوسال بعد آتیل پایتخت خزران را ویران نمودند سقوط امپراتوری خزران در 1016 محصول اقدامات مشترک بیزانس و دولت روس – کیف بود (Gilbert 1993: 25, Legg 1970: 195)

نابودی خزران ناشی از اشتباه محاسبه ای تراژیک از سوی روس ها و رومی ها محسوب می شد چرا که تضعیف خزران باعث تقویت قدرت قبایل پشنگ و اوغوز شد که مبدل به دشمنان سرسخت کیف و قسطنطنیه شدند از آنجا که روس ها در آن عصر قدرتی ضعیف محسوب می شدند سقوط خزران می بایستی که عوامل داخلی داشته باشد یک تبیین محتمل می تواند در ماهیت حیات سیاسی، اقتصادی و مذهبی خزران نهفته باشد

پخشایش قدرت:

نظام سیاسی خزران عامل کلیدی در درک علل سقوط سقوط امپراتوری محسوب می شد همچون سایر مردمان ترک زبان، خزران دارای نظام سلطه قبیله ای – طایفه ای بودند از میان مجموعه قبایلی که امپراتوری را تشکیل می دادند یکی دوقبیله نقش مسلط داشتند از میان این قبایل مسلط ، طوایف رهبری کننده وجود داشت و از درون این طوایف، خانواده های سلطنتی برمی خاست بااینحال این امر به معنای اعمال اقتدار رسمی خانواده سلطنتی در کل کشور نبود قدرت واقعی در دستان مقامی به نام "بیگ" بود که می توانست معادل با وزیراعظم یا شوگون در سایر فرهنگ ها بوده باشد

نزاع واقعی قدرت بر سر سمت "بیگ" بوده است سرداران نظامی عموما متصدی مصادر قدرت بودند و همیشه هم از منشاء خانواده های اشرافی نبودند تصمیمات واقعی توسط بیگ اتخاذ می شد و تصدی خزانه نیز برعهده آنان بوده، هدایت ارتش را در دست داشتند و به کمک سرداران و حکام محلی اعمال قدرت می کردند این به واقع شکلی از عنصر "جمهوری" در دولت خزران بود. با وجود اینکه خاقان مقام رسمی راس دولت به صورت تشریفاتی محسوب می شد و بیگ مقام زیردست وی بود خاقان در اتخاذ تصمیمات دولتی نقشی نداشت به مرور زمان تقسیم قدرت مابین قدرت رسمی و قدرت واقعی واضح تر گردید فقدان نقطه کانونی در عرصه سیاست را می توان نخستین دلیل برای سقوط خزران اقامه نمود در واقع نوعی از حاکمیت دوگانه در قلمرو خزران وجود داشت.

وابستگی اقتصادی:

برخلاف اغلب امپراتوری های مناطق استپ اوراسیا که بردامداری به عنوان شیوه معیشت غالب تکیه دارند اقتصاد خزران بر بازرگانی و کشاورزی استوار بود دام،برنج، ماهی، گندم مهمترین محصولات بودند این کشور بر تقاطع جاده ابریشم واقع شده بود تساهل خزران، تجار متعددی اعم از اعراب، رومیان و یهودیان را به خود جذب می نمود علاوه بر تجارت با بیزانس، وجود دریای کاسپین باعث شد امکانات متعددی برای تجارت با ایرانیان و اعراب فراهم شود این تجارت با شرق به واسطه اکتشاف موادخام از قبیل طلا و نقره  در قفقاز تقویت گردید تجارت بردگان هم از اهمیت زیادی برخوردار بود روس ها بردگان را از مناطق شمالی به بازار بردگان شهر آتیل می آوردند که پس از آن به اراضی مسلمین در جنوب ختم می شد روس ها، بلغارها و بورتاها خز و ماهی می آوردند عوارض پرداختی به قبایل واسالی و خلیفه به خزانه خزران واریز می شد و تجار ترانزیتی نیز ده درصد بهاء کالاهایشان را به عنوان مالیات می پرداختند

اما در کلیت قضیه، بنیان های اقتصاد کشور، ضعیف و وابسته به منابع خارجی بود حتی علی رغم اینکه امپراتوری خزران در قیاس با سایرامپراتوری های مناطق استپ اوراسیا یکجانشین تر تلقی می شد هرگز نتوانست به نهادینگی ساختار دولت به مانند امپراتوری های پیرامونش دست یابد در قیاس با شهرهای بغداد و امپراتوری بیزانس در شهرهای خزران انباشت ثروت کمتری صورت می گرفت احتمالا ضعف داخلی و وابستگی اقتصادی به خارج دومین عاملی باشد که منجر به سقوط دولت خزران شده باشد

سومین عامل تحلیل برنده قدرت خزران همانا مذهبشان بود بولان خاقان خزران آئین یهودیت را در نیمه دوم قرن نهم پذیرفت جانشین وی نیز به تاسیس کنیسه ها و حوزه های علمیه یهودی پرداخت. احتمالا دلایل سیاسی در این تغییر مذهب نهفته باشد چرا که پیوستن به اسلام باعث تابعیت خزران از دشمنشان، خلیفه عباسی می گردید پیوستن به آئین مسیحیت نیز کشور را در معرض وابستگی به قسطنطنیه قرار می داد که با وجود اینکه متحد خزران بود اما هرگز کاملا قابل اعتماد نبود

یهودیت به مثابه یک راه سوم تلقی می شد اما این انتخاب در عین حال به معنای منزوی شدن و خطر ساندویچ شدن بین دو قدرت یکتاپرست رقیب نیز بود . یکی از جنوب و دیگری از غرب. و این اتقاق هم رخ داد خزران در انتهای کارشان هیچ دوستی نداشتند که به یاریشان برخیزد تسامح مذهبی موجبات تقویت خزران را فراهم ساخت چنانکه فقدان سرکوب مذهبی، موجبات خلق وفاداری به خاقان و جذب تجار یهودی، مسلمان و مسیحی گردید از طرف دیگر خزران فاقد هویت و شورواشتیاق مذهبی آشکار بودند و این عاملی در تضعیف فرصت بقاء آنان محسوب می شد چرا که به شهادت تاریخ، مذهب می تواند عامل انسجام بخش قدرتمندی در جامعه باشد

خزران یک معما در تاریخ جهان بودند. امپراتوری خزر بر گستره وسیعی از مناطق سوق الجیشی اوراسیا همراه با ساختارهای اجتماعی و دولتی که پیش از آن دیده نشده بود برای مدتی بالغ بر سیصد سال حکمروایی می کرد تغییر آیین رهبران و قبایلشان به یهودیت شاید امری یکتا و بی نظیر در عرصه تاریخ نبوده باشد اما بی تردید واقعه ای عجیب بوده که همچنان توجه عده زیادی را به خود جلب می نماید ساتلنی معتقد است خزران همانند بسیاری دیگر از اقوام کوچرو پس از نابودی، ردپاهای زیادی از خود برجای نهادند که امروز هم قابل مشاهده است بدون امپراتوری خزران شاید بلغارستان و مجارستان در اشکال کنونیشان وجود نمی داشتند چنانکه این قضیه درخصوص ترکیه و اوکراین نیز صادق است امروزه حتی پس از گذشت هزار سال از نابودی خزران ، کلماتی را می بینیم که دال بر خزران می باشد همچون اسم بزرگترین دریاچه روی زمین (در زبان های فارسی، ترکی و عربی) یا بقاء این اسم در قالب فرهنگ عامیانه (اوکراین) که یادآور منازعات طولانی در سده های گذشته با خزران یهودی بوده است

(Subtelny 1990:52)

اما برخلاف نظر ساتلنی، تنها ردپای مشهود خزران در نقشه جهان در همان نام دریای کاسپین است که در آینده یکی از نقاط کانونی سیاست جهان خواهد بود

 

منابع:

- Dunlop, D.M. (1954) The History of the Jewish Khazars. New Jersey : Princeton University Press

- Gilbert, M. (1993) Atlas of Jewish History. London: J.M. Dent, Orion Publishing Group

- Legg, S. (1970) The Heartland. London: Martin Secker & Warburg

- Subtelny, O. (1990) ‘Ukraine’ A History. Toronto: University of  Toronto Press

 

           
  • ۹۵/۰۵/۳۰
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی