جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰

نوشته: مارسل بازن و کریستین برومبروژه

ترجمه: علیرضا فدائی پور

تولید و تجارت ابریشم و کاربرد آن در صنایع:

از منظر پیش زمینه تاریخی، ابریشم که اصالتا از چین ریشه گرفته در سرزمین ایران در ازمنه باستان شناخته شده بوده چرا که جاده ابریشم که این دو کشور را به هم مرتبط می ساخت محل تبادل آن از قرن چهارم پیش از میلاد تا قرن هفتم میلادی بین دو کشور بوده امنیت مهمترین جاده کاروان رویی که چین را به مدیترانه از مسیر طارم ، سغد، مرو و ایران متصل می ساخت و به طور خاص انحصار مبادله ابریشم بین شرق و غرب را برعهده داشت توسط سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان تامین می شد

(G. F. Hudson, Europe and China: A Survey of their Relations from the Earliest Times to 1800, London, 1931, pp. 86f.; J. Needham, Science and Civilization in China I, Cambridge, 1954, pp. 181ff.; B. Laufer, Sino-Iranica, Chicago, 1919, pp. 537-39)

اما پرورش کرم ابریشم تنها در اواخر دوره ساسانیان و احتمالا قرن ششم میلادی گسترش یافت این نوآوری محتملا از ختن جایی که گفته می شود یک شاهزاده چینی هنر پرورش تخم کرم ابریشم را آموزش داده گرفته شده است

(R. J. Forbes, Studies in Ancient Technology, Leiden, 1956, IV, p. 53(

نوغانداری در ایران زمین های مناسبی جهت کشت توت پیدا نمود علاوه براین محتمل به نظر می رسد که درختان توت توسط پیله های کرم ابریشم شکافته شده که پیش از این توسط تکنیک های پرورش کرم ابریشم درست به همان شکل که امروزه صورت می گیرد کشت شده باشد

(N. Rondot, Les soies, Paris, 1885, I, p. 357)

نوغانداری، نخست در ناحیه کناره دریای کاسپین ، طبرستان توسعه یافت و سپس به مناطق مرکزی ایران نیز سرایت نمود

مطابق گزارش اسطخری، که توسط ابن حوقل نیز تکرار گردیده ابریشم در اغلب نقاط فلات مرکزی ایران در قرن دهم میلادی تولید می شده است بااینحال همچنان دهقانان، تخم های کرم ابریشم را از مرو تهیه می نمودند

تولید ابریشم یکی از نخستین دلایلی بود که تجار اروپایی را جذب ایران نمود در زمان مارکوپولو تجار جنوا که در اوج شکوفایی خود به سر می برد ایالات حاشیه دریای کاسپین را کانون فعالیت خود قرار دادند ازاینرو منابع ایتالیایی قرون سیزدهم و چهاردهم میلادی، از ابریشم گیلان، ابریشم مازندران و ابریشم استرآباد نام می برند

(Marco Polo, La description du monde, ed. in modern French by L. Hambis , Paris, 1955, p. 25; I. P. Petrushevsky in Camb. Hist. Iran V, pp. 504-05)

درمیانه قرن شانزدهم میلادی، تلاش بی ثمری توسط آنتونی جنکینسون و دیگر کارگزاران بریتانیایی کمپانی مسکووی جهت کنترل بازار ابریشم گیلان با تاسیس یک خط کشتی رانی جدید از طریق دریای کاسپین و امپراتوری روسیه صورت گرفت

(J. Hanway, An Historical Account . . . , London, 1762, I, pp. 2-8)

 در طی قرن هفدهم هلندی ها بر قسمت اعظم صادرات ابریشم از طریق راه های خلیج فارس مسلط بودند پس از نخستین تلاش های صورت گرفته توسط التون و هانوی در قرن هجدهم، مناطق حاشیه کاسپین در قرن نوزدهم تحت نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه قرار گرفت صادرات به اروپا از مسیر باکو تعمیق شد و شماری از شرکت های تجاری متعلق به ارامنه، یونانیان،روس ها ایتالیایی ها و فرانسوی ها در گیلان تاسیس گردید در بدو امر تنها محدود به خرید ابریشم خام بوده اما در انتهای قرن نوزدهم این نفوذ بر اقتصاد منطقه ای به واسطه کنترل تجارت تخم کرم ابریشم ، سازماندهی تولید به واسطه نظامی از اعتبارات و وام ها و بسط آن درمیان زمینداران و دهقانان و فرآوری تخم پیله ابریشم گسترش یافت

دشوار است که بتوانیم به دریافت دقیقی از میزان ابریشم خام  تولیدشده در قرن هفدهم دست پیدا کنیم چراکه اختلافات فاحشی درمیان برآوردهای نویسندگان مختلف فی المثل برآوردهای صورت گرفته توسط کرزن در سال 1892Persia and the Persian Question, repr. London, 1966, pp. 366-68) ( و توسط لافونت و رابینو در 1910 (L’industrie séricicole, pp. 128-31) وجود دارد یکی از دلایل این اختلافات می تواند دشواری تبدیل واحدهای سنتی سنجش مقادیر و اوزان باشد برهمین اساس در بازه زمانی 77-1864  اینطور به نظر می رسد که لافونت و رابینو یک من شاهی (معادل 6 کیلوگرم) را که رواج محلی داشت با یک من تبریزی (معادل 3 کیلوگرم) اشتباه گرفتند و این منجر به با افزایش صد در صدی برآوردهای  کرزن گردید تولید ابریشم در قرن هفدهم به اوج خودش رسید در سال 1637 در سراسر امپراتوری ایران (که بسیار وسیعتر از ایران کنونی بود) کل ابریشم تولیدی 1944 تن بوده که 782 تن آن به ناحیه گیلان تعلق داشته (A. Olearius, The Voyages and Travels . . . , London, 1672, p. 324) مطابق نظر چاردین (Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l’Orient, Amsterdam, 1735, III, p. 123) طی سالیان 70-1669 میزان تولید به 22000 عدل معادل 276 پوند یا 2970 تن می رسید که از این مقدار، 1350 تن از گیلان بوده که گرانبهاترین ابریشم نیز بوده و پس از آن ابریشم شیروان (270 تن) و مازندران (270تن) قرار داشته است ناآرامی های قرن هجدهم موجبات افت شدید تولید – تنها 200 تن افت در گیلان -(Hanway, An Historical Account, p. 289)-  و تقریبا انهدام کامل نوغانداری در ناحیه همسایه آن مازندران را فراهم ساخته است (W. R. Holmes, Sketches on the Shores of the Caspian, Descriptive and Pictorial, London, 1845, p. 95)

تولید ابریشم در طی نیمه نخست قرن نوزدهم توان مجددی به دست آورد به منظور پاسخ به تقاضای فزاینده بازارهای اروپا، نواحی جنگلی ایالات حاشیه کاسپین به منظور تاسیس کشت درخت توت پاکتراشی شدند (Holmes, Sketches, p. 96) تولید گیلان در سال های 1854 و 1864 به 1000 تن رسید که بخش اعظم آن به ممالک خارجی صادر شده و بخش دیگری نیز راه خود را به سمت شهرهای فلات مرکزی ایران پیدا می نمود که در صنعت منسوجات شهرهایی چون اصفهان، کاشان و یزد از اشتهار زیادی برخوردار بود از ابتدای قرن نوزدهم تا دهه 1860 میلادی، بازار داخلی ، جذب کننده یک پنجم تا یک سوم کل صادرات گیلان بود (J. B. Fraser, Travels and Adventures . . . , London, 1826, p. 358; Seidlitz, “Handel und Wandel an der Kaspischen Süd-Küste,” Petermanns Mitteilungen 15, 1869, p. 256)

این رونق تولید ابریشم به علت آفت خاصی که نخست در اروپا در سال 1854پدید آمد و سپس به ایران در دهه1860کشیده شد به نحو مرگباری دچار انقطاع گردید محتمل است که این آفت، تعمدانه توسط تجار اروپایی تخم کرم ابریشم ، به ایران انتقال داده شد تا مانع افزایش غیرمعمول بهاء و سازماندهی مجدد بازار بین المللی به سود ممالک تولیدکننده غیرآسیب دیده توسط این آفت گردد (H. L. Churchill, “Report by Consul Churchill on the Silkworm Disease in Ghilan,” Reports from her Majesty’s Consuls on the Manufactures, Commerce etc. . . . of their Consular Districts Published During the Year 1876, part 1, London, 1877, pp. 69-71)

افت تولید، معضلات متعددی را در ایالات حاشیه کاسپین موجب گردید روستائیانی که قادر به پرداخت مالیات ها نبودند به مساجد پناه برده و در همان حین جو شورش در رشت رواج یافت (K. E. Abbott, “Persia, Ghilan, Report upon the Trade and Resources of the Province of Ghilan for the Year 1869,” Commercial Reports from Consuls, part 1, London, 1871, pp. 234-36)

دهقانان به منظور بقاء به کشت محصولات دیگری پرداختند: تنباکو حول و حوش 1875 میلادی به نحو موفقیت آمیزی معرفی گردید وخصوصا برنج از تقاضای بالایی در بازار روسیه برخوردار بود تا پیش از این، ابریشم ستون فقرات تولید گیلان بود (Fraser, Travels, p. 358; H. H. Ongley, “Report by Mr Acting-Consul Henry H. Ongley on the Trade and commerce of Ghilan for the Year 1866,” Commercial Reports Received at the Foreign Office from her Majesty’s Consuls During the Year 1867, London, 1867, pp. 295-300)

درحال حاضر برنج وسیعا جایگزین ابریشم گردیده است در نواحی کشت ابریشم در ایران مرکزی نیز کشت تریاک جایگزین پرورش کرم ابریشم گردید

بحران ناشی از این آفت، به تولیدات محلی تخم های کرم ابریشم خاتمه داده و نتیجتا موجبات زوال نژادهای ایرانی کرم ابریشم را فراهم ساخت (Lafont and Rabino, L’industrie, pp. 30-32) پیدایش تخم های ژاپنی و همینطور بورسای ترکیه به مدد روش سلولی پاستور، سبب ظهور مجدد نوغانداری در سال 1890 گردید لافونت نشان می دهد که حول و حوش سال 1908 میزان تولید سالیانه در حدود 500 تن تثبیت می گردد بااینحال از این پس نوغانداری به یک فعالیت ثانوی بدل می گردد که تاکنون ادامه دارد پس از جنگ جهانی اول به علت ابداع فیبرهای سنتزشده و رقابت ناشی از ابریشم طبیعی شرق دور، تولیدات ایران در سطح متوسط باقی می ماند

امروزه در نتیجه افزایش نسبی نوسانات قیمت همچنان گیلان ناحیه عمده نوغانداری است که 80درصد تولید ملی را که مقادیری متغیر مابین 200 تا 400 تن در سال را شامل می شود به خود اختصاص داده است (به نقشه زیر توجه نمایید)

 

مازندران بین 12 تا 15 درصد این حجم تولید را به خود اختصاص می داد در این دو ایالت برنجکار، به بهترین نحو ممکن شاهدیم که نوغانداری توانسته با تقویم کشاورزی در انتهای بهار سازگار گردد یعنی بازه زمانی راکد در کشت کاربر برنج. مابقی تولید ابریشم به ایالات کوهستانی شمال ایران (آذربایجان شرقی و بالاخص خراسان) و همچنین نواحی معدودی در ایران مرکزی (کاشان، نظنز و یزد) اختصاص دارد

پرورش کرم ابریشم:

درحال حاضر روش های پرورش کرم ابریشم مشابه همان دورانی است که خودزکو در اواسط قرن نوزدهم (“Le Ghilan ou les marais caspiens,” Nouvelles annales des voyages et des sciences géographiques, 5th series, vol. 6, July 1850, pp. 69-74)

 و یا لافونت و رابینو در اوایل قرن بیستم توصیف نموده اند (L’industrie, pp. 68-88)

پرورش کرم ابریشم مبتنی بر کشت درختان توت به خصوص توت سفید در باغستان های مسطح و یا به صورت ردیف هایی واقع در مرز یک قطعه زمین است هنگامیکه یک نظام مشاع محصولات تولیدی به کار گرفته می شود فرمول حاکم بر نوغانداری، تقسیم برابر محصول دروشده مابین مالک زمین و دهقانان است (K. E. Abbott, Narrative of a Journey . . . , fol. 27) در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، پیله ابریشم تولیدشده به سه بخش منقسم می شد: یک بخش به تولیدکننده تخم تعلق داشت دومین قسمت به مالک زمین و مابقی به دهقان اختصاص می یافت.این شکل از قرارداد شراکت سه جانبه خوانده می شد

(Lafont and Rabino, L’industrie, p. 21)

چرخه پرورش کرم ابریشم حدودا 40 روز به طول انجامیده و در ابتدای اردیبهشت هنگامیکه نخستین برگ های توت پدیدیدار می شود آغاز می گردد جعبه تخم های گزینش شده از اداره نوغانداری خریداری شده و در مکانی گرم نگهداری می شود تا تخم گذاری لاروها را تسریع نماید در انتهای روز هفتم یا هشتم تخم ها گرم شده و کرم های کوچک در قالب هایی مرکب از خاک و پهن گاو جای داده می شوند کرم ها از برگ های توت ریزریز شده تغذیه می نمایند و پس از پوست اندازی دوم، کرم ها به تلمبار منتقل می شوند ساختمان تلمبار از مشخصه های معماری روستایی گیلان است تلمبار نوعی کلبه استوار بر تعدادی ستون است سه ردیف دکل وظیفه حفاظت از چارچوب دوگانه دکل های افقی را برعهده دارد نخستین دکل نگهدارنده کف توفال های متقاطع بوده که با پوشال پوشانده شده که بر روی آن کرم های ابریشم جوان قرار داده می شوند روی دکل ثانوی، یک سکو (موسوم به پورد) قرار دارد که روی آن کرم های ابریشم رشد یافته (نوغانی)،به تحرک واداشته می شوند تا موجبات تغذیه کرم ها را فراهم نمایند اما سقف که از دو طرف حالتی رو به نزول دارد با ساقه های متراکم شالی یا کاه انباشته می شود دیوارها با استفاده از نی، شاخه های چوبی یا ساقه های برنج چیده می شوند که به دقت جایگذاری شده اند همه این تمهیدات در خدمت حفظ دمای ثابت و تاریکی فضا قرار دارند کرم های ابریشم از شاخه های پوشیده از برگ توت که در مراحل دوم و سوم پرورش روزی دوبار و در مراحل سوم و چهارم روزی سه یا چهار بار تجدید می شوند تغذیه می نمایند پس از هشت یا نه روز کرم های ابریشم از تغذیه اجتناب خواهند ورزید سپس کلبه های کوچکی مرکب از شاخه های باریک یا ساقه های سرخس ساخته شده و کرم های ابریشم به منظور تنیدن پیله هایشان بدانجا می روند

پرورش کرم ابریشم در تلمبارهای ساخته شده از الیاف گیاهی و در قسمتی مجزا از سکونتگاه های انسانی تنها در ایالات حاشیه کاسپین دیده می شود هنگامیکه  که نوغانداری در مناطق فلات ایران صورت می پذیرد شرایط دشوار اقلیمی و به ویژه سرمای شبانگاهان چنین فرمولی را با مانع مواجه می سازد و کرم های ابریشم در داخل خانه ها پرورانده می شوند (Lafont and Rabino, L’industrie, pp. 102, 106, 111)

همچون سایر مناطق جهان، نوغانداری در ایران نیز دربردارنده مجموعه ای از رسوم و باورهاست که که قسمت اعظم آنها از اواخر قزن نوزدهم دچار میرایی می گردد بنا به گزارش کرزن زنان گیلانی با قرار دادن تخم های ابریشم در البسه خود به گونه ای که در تماس با پوستشان باشد اقدام به گرم نگه داشتن آنها می نمودند  (Persia, p. 366) آنها در دوران عادت ماهیانه از نزدیک شدن به تخم ها اجتناب می ورزیدند (Olearius, Voyages, p. 313) محلی ها معتقدند حضور مارسیاه در میان تخم ها ضمانتگر موفقیت برداشت خواهد بود (Abbott, Narrative, fol. 27).

وقتی کرم های ابریشم پیله های خود را تنیدند برداشت پیله ها آغاز می گردد که دوستان و همسایگان طی آن در جوی از نشاظ جمعی به فعالیت می پردازند پیله ها را برداشته، مختصری تمیز کرده و پس از مرتب کردن بسته بندی می نمایند پیله های سالم از مابقی جدا می شوند زنان از این پیله های صدمه دیده، توسط تکنیکی که پایین تر توضیح خوام داد ابریشم خام تهیه می نمایند قسمت اعظم پیله های سالم نیز به بهاء تضمین شده به شعبه محلی اداره نوغانداری فروخته می شود پرسنل این اداره که شمار آنان در گیلان به ده تن می رسد اقدام به مرتب سازی مجدد آن نموده و پس از آن به اداره کل واقع در رشت می فرستند

 

با این وجود، دولت انحصار کامل در کنترل بازار و فرآوری  ابریشم ندارد مقادیر قابل توجهی از پیله ها به تجار بخش خصوصی که در نواحی با تولید بالا ( آستارا و لاهیجان) ساکنند یا به مراکز عمده تولید فرش های ابریشمین (کاشان، تبریز، مشهد) فروخته می شوند نهایتا اینکه در شرق گیلان برخی از دهقانان قادر به برداشت سهم قابل توجهی از پیله ها بدون هرگونه کمک خارجی بودند هرکدام از این روش ها همانگونه که خواهیم دید منطبق با نوع خاصی از آماده سازی کلاف هاست بااینحال نظر به محدودیت های نوشتار کنونی قادر نیستیم تمامی عملیات تکنیکی فرآوری و به کارگیری رشته های ابریشم و ابریشم خام را با ذکر جزئیات توضیح دهیم تنها گام های اصلی در این چرخه پیچیده را متذکر خواهیم شد و تعدادی خاص از فرایندهای اصلی که مختص صنعتگران ایرانی است مورد تاکید قرار خواهند گرفت و از تکنیک های صنعتی معاصر چشم پوشی خواهیم نمود

آماده سازی کلاف های ابریشم: تکنیک های خانگی فرآوری از قرن هجدهم به این سو به نحو محسوسی رو به تکامل داشته است هانوی (Historical Account, p. 290) به هنگام دیدارش از گیلان در 1744 سه رویه مود استفاده در گیلان آن زمان را متذکر می شود: 1- فرآوری با استفاده از پوشاندن به توسط سبدها 2- توسط حرارت آفتاب 3- فرآوری فوری ابریشم .

در مورد اخیر، فرآوری با حرارت دادن مقدماتی در داخل آب صورت می گیرد این روش به جز در مواردی که با مقادیر بسیار اندکی مواجهیم و یا زمانی که بلافاصله بعد از برداشت قرار داریم کارایی ندارد از میان سه روش موصوف تنها از روش دوم در ابتدای قرن بیستم یادشده است (Lafont and Rabino, L’industrie, p. 90) به واقع در قرن نوزدهم همانند امروز رایج ترین روش در گیلان، نگهداری پیله ها در یک بازه زمانی بیست روزه در خانه ای آکنده از دود (به زبان محلی: دود اتاق) بود که از ترکیبی از چوب و نخاله برنج ساخته شده

معرفی روش های صنعتی در گیلان به ابتکار تجار یونانی، ایتالیایی، ارمنی و روسی در انتهای قرن نوزدهم صورت پذیرفت یعنی دورانی که تجار خارجی کنترل نه فقط بازار ابریشم بلکه تولید آن (از قبیل فروش تخم های گزینش شده، صدور پیله ها و ابریشم خام و ....)را نیز در دست داشتند این سازوکار جدید به سرعت در سراسر ایالت توسعه یافت حول و حوش 1910 میلادی لافونت و رابینو یکصد مورد محل فرآوری پیله ها در گیلان محاسبه نموده اند که تقریبا همگی آنها تحت تملک شرکت های خارجی بود این محل ها بر دوقسم اصلی بودند: فرآوری های خشک کننده همراه با یک استوانه درحال گردش (که از هوای گرم و خشک بهره می برد) که باعث می شد پیله ها در مدت کوتاهی به عمل بیاید و فرآوری های بخاری که مبتنی بر ابزارهای بدوی تری بوده و مزیتشان در این بود که مانع زوال و خراب شدن ابریشم می شد اما از همان لحظه که پیله ها مرطوب می شدند می بایستی که در یک بازه زمانی دو یا سه ماهه با قرار گرفتن بر روی آویزه هایی موسع خشک گردند (Lafont and Rabino, L’industrie, pp. 91-93; Ferrand, “Perse,” p. 524) امروزه فراوری در کارخانجات در انحصار دولت و با استفاده از یک دستگاه تکامل یافته تر مبتنی بر اصول مشابه،( با استفاده از هوای گرم یا بخار) صورت می گیرد (Wulff, Traditional Crafts, p. 183).

پس از تکمیل فرآوری، پیله ها مجدا برحسب کیفیت طبقه بندی و مرتب می شوند امروزه این عملیات های متنوع، درست همانند صد سال پیش با دقت بالا در تاسیسات صنعتی و با دقت کمتر در واحدهای خانگی انجام می شود که نتیجتا تنها صدمه دیده ترین پیله ها کنار گذاشته می شوند 

گام بعدی، مرحله ابریشم کشی است که در ارتباط مستمر با معضل دائمی کلاف ها قرار دارد تکنیک هایی که امروزه در ابریشم کشی خانگی مورد استفاده قرار می گیرد مشابه توصیفات جهانگردان خارجی در قرون هفدهم و هجدهم میلادی است   (Olearius, Voyages, p. 313; C. Le Brun, Voyage de Corneille Le Brun par la Moscovie en Perse et aux Indes Orientales, Paris, 1718, I, p. 165)

شمار معدودی از پیله ها در یک لگن (تشت، تیان) که حاوی آب جوش است افکنده می شوند کارگر مربوطه که به طور معمول یک زن است با جاروی کوچکی بدانها ضربه می زند تا بتواند پوسته های های بیرونی، نخاله ابریشم را جدا کرده و سپس رشته های ابریشم را کشیده آنها را با استفاده از یک چنگک حول یک چرخ در حال گردش جمع نموده و به وسیله یک محور به تحرک وا می دارد. رشته های ابریشم خام بدون اینکه در هم تنیده گردند به دست می آیند و در عین حال موارد معیوب مشخص می شوند  (Lafont and Rabino, L’industrie, p. 46).

دلمشغولی تجار اروپایی قرون هجدهم و نوزدهم، بیشتر، اندازه و ابعاد کلاف ها بود ریل درحال گردشی که به طور سنتی در گیلان مورد استفاده واقع می شد بسیار قطورتر از ریل های گردان قدیمی مورد استفاده در انگلیس، ایتالیا و فرانسه بود نتیجتا کلاف های ابریشم گیلان، به سختی قابلیت سازگاری با ماشین های کارخانجات اروپایی را داشت تجار، دیپلمات ها و بازدیدکنندگان –بالاخص بریتانیایی- چندین مرتبه به منظور متقاعد نمودن ملاکین و دهقانان گیلان برای پذیرش ریل های گردان کوچکتر تلاش نمودند  (see notably Hanway, Historical Account, pp. 289-91; Holmes, Sketches, p. 100; and especially Abbott, “Report on the Silk Trade of Ghilaun,” cited in C. Issawi, The Economic History of Iran 1800-1914, Chicago and London, 1971, p. 233; Abbott, Narrative, fol. 14).

ابوت مدعی می شود کلاف های ابریشم ایرانی جهت استفاده عمومی در انگلیس زیادی بلندند و معمولا رشته های ابریشم نامساوی و دچار گره هستند و در سال 1842 بیهوده خطاب به گیلانیان خواهان اصلاح ابعاد ریل های گردان می شود وی مجددا در سال 1844 یک ریل گردان کوچکتر و پربازده تر به هزینه شخصی خودش عرضه می نماید بااین وجود، معرفی نوع جدید ریل گردان، به جز در برخی موارد معدود، پیگیری نشد Lafont and Rabino, L’industrie, p. 46) عوامل اقتصادی و تکنیکی متعددی در توضیح اینکه چرا این نوآوری ها در گیلان توسعه نیافت دخیلند همانطور که پیش از این خاطرنشان نمودیم روش سنتی اکتساب ابریشم خام شامل درهم تنیدن آن نمی گردد فرایندی که نه فقط رشته ها را منظم نموده بلکه همچنین آنها را بخار داده خشک می نماید (see E. Pariset, Les industries de la soie, Lyon, 1890, pp. 94-96) این امر خطر به هم چسبیدن رشته ها را کاهش داده (چسبیدن و سیاه شدن رشته ها با میله های متقاطع ریل گردان) در چنین روشی استفاده از ریل های گردان با قطر کوچکتر مانع کیفیت کلاف ها نمی باشد درمقابل در گیلان جایی که درهم تنیدن رشته ها صورت نمی گیرد و اقلیم نیز مرطوب می باشد خطر به هم چسبیدگی اهمیت بیشتری می یابد گردش رشته ها بر روی ریل های کوچک موجد شکل گیری کلاف های با کیفیت نازل همراه با نقاط چسبندگی متعدد می گردد کاربرد مستمر ریل های گردان در ابعاد بزرگ آنطور که برخی از مردم تصور می کنند ناشی از عادت نبوده بلکه یک پاسخ تکنولوژیک متناسب است و این همان چیزی است که هانوی خیلی خوب به ادراک آن نائل آمد یعنی عطف توجه به توضیحات دهقانان گیلانی: در آب و هوای مرطوب، ابریشم پیچیده شده حول ریل بزرگ، مستعد به هم چسبیدگی در قسمت هایی که بر روی میله ها قرار داده می شوند نخواهد بود چرا که در غیر این صورت،اغلب رنگ آن تیره شده و با دشواری زیاد می بایستی از میله ها جدا نمود (Historical Account, pp. 289-90) همچنین می بایستی اضافه نمود با استفاده از ریل های کوچک همانطور که دهقان گیلانی برای آبوت توضیح می دهد به کار و زمان بیشتری در قیاس با ریل های بزرگ نیاز خواهد بود چراکه به علت رطوبت شدید آب و هوا چنانچه، پیله ها به سرعت پیچیده نشوند دچار آسیب دیدگی خواهند شد (Abbott, “Report,” in Issawi, Economic History, p. 233)

از اواسط قرن نوزدهم به این سو، دلمشغولی در خصوص اکتساب رشته های ابریشم سازگارتر با هنجارهای اروپایی و تعمیق تجارت ابریشم منتهی به ایجاد تاسیسات صنعتی ریسندگی گردید پس از چند تلاش بی ثمر، در دهه 1890یک کارخانه ابریشم کشی به سبک اروپایی با تجهیزات گرفته شده از لیون فرانسه در رشت برپا گردید (Lafont and Rabino, L’industrie, p. 47) که به ریسندگی اختصاص یافت. حوالی 1910 میلادی این کارخانه بالغ بر 300 کارگر در اختیار داشت به سخن دیگر، تاسیسات مدرن رشت که بخش اعظم تولید روز را به خود تخصیص داده بود نخستین تلاش در متمرکزسازی و مکانیزه نمودن ریسندگی ابریشم است

کیفیت های متفاوت ابریشم: کیفیت و قیمت کلاف ها بسته به پیله های به کارگرفته شده یا احتیاط های اتخاذی پیش از ریسندگی متغیر بودند فهرست اصطلاحات سنتی وابسته به این صنعت ثبت کننده تفاوت های کیفیت است ازاینرو در ابتدای قرن بیستم، شش طبقه اصلی متمایز بر حسب ارزش کیفی وجود داشت علاوه بر شش طبقه مذکور، تنوعات متغیر بیشتری، نیز وجود داشت  (see Lafont and Rabino, L’industrie, pp. 50-52) در سال 1909 مابین پایین ترین و بالاترین کیفیت، قیمت ها برحسب یکی دوعامل متغیر بود ابریشم های با کیفیت، ذخیره و به مراکز عمده تولید فرش های ابریشم در ایران و یا ممالک خارجی (بالاخص میلان که با نام ابریشم میلانی مشهور بود) [Chodzko, “Le Ghilan,” p. 86]صادر می شدند از میان سه درجه کیفیتی رایج در امروز بهترین آنها در ساخت فرش های ابریشمین، ابریشم درجه دوم برای ساخت ریسمان های ابریشمین و نازلترین کیفیت جهت رشته های تنیده شده ای که در تقسیم ردیف های بافت در فرش های ابریشمین کاربرد دارد ملاحظه می شود (Wulff, Traditional Crafts, p. 183).

آماده سازی کلاف های ابریشم خام: روش های مورد استفاده در بافتن الیاف از پیله های شکافته شده مشابه تکنیک هایی است که در مورد منسوجات دیگری همچون پنبه و پشم نیز دیده می شود نخست، پیله  ها درون آب، جوشانده می شوند فرایندی که به واسطه آن،رشته ها تمیز شده و از مواد زائد خارجی مجزا می شوند توده درهم پیچیده رشته ها خشک شده و سپس توسط زنان، با استفاده از دوک، ریسیده می شود کلاف ها توسط تابیده شدن رشته ها حول یک چارچوب چوبی کوچک که متشکل از سه تیرچوبی است شکل داده می شوند می بایستی خاطرنشان نمود که ساخت رشته های ابریشم خام برخلاف ابریشم تابیده شده، بوده و در صنایع دستی خانگی کاربرد عمومی بیشتری دارد این فعالیت ها همچنان در نواحی شرقی گیلان، رواج گسترده ای دارد

رنگ آمیزی: اجرای عملیات های متعددی به منظور دستیابی به رنگ آمیزی موثر ضرورت دارد که مهمترینشان عبارتند از: صمغ زدایی و رنگرزی. فرایند صمغ زدایی به منظور مهیاسازی الیاف و مستعد شدنش جهت رنگ آمیزی به کار می رود و شامل خیساندن کلاف در مخلوطی از آب و خاکستر می گردد عمده ترین رنگ به کار رفته، زاج است درست به مانند رنگ آمیزی، پیش از رواج گسترده مواد شیمیایی، عمدتا از رنگ های گیاهی استفاده می شد همانند فرایند سفیدشویی، شامل دو رشته عملیات است: غوطه ور نمودن ابریشم در محلولی از ریشه ها و ساقه ها و سپس  شستشوی آنها در رنگ.  (Lafont and Rabino, L’industrie, p. 54) این عملیات های ظریف و فوق العاده متنوع، در اماکن مختص رنگ آمیزی صورت می گیرد

آماده سازی ماسوره ها و تشکیل ریسمان: پس از رنگ آمیزی، کلاف ها در وهله نخست، لکه گیری و مجددا صیقل داده شده تا ماسوره های مورد استفاده برای آماده سازی الیاف جهت شکل دهی به تاروپودها را فراهم نمایند هنگامی که رشته ها حول محور گردان تابیده می شوند با تنیدن رشته هایی که از قرقره دیگری اخذ شده اند ضخیم تر می شوند (for Yazd, see Wulff, Traditional Crafts, p. 183; for Gīlān, M. Bazin and C. Bromberger, Gilāŋ , Paris, 1981, pp. 60-61)

رشته های مازاد، احتمالا جهت شکل دهی ماسوره کوچک سازگار با ماکو که در نساجی به کار می رود ضروری است

تکنیک های آماده سازی رشته ها به نحو قابل ملاحظه ای در نقاط مختلف متغیر است ساده ترین روش که در گیلان اجرا می شود مشتمل است بر تابیدن رشته های گرفته شده از قرقره های متعدد حول تعدادی چرخدنده.

رویه دیگری هم وجود دارد که توسط ولف توصیف شده (Traditional Crafts, p. 184) و آن را در یزد مشاهده نموده شامل رشته های پیچیده شده حول چنگک های آویزان به روی دیوار خانه است درحالیکه ماسوره ها بر روی زمین قرار گرفته اند و نهایتا اینکه در اصفهان، تارهای مدور پیچیده شده به دور یک چارچوب مورد استفاده واقع می شود

بافتن: کارگاه های نساجی سنتی، که برای بافتن پارچه های ابریشمین خالص یا دارای ناخالصی مورد استفاده واقع می شدند از تنوع چشمگیری در سراسر ایران برخوردارند در اینجا تنها به سه نوع آن اشاره می شود یک قسم آنهایی اند که توزیعشان بیانگر تاخر تکنولوژیک نواحی تولید ابریشم ( ایالات شمالی ) و نواحی مصرف کننده آن (شهرهای مرکزی ایران می باشد) از این سه قسم ساده ترینشان در گیلان جهت بافتن چادرشب کاربرد دارد (پارچه ای با اشکال هندسی که زنان به هنگام کار به دور کمرشان می بندند یا به منظور حمل بچه، بر شانه هایشان می آویزند)، نوعی بافتنی که دارای ساختاری بسیط می باشد  (for more details of the morphology and function of this loom, see Bazin and Bromberger, Gilān, p. 62)

با ساختاری پیچیده تر، پارچه هایی بودند که به طور سنتی در داخل شهرها مورد استفاده واقع می شدند پارچه هایی همچون دستگاه نقشبندی و دستگاه مخملبافی. دستگاه نقشبندی حائز خاستگاه دوگانه چینی – سوری بوده (Wulff, Traditional Crafts, pp. 174-75) و در ابتدای قرن نوزدهم به نحوی کاملا مکانیزه تولید می شده که اجازه می داد بافندگان به سطحی فراتر از مرحله تولید طرح های هندسی رفته و به طرح های تمثیلی دست یابند. دستگاه مخملبافی بیشتر در اصفهان ، کاشان و تهران مورد استفاده بود  (Wulff, Traditional Crafts, p. 209).

محصولات نساجی: با وجود اینکه گیلان عمده ترین ناحیه تولید ابریشم بوده هرگز به مرکز اصلی صنایع دستی مرتبط با ابریشم بافی بدل نشد واقعیتی که موید تکنیک های نسبتا ابتدایی است که در آن منطقه جهت پارچه بافی و نساجی به صورت سنتی به کار می رفت در مقابل، مشخصه مراکز شهری عمده، محصولات متنوع و شکوفان بود مطالعات صورت گرفته توسط فریزر (Travels, pp. 354-68) و یا لافونت و رابینو (L’industrie, pp. 57-60) بر این تفاوت ها پرتو افکنده است فرش های ابریشمین و زربفت های بسیار مشهور، به طور سنتی مختص اراک (سلطان آباد) ،اصفهان، کاشان، کرمان، تبریز و یزد بودند در یزد 1800 کارگاه پارچه بافی وجود داشت که در دهه 1850 و پیش از بحران بحران کرم ابریشم بالغ بر 9000 کارگر در اشتغال خود داشت به همین قیاس، مراکز عمده مخملبافی، همه شهرهای ایران مرکزی شامل اصفهان، کاشان، مشهد و تبریز بودند بخش عمده ای از پارچه های ابریشمین (اغلب در ترکیب با پنبه) که در این شهرها تولید می شد جهت پوشاک و لوازم منزل به کار می رفت (پرده، آویزه و ...)

مختصر اینکه محصولات عمده گیلان هرگز به شهرت تولیدات ایران مرکزی نرسید البته به استثنای گلدوزی که بالاخص در رشت تولید می شد

این نوشتار مختصر که به ملاحظه تجارت ابریشم و صنایع دستی مرتبط با آن، می پردازد موید موقعیت ممتاز گیلان یعنی مهمترین مرکز تولیدکننده آن در حوزه سرزمینی ایران می باشد منطقه ای با محصولاتی خاص خود که در طول تاریخش به لحاظ اقتصادی تحت تسلط کشورهای دور و نزدیک و یا ایالات مرکزی خود ایران بوده است

 

منابع:

All the reports of the British consuls residing in Rašt in the second half of the 19th and beginning of the 20th centuries mention sericulture and furnish details on its production and trade; here only the reports richest in information have been cited.

In addition to the works mentioned in the text, see: K. E. Abbott, “Report on the Silk Trade of Ghilaun,” ms. Foreign Office 60/90, partially published by C. Issawi, The Economic History of Iran 1800-1914, Chicago and London, 1971, pp. 233-35.

Abbott, Narrative of a Journey from Tabriz along the Shores of the Caspian Sea to Tehran, 1843-1844, ms. Foreign Office 60/108, fol. 25-29, partly quoted in Issawi, op. cit., p. 226.

M. Bazin and C. Bromberger (with the collaboration of A. Askari and A. Karimi), Gilān et Āzarbāyjān oriental: cartes et documents ethnographiques, Paris, 1981, pp. 57-63; map 31.

A. Chodzko, “Le Ghilan ou les marais caspiens,” Nouvelles annales des voyages et des sciences géographiques, 5th series, VI, March, 1850, p. 257; July, 1850, pp. 78-79, 85-87.

H. A. Churchill, “Report by Consul Churchill on the Trade and Commerce of Ghilan for the Year 1877,” Reports from her Majesty’s Consuls . . . During the Year 1878, London, 1879, pp. 693-702.

Idem, “Report for the Years 1892-93 on the Trade of the Consular District of Resht,” Diplomatic and Consular Reports on Trade and Finance, Persia, annual series, no. 1325, London, 1894, 18 pp.

G. N. Curzon, Persia and the Persian Question, repr., London, 1966, I, pp. 366-70. R. J. Forbes, Studies in Ancient Technology, Leiden, 1956, IV, pp. 49-58.

J. B. Fraser, Travels and Adventures in the Persian Provinces on the Southern Banks of the Caspian Sea, London, 1826, pp. 120-321, 355-76.

J. Hanway, An Historical Account of the British Trade over the Caspian Sea with a Journal of Travels from London through Russia, Germany and Holland, London, 1762, I, pp. 1-42, 190.

W. R. Holmes, Sketches on the Shores of the Caspian, Descriptive and Pictorial, London, 1845, pp. 95-104: “Account of the Silk-worm.” Keyhān, Joḡrāfīā, III, pp. 212-26.

F. Lafont, “Perse. La sériculture,” Bulletin mensuel de l’Office de Renseignments Agricoles, August 1908, pp. 992-1005.

Marco Polo, La description du monde, ed. in modern French by L. Hambris, Paris, 1955, pp. 25-39.

G. Melgunof, Das südliche Ufer des kaspischen Meeres, Leipzig, 1869, especially pp. 256-58, 286-88.

A. Olearius, The Voyages and Travels of the Ambassadors sent by Frederick, Duke of Holstein for the Great Duke of Muscovy and the King of Persia, trans. J. Davies, London, 1672, pp. 312-13.

E. Pariset, Les industries de la soie, Lyon, 1890, pp. 198-99, 203-09.

H. L. Rabino, “Trade of the Persian Caspian Provinces (Consular District of Resht and Astarabad), Report from 1907 to 1909,” Diplomatic and Consular Reports, Persia, annual series, no. 4398, London, 1910, especially pp. 19-21, 31.

N. Rondot, Les soies, Paris, 1885, I, pp. 357-70.

“Soie,” Encyclopédie, ed. d’Alembert and Diderot, Amsterdam, ca. 1765, XV, pp. 268-70.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • ۹۴/۱۱/۱۱
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی