جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰

پتروشفسکی شرقشناس روس در بخشی از کتابش درخصوص قدمت کشت برنج در ایران به بحث پرداخته که مضامین قابل توجهی درخصوص منطقه حاشیه جنوبی کاسپین را نیز در همین رابطه به خوبی پرورانده است علی رغم قدیمی بودن کتاب پتروشفسکی، مندرجات وی بسیار عالمانه و محققانه نگاشته شده است که ذیلا از نظرتان می گذرد:

"موضوع قدمت کشت برنج (فارسی: برنج، شلتوک. عربی:ارز) در ایران هنوز حل نشده است درباره کشت برنج در ایران نه در اوستا و نه در تاریخ هرودوت و نه کتاب استرابون و نه آمیان مارتسلین یادی نشده است منابع چینی صریحا می گویند که در کشور بو-سی bo si (ایران – پارس و لااقل در غرب ایران) برنج نمی کاشته اند ب. لائوفر با توجه به این موضوع باین نتیجه رسیده است که فقط بعد از غلبه اعراب، برنج در ایران پدید آمده می توان به احتمال نزدیک به یقین گفت که در عهد هخامنشیان و اشکانیان و نخستین شاهان ساسانی کشت برنج در ایران وجود نداشته مگر شاید در اقصی نقطه شرقی آن کشور (مثلا گرگان) زیرا در آن زمان در نزدیکی های آن نقاط (به طرف شرق) در فرغانه کشت برنج متداول بوده است

موضوع کشت برنج در ایران در عهد آخرین پادشاهان ساسانی پیچیده تر است و در گفته های مولفان تناقض فراوان وجود دارد فقدان تذکری از برنج در فهرست مزروعات مندرج در "بوندوهشن" به چشم می خورد و آن را نمی توان به تصادف صرف حمل کرد از دیگرسو به طوری که پیشتر گفته شد برنج در شمار محصولات ارضی که در تشریفات دینی نوروز مصرف می شده آمده است (در کتاب موسی بن عیسی الکسروی). قانون مالیاتی خسرو اول انوشیروان شاهنشاه ساسانی در تالیفات بعدی که به زبان عربی انشا شده به دست آمده است و آن چنان که طبری (آغاز قرن دهم میلادی) قانون مزبور را نقل می کند از یک جریب جوزار و گندم زار (غله بوم) یک درهم و از یک جریب یونجه زار 7 درهم و از یک جریب رزبوم 8 درهم می گرفته اند ولی درباره مالیات برنج زار چیزی گفته نشده و حال آنکه از وجود برنج زار یاد شده است ولی از آنجایی که در همان قانون مالیاتی به نقل از مقدسی (پایان قرن دهم میلادی) گفته شده که از یک جریب برنج زار 5.6درهم اخذ می گردیده نولدکه تصور می کند که فقدان میزان مالیات برنج زار در تالیف طبری نتیجه افتادگی است که گناه ناسخ می باشد لائوفر –برخلاف- می گوید که کشت برنج در زمان ساسانیان وجود نداشته و ذکری که از مالیات برنج زار در نسخ عربی متاخر قانون مالیاتی خسرواول انوشیروان رفته، الحاقی بیش نیست

این توجیه، بسیار به حقیقت نزدیک است: امنای دیوان و مستوفیان زمان خاندان بویه و ساسانیان و دیگر سلاله های قرن دهم اساس و قانون مالیاتی انوشیروان در نظر ایشان سخت عجیب بوده و بدین سبب بعدها الحاق کنندگان لازم دانستند این افتادگی را خود جبران کنند

در کتاب "علم فلاحت و زراعت" – همچون حقیقت معلوم و مشهوری منقول است که برنج را نخستین بار در زمان خسرو اول انوشیروان به ایران آوردند در کتاب مزبور چنین نوشته شده:

(( و مشهور است که برنج در ولایت ایران نبوده آن را از هندوستان آوردند در زمان انوشیروان برزویه طبیب با کلیله و دمنه به دست اورده))

بنابراین چنین معلوم می شود که کشت برنج در ایران بالنسبه متاخر است ظاهرا در زمان آخرین شاهان ساسانی زرع آن در ایران معمول گشت ولی در مقیاسی بسیار محدود. و فقط در حدود قرن دهم میلادی انتشار وسیع یافت مثلا در خوزستان در قرن دهم میلادی، کشت برنج درمیان غلات مقام سوم را بعد از گندم و جو داشت در ربع آخر قرن دهم میلادی، در ایران نیک با کشت برنج آشنا بودند در قرن دوازدهم میلادی، کشت برنج در فارس متداول بوده ولی در دوران مورد مطالعه ما در تمام نواحی ای که در این ایام برنج کشت می شود زرع آن معمول نبوده است

حمدالله مستوفی از کشت برنج در ایران فقط در نواحی زیر یاد می کند: زنجان در عراق عجم، داذبن و دوان در فارس، سراسر گیلان به ویژه رشت و لاهیجان، دیگر مولفان نیز از کشت برنج در گیلان در قرن های سیزدهم و چهاردهم سخن می گویند در شرح زندگی شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی گفته شده است که از اردبیل جو به گیلان صادر می کردند تا با برنج مبادله کنند درباره کشت برنج در مازندران نیز اطلاعات روشنی در دست است دانسته است که در بلوک کربال و فیروزآباد فارس برنج کاری می شده است یاقوت و زکریای قزوینی از کشت برنج – در ردیف گندم و جو- در خوزستان قرن سیزدهم میلادی صحبت می دارند

مولف کتاب علم فلاحت و زراعت به کشت برنج فصل ویژه ای اختصاص داده است و می گوید که در هندوستان و ختن و چین (وماچین) چند قسم برنج وجود دارد که "که در این مملکت کس ندیده است" و در زمان غازان خان برنج اعلای هندی را که از لحاظ طعم و بو بهتر از "برنج معهود بود" و بهتر هضم می شود و "اکابر" هندوستان می خوردند به رسم تجربه در ایران کاشته ولی کشت این برنج در ایران حاصل نداده به گفته مولف کتاب مزبور در هر ولایت ایران کشت برنج به نحوی که خاص آنجا بوده صورت می گرفته در گیلان و مازندران ((چون بکارند نشای آن را دیگرباره یک یک بازمی نشانند)) تا برنج بیشتر به دست آید و حاصل استوارتر باشد پس از شخم بهار به زمین آب می بستند به طوری که آب از کرت خارج نشود و تخم را در بهار پس از گذشت سرما و چند روزی پیش از کاشتن پنبه می کاشتند ولی

((در بعضی ولایات به دست نمی نشانند حاصل از یک من صد من بیشتر شود (یک تخم صد تخم))

بهترین برنج ایران برنج گیلان بود و بعد از آن برنج مازندران. در مازندران و گرگان و استرآباد هرسال برنج کاشته می شد

در شمال آذربایجان- بلوکات بیلقان و گشتاسفی- و در آذربایجان جنوبی – بلوکات خیاو و گیلان فصلون و نوذر و گرمرود و میانج (میانه) نیز برنج کاشته می شد در مکاتبات زشیدی از کشت برنج در بلوک آستارا (سرزمین تالشان) سخن رفته است"

(پتروشفسکی، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول (قرن های 13 و 14 میلادی)
  • ۹۴/۱۰/۱۵
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی