جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


اهمیت نقش و جایگاه چارچوب نظری Theoretical framework ، در تحقیقات تاریخی به مثابه یک ابزار تئوریک جهت پرتوافکنی و معنابخشی به فاکت های تاریخی منفرد و قرار دادن آن ها در یک کل جامع و معنادار امری است غیرقابل انکار.

می‌توان این اصطلاح را با بیانی ساده‌این گونه تعریف کرد: چارچوب نظری عبارت است از نظریه‌ای که از سوی پژوهشگر، متناسب با مسئلة پژوهش تشخیص داده شده و طبعاً توسط وی جهت تحلیل داده‌ها بر اساس اصول و قواعد آن نظریه، انتخاب شده باشد

نوشتار پیش رو تلاشی ابتدایی است جهت تهیه و تدوین یک نقشه تئوریک و چارچوبی نظری جهت تبیین علل وقوع جنبش انقلابی جنگل در گیلان

قیام جنگل را می توان یک انقلاب دهقانی قلمداد نمود با وجود اینکه بعضا رهبران آن از میان بازاریان، ملاکین و طبقات شهری نیز بوده اند اما بدنه اصلی جنبش را دهقانان تشکیل می داده اند اساسا با توجه به اینکه جامعه گیلان در آن برهه تاریخی عمدتا جامعه ای روستایی بوده و دهقانان بخش اصلی جامعه را تشکیل می داده اند یک جنبش انقلابی فراگیر توده ای بدون دربرگرفتن دهقانان نمی توانسته شکل گرفته وبارور گردد

در همین ارتباط فخرایی می نویسد: "سردار معظم [تیمورتاش]می دید دهقانان و کشاورزان گیلان، حتی زن ها و فرزندان پابرهنه شان  به جنگل و جنگلیان عشق می ورزند... از انواع محبت و همدردی های صمیمانه درباره شان دریغ نمی کنند...نهضت جنگل یک نهضت دهقانی است" (فخرایی، 1357:216)

حاج احمد کسمایی از رهبران نهضت، اهداف سردمدارن آن را چنین توصیف می نماید: ((هدف ما این بود که پس از به دست آوردن استقلال و ایجاد یک حکومت ملی در سراسر کشور، اراضی مالکان بزرگ را میان زارعین، تقسیم کنیم و سواد آموزی را برای تمام مردم ایران، اجباری کنیم)) {منبع:هدایتی خوشکلام، یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل}

از سوی دیگر سرشت متفاوت زندگی روستایی – دهقانی در این ناحیه و تمایز ماهوی مناسبات آن با سرزمین اصلی ایران امکان رسوخ آن به گستره سرزمینی وسیعتر را ممتنع ساخت

ازاینرو یکی از دلایلی که باعث شد انقلاب جنگل نهایتا جنبشی در مقیاس محلی باقی مانده و موفق به گسترش حوزه نفوذ و قلمرو خود به گستره سرزمینی ایران نگردد همانا سرشت دهقانی آن بود چرا که دهقانان فلات مرکزی ایران به علت تفاوت ماهوی ساختار کشاورزی و مناسبات ارضی  عموما منفعل و به لحاظ تاریخی غیرانقلابی باقی ماندند ( ر.ک مقاله یرواند آبراهیمیان با عنوان: "دهقانان غیرانقلابی در ایران معاصر" ) و یک جنبش انقلابی دهقانی در گیلان با سرشت و ماهیت مناسبات حاکم بر کشاورزی و حیات روستایی در فلات مرکزی ایران در تعارض بود

مطابق نظریه برینگتون مور در کتاب "ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دمکراسی" ، ))شرط لازم وکافی برای عدم وقوع انقلاب ، توان ضعیف انقلابی در دهقانان و انگیزة ضعیف بورژوازی برای نوسازی است.اگر بر خلاف مورد اول ، توان دهقانی قوی و انگیزة بورژوازی ضعیف باشد، انقلاب دهقانی چپگرایانه روی خواهد داد.((

شکست انقلاب مشروطه در تحقق آرمان هایش را در واقع شکست بورژوازی تجاری در نوسازی جامعه ایران می توان تلقی نمود

به اعتقاد دلاوری جوامعی که دچار انقلاب چپگرایانه شدند دارای ویژگی ها و شرایط اجتماعی خاص خود بودند. از جمله:

1 بخش اعظم جمعیت این کشورها را دهقانان تشکیل می دادند که در نظام فئودالی تحت استثمار شدید ملاکان بودند.

2 در این جوامع در قرن 19 شورش های دهقانی زیادی صورت پذیرفته بود. دلایل آن، استثمار ملاکین از یکسو و فشاری که دولت با اخذ مالیات از دهاقین به عمل می آورد از سوی دیگر بود.

3 پیوند این جنبشهای دهقانی با جنبش انقلابیون شهری (طبقات پایین و روشنفکران) [دلاوری، ابوالفضل. (70- 1369)].

نگاهی به نظریه اریک ولف:

اریک ولف در نوشتاری موسوم به "دهقانان و انقلاب ها" مندرج در کتابی با عنوان “National Liberation: revolution in the Third world” به نحو مبسوط و عالمانه ای سرشت انقلابات دهقانی در جوامع جهان سوم را تشریح می نماید آنچه که آبراهامیان در قالب بخشی از مقاله اش موسوم به  "دهقانان غیرنقلابی در ایران معاصر" در تحلیل جنبش جنگل بیان می دارد عینا مو به مو رونوشت برداری از نظریه ولف و سعی در انطباق آن با واقعیات جامعه دهقانی و حیات روستایی گیلان در آستانه قیام جنگل است ازاینرو ضروری به نظر می رسد نظریه ولف به عنوان سرچشمه در این مجال مورد ارزیابی واقع گردد و من سعی می کنم چکیده ای از آن را ارائه دهم برای روشن و واضح بودن تم های اصلی نظریه ولف از بندهای شماره گذاری شده استفاده می نمایم:

1-    1-دهقان فقیر یا کارگر بی زمین که حیاتش تاحد زیادی به یک زمیندار وابسته است از قدرت تاکتیکی برخوردار نیست او که فاقد منابع کافی برای به کارگیری در مبارزه قدرت است کاملا در حوزه قدرت ارباب خود قرار دارد بنابراین احتمال اقدام به شورش توسط دهقانان فقیر یا کارگران بی زمین وجود ندارد

2-    2-تنها دو گروه از دهقانان از اهرم های کافی درونی برای اقدام به یک شورش پایدار برخوردارند: الف- دهقانان متوسط زمیندار ب- دهقانانی که در یک ناحیه پیرامونی خارج از حوزه های کنترل زمینداران ساکن هستند

برخورداری دهقانان متوسط از منابع مخصوص به خود آنها را از آزادی تاکتیکی که برای به چالش کشیدن اربابانشان لازم است  برخوردار می سازد اما همین موضوع  در مورد آن دسته از دهقانان فقیر یا متوسطی که محل های اسکانشان تنها تحت کنترل اندک یک قدرت بیرونی است نیز صادق است دراینجا شاید املاک این دهقانان برای تامین معیشت خانواده شان کافی نباشد اما فعالیت های جنبی نظیر کارهای فصلی، قاچاق و دامداری که تحت کنترل مستقیم یک حوزه قدرت بیرونی انجام نمی شود کمبود عواید حاصل از زمین را جبران می کند و به دهقانان تاحدی آزادی عمل می بخشد ما نمونه چنین دهقانانی را که از آزادی تاکتیکی برخوردارند در روستاهای مورلوس در مکزیک، در کمون های ناحیه کشاورزی مرکزی در روسیه، در استحکامات شمالی که به وسیله کمونیست های چینی پس از راه پیمایی طولانی برقرار شد، در خط مقدم شورش های ویتنام، درمیان فلاحان الجزایر، و در میان متصرفان غیرقانونی در استان اورینته کوبا شاهدیم

3-    3-دهقانان متوسط به اعتقاد ولف گروهی هستند که: الف-بیشتر از سایرین از عدم مقاومت در برابر چپاول های جمع آوری کنندگان مالیات یا زمینداران لطمه می بینند و ب- بیشتر ازهمه در معرض تاثیرات پرولتاریای روبه رشد قرار دارند دهقانان فقیر یا کارگران بی زمین درجریان رفتن به شهر یا کارخانه ها معمولا پیوند خود را با زمین قطع می کنند اما دهقانان متوسط بر روی زمین کار می کنند و فرزندانشان را برای کار به شهر می فرستند به این ترتیب آنها در وضعیتی قرار دارند که بخشی از خانواده شان کار کشاورزی را ادامه می دهند درحالی که بخشی دیگر در معرض فرهنگ و آموزش های شهری قرار می گیرند این وضعیت نیز دهقانان متوسط را به انتقال دهنده ناآرامی ها و عقاید سیاسی شهری بدل می سازد

اکنون اگر این فرض را بپذیریم که این دهقانان متوسط و دهقانان فقیر اما آزاد ( دهقانانی که به وسیله هیچ حوزه قدرتی محدود نشده اند) هستند که دسته بندی حیاتی را برای شورش دهقانی تشکیل می دهند پس نتیجه می گیریم که هر عاملی که آزادی عمل ناشی از تحرک تاکتیکی این دهقانان را افزایش دهد پتانسیل انقلابی شان را تقویت می کند یکی از این عوامل، موقعیت پیرامونی این دهقانان نسبت به مرکز کنترل دولتی است درحقیقت، نواحی مرزی صرف نظر از اینکه دهقان نشین باشند یا نباشند غالبا گرایش علیه دستگاه مرکزی از خود نشان می دهند:

الف-هنگامی که دهقانان فقیر در چنین ناحیه پیرامونی و خارج از کنترل طبیعی قدرت مرکزی ساکن هستند قدرت تحرک تاکتیکی آنها به واسطه موقعیت جغرافیایی شان دوچندان می شود نظیر روستاهای مورلوس مکزیک، نگی آن ویتنام، قبایل الجزایر و اورینته در کوبا

ب-در صورتی که چنین نواحی دارای دژهای کوهستانی قابل دفاع نیز باشند کارآمدی شان سه برابر می شود

ج-درجایی که ساکنان این دژها به لحاظ قومی و زبانی با ساکنان اطراف خود تفاوت داشته باشند کارآمدی شان چهار برابر می شود ساکنان روستاهای مورلوس، ناواتل زبان و ساکنان نواحی قبایلی بربرزبان هستند (Wolf,1971)

 

انطباق نظریه ولف با گیلان و جنبش جنگل:

آبراهامیان در بخشی از مقاله خود با عنوان "دهقانان غیرانقلابی در ایران معاصر" به بررسی جنبش جنگل در گیلان می پردازد و دقیقا مطابق نظریه ولف رشد دهقانان متوسط در گیلان را عامل کلیدی در پیدایش دهقانان انقلابی در این دیار قلمداد می نماید چکیده ای از تحلیل آبراهامیان در مقاله مذکور به شرح زیر است:

"وجود دهقانان انقلابی در گیلان را می توان ناشی از عوامل جغرافیایی و اجتماعی- اقتصادی متعدد دانست. ایالات حاشیه کاسپین برخلاف بسیاری از مناطق دیگر ایران، خاک حاصلخیز و باران فراوان دارد که این عوامل خود موجبات تراکم جمعیت در گیلان را فراهم می سازد. بنا بر سرشماری ۱۳۳۵ تراکم جمعیت در ایران ۱۱٫۵ نفر در هر کیلومترمربع است ولی در گیلان به بیش از ۳۳٫۵ نفر در هر کیلومترمربع می رسد

این عوامل جغرافیایی اثرات و پیامدهای مهمی داشت که ایجاد (روستاهای برونگرا) و (دهقانان متوسط ناراضی) ازجمله آن بود. تراکم جمعیت، امکان ارتباط روستاها(به دلیل اینکه ۳۰۷۶ فقره روستاهای گیلان را شالیزارها و جنگلها و و چراگاهها از یکدیگر جدا می کرد و نه مثل بسیاری از دیگر بخشهای کشور،فواصل طولانی و زمین های صعب العبور) و حاصلخیزی زیاد موجب رشد سریع و زودرس تجارت محلی شد حتی در نیمه نخست قرن نوزدهم که دیگر بخشهای ایران عمدتا جوامعی با اقتصاد معیشتی و خودبسنده بودند گیلان به دلیل بازارهای هفتگی اش مشهور بود. توسعه تجارت خارجی با روسیه نیز مزید بر علت شد برخی عوامل اجتماعی اقتصادی دیگر نیز در مجموع به رشد و توسعه روستاهای برونگرا در گیلان مدد رساند.

به نظر آبراهامیان عامل نخست وجود زبان مشترک گیلکی بود که ارتباط اجتماعی مابین روستاها را تسهیل می نمود عامل دوم فقدان عشایر و به تبع آن نبود سازمان طایفه ای و قبیله ای بود عامل سوم فراوانی باران که از اهمیت توزیع و تفسیم آب می کاست و در نتیجه سازمان جمعی تولید کشاورزی (بنه) در این ایالت غیرضرور بود. عامل چهارم آنکه دهقانان گیلانی در مقایسه با دهقانان سایر نقاط کشور از سطح رفاه بالاتری برخوردار و نتیجتا مازاد محصول بیشتری برای فروش در اختیار داشتند. و سرانجام عامل نهایی اینکه میزان باسوادی در گیلان از سایر نقاط کشور بالاتر بود بر طبق آمار ۱۳۳۵ میزان باسوادی در گیلان ۶درصد بود درحالیکه این میزان در آذربایجان غربی ۴٫۹ درصد، آذربایجان شرقی ۴٫۲درصد، خراسان ۳٫۵دصد و در بلوچستان ۲٫۵درصد برآورد شد بود.

نظر به اینکه روستاها در گیلان، برونگراتر از بیشتر جوامع روستایی در ایران بودند و همچنین از آنجا که این روستاها عمدتا به جویبارهای کوچک و بارندگیهای طبیعی متکی بودند و نه به قناتهای پرهزینه، مالکان نمی توانستند دهقانان را به بازپس گرفتن حق کشت مرعوب کنند زیرا تا قبل از افزایش جمعیت، زارعان سهم بر می توانستند درختان جنگل را قطع کرده و در زمینهای حاصلخیز جدید به کشت بپردازند. نیز مالکان نمی توانستند از پیوندهای خویشاوندی با روستاییان استفاده کنند چون روابط آنها روابط ایلی نبود و مالکان وظیفه حمایت از روستاییان را بر عهده نداشتند چون روستاییان این مناطق با خطر حمله قبایل دیگر مواجه نبودند برای حفاظت از خود به احداث دیوارهای بلند نیاز نداشتند

بدین سان در آستانه قرن بیستم نوعی خاص از دهقانان متوسط در گیلان وجود داشت که اگرچه مالک زمین نبودند اما به طور نسبی در مقایسه با سایر نقاط کشور از سطح زندگی بالاترو نتیجتاً از استقلال بیشتری برخوردار بودند و از آنجا که اربابان، هیچ نقش مهمی از قبیل حمایت از روستاییان در مقابل ایلات، سرمایه گذاری در امور آبیاری و حمایت از برزگران در مشکلات مالی ایفا نمی کردند دهقانان ، آنها را نه به عنوان ولی نعمت بلکه به عنوان انگل می شناختند. با وام گرفتن اصطلاح از برینگتون مور می توان گفت، مبانی طبیعی احترام بین مالک و دهقان در گیلان وجود نداشت.

بدین سان گیلان برخلاف سایر نقاط ایران و به همان دلایلی که در روسیه، چین، ویتنام، مکزیک و بسیاری کشورهای دیگر وجود داشت دهقانان انقلابی در خود پرورش داد. این دهقانان متوسط که از مالکان بزرگ و دولت مستقل بودند حداقل نفوذ و قدرتی را به دست آوردند که لازمه درافتادن با نظم موجود بود روستاهای ایشان برونگرا و و نسبتا از سلطه مالک آزاد بودند رابطه نزدیکی با روستاهای دیگر داشتند و به طور مستقیم با اقتصاد بازار آمیخته بودند درنتیجه، این روستاها نه تنها خود ناراضی بودند بلکه از نارضایتی روستاهای دیگر نیز آگاه بودند علاوه بر این دهقانان ناخشنود گیلان برخلاف دیگر نقاط ایران طی بیشتر دوران معاصر به خصوص بین سالهای ۱۹۱۴-۲۱ و دوباره در سالهای ۱۹۴۱-۴۶ از یک دولت متمرکز قوی در هراس نبودند."(آبراهامیان 1375)

همچنین روحیه انقلابی دهقانان خطه گیلان در ادبیات معاصر ایرانی به عنوان مثال داستان "گیله مرد" اثر بزرگ علوی داستان نویس برجسته ایرانی به خوبی بازتاب داشته است

بنابراین براساس نظریه ولف و نیز فاکت های مطروحه توسط آبراهامیان می توان فرضیه تکوین دهقانان متوسط در گیلان و متعاقبا استعداد انقلابی این قشراجتماعی را تاییدشده دانست

ازاینرو هم اینک به بند دوم از چکیده نظریه ولف ارائه شده در این مقاله می پردازم: در این بند پس از فاکتور دهقانان متوسط به نقش پراهمیت آنچه که آن را " دهقانانی که در یک ناحیه پیرامونی خارج از حوزه های کنترل زمینداران ساکن هستند" می نامد می پردازد و این همان وجهی است که آبراهامیان در عباراتی نظیر " استقلال نسبی دهقانان از مالکان " و "نبود مبانی طبیعی احترام بین مالک و دهقان در گیلان" آن را مورد تایید قرار می دهد

همچنین امکان فعالیت های جنبی برای دهقانان و وابسته نبودن صرف آن ها به درآمد حاصله از زمین از دیگر عوامل مدنظر ولف است که درجامعه روستایی گیلان صادق بود چرا که بسیاری از روستائیان از قبل فعالیت هایی نظیر صید ماهی به واسطه وجود دریا و تالاب و رودهای پرآب و همینطور شکار جانوران و نیز صید پرندگان و.... قادر بودند بخشی از مایحتاج روزمره خود را تامین نمایند

در سال 1878، کنسول بریتانیا در رشت، جایگاه دهقانان آنَ را این چنین توصیف می‌نماید:"در گیلان، یکی از غنی‌ترین و حاصلخیزترین مناطق ایران، در هر کجایش، پوشش گیاهی فراوان وجود دارد، تقریباَ هر بوته یا ​​درختی رشد خواهد نمود، طبقات پایین، بدون هیچ دلیلی ناراضی می‌باشند. تعداد کمی از آن‌ها وضع مطلوبی دارند، خرده مالکند، اما توسط مالکینی که منافع آنها را به نفع خود تمام می‌کنند، گزینش می‌گردند. اگر دهقانان در پاکسازی یک قطعه‌ی جنگل، برای کشت محصول، اقدام کنند، می‌بایست که محصول زمین را با مالک زمین تقسیم نمایند. اگر درختان توت کشت گردند، نهال خریداری شده توسط ارباب، و پس از چند سال زمانی که ابریشم تولید شود، نوغانداران، یک سوم تولید را، برای رفع مشکل خود برمی‌دارند، نیمه‌ی باقی مانده به ارباب و نیمه‌ی دیگر سفته بازان که تخم کرم ابریشم فراهم می‌کنند می‌رسد. به همان نسبت کم، هم مباشران می‌توانند در هر زمانی بر حسب کارهایی که روستایی انجام می‌دهند مقداری از محصول را به نفع خود بردارند. سود به دست آمده برای خود دهقان، که برگرفته از حرفه‌ی کشاورزی خویش هست ناچیز نیست. او می‌تواند چوب جنگلی که، بخش فراموش گشته‌ی ملک اربابش است را قطع کرده و می‌تواند به نفع خود زغال چوب بدست آمده را بدون پرداخت اجاره‌ای یا برخورد با مشکلی آن را بفروشد. گاو و گوسفند خود را می‌تواند آزادانه در آن بخشی که زیر کشت نیستند، بچراند، همچنین می‌تواند سبزیجات را در اطراف کلبه خود کشت نماید، و تمام سود ناشی از پرورش و فروش مرغ و ماکیان را برای خود داشته باشد، و سرانجام هیچ کدام از موارد فوق نباشد حداقل، او می‌تواند بدون مشورت با اربابش در ملک خود میوه‌های فراوانی را پرورش دهد." (گزارش کنسولگری بریتانیا، عیسوی، چارلز “اجاره‌ی زمین در گیلان،” در “تاریخ اقتصادی ایران، ص 225شیکاگو:1971 انتشارات دانشگاه شیکاگو، )

"فراوانی آب و زمین‌های حاصلخیز، به معنای بازدهی بالاتر محصول و تراکم بیشتر جمعیت، کمکی به دهقانان مستاجر می‌باشد، به ویژه هنگامی که ما، وضعیت دهقانان در این منطقه را با زمین‌داران مناطق خشک‌تر کشور مقایسه می‌کنیم، آن‌ها درجه‌ی بیشتری از استقلال برخوردارند. مانند اروپا و آمریکا، در منطقه‌ی کاسپین زمین را، از طریق پاکسازی جنگل‌ها و بدون نیاز به حفر قنوات، که هزینه‌ی زیادی برای ساخت و نگهداری آن نیاز است، می‌توان آباد کرد. علاوه بر این، گسترش محصولات باغی، که نیازمند مراقبت چندین ساله هست، هم توسط ویژگی اقلیمی و هم توسط بازرگانانی، برای دهقانان ترغیب‌کننده بود. این، به نوبه خود، و به طور کلی در مورد محصولات کشاورزی دانه‌ای که سالانه به عمل می‌آیند و به لحاظ بهره‌برداری برای دهقانان، به معنای سرزمین پر برکتی است" (همان منبع)

در همین راستا پژوهشگر دیگری می نویسد: "روستاهای گیلان از لحاظ گوناگون با روستاهای مناطق درونی ایران تقاوت داشتنند و دارند این اختلاف فقط به شرایط جغرافیایی محدود نمی گردید چون به دنبال آن تفاوت های دیگری را نیز به همراه داشته است شکل روستاها، نحوه ساخت خانه ها، فاصله روستاها با همدیگر و فاصله آنها از شهر نیز شرایطی را فراهم می سازد که در فرایند شکل گیری جنبش های اجتماعی موثر بوده است زیرا به لحاظ مجاورت روستاهای منطقه خزری، روستائیان بهتر می توانستند همدیگر را در عرصه مسائل اجتماعی پیدا نمایند و در صف آرایی در مقابل ارباب و حکام محلی که غالبا سرنوشت مشترک داشتند به یکدیگر مساعدت نمایند روستاهای گیلان معمولا به هم نزدیک هستند و در بعضی موارد نیز در مجاورت شهرها قرار گرفته اند به طوری که روستایی شمال به راحتی، به شهر و امکانات شهری دسترسی داشت و ضمن قرار گرفتن در جریان مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه، عصر همان روز نیز به منزل / روستای خود بر می گردد رابینو گزارش می دهد که رعایا و سواران همواره از روستاهای اطراف رشت برای کمک به شهر می آمدند و پس از بازگشت شرایط مطلوب به آبادی های خود بازمی گشتند" (نصرالله پورمحمدی املشی، نگرشی جامعه شناختی به جنبش های روستائی گیلان در عصر مشروطه، فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره 7)

همه این عوامل آنچه را که ولف، "آزادی تاکتیکی دهقانان" می نامد به نحو فزاینده ای ارتقاء می بخشد

اما به بند سوم بپردازیم: نگرانی درخصوص تحصیل مالیات های سنگین از دهقانان که به درستی از سوی ولف یکی از دلنگرانی های دهقانان متوسط و افزایش پتانسیل انقلابی درمیان آنها قلمداد شده دقیقا در مهمترین سند سیاسی جنبش جنگل یعنی مرامنامه آن نیز بازتاب می یابد آنچنانکه در بند سوم این مرامنامه بر تحدید دامنه مانور ملاکین و تاکید بر نیروی کار دهاقین به صراحت تصریح شده است مفاد این بند به قرار زیر است : "مالکیت اراضی با ملاحظه تامین معیشت عمومی تا حدی تصدیق می شود که حاصل آن عاید تولید کننده شود." به گفتة کنسول بریتانیا در ایران مک لارن،انقلابیون در مناطق مفتوحه مبالغی چشمگیر از زمین داران می گرفتند. در پیشروی ماه صفر درشرق گیلان، مجموع دریافتی جنگلی ها از طبقة ملاکین به 200 هزار تومان بالغ شده بود

اما درخصوص سه مورد متذکر از سوی ولف درخصوص عوامل افزایش تحرک تاکتیکی دهقانان:

الف- گیلان در دوره قاجار از آنجا که در حوزه نفوذ دولت روسیه تزاری قرار داشت تا حدی یک ناحیه پیرامونی و خارج از کنترل دولت مرکزی محسوب می شد

ب-مناطق دسترسی ناپذیری نظیر جنگل های تولم و جبال البرز دژهای دفاعی این منطقه به شمار می رفت. کسما و گوراب زرمیخ در قلب جنگل های فومنات و نیز پایگاه آلیان را به طور طبیعی می توان دژهای دفاعی نفوذناپذیر قلمداد نمود

ج- نقش فاکتور زبان مشترک و متمایز گیلکی نیز در تعبیر آبراهامیان مورد تاکید قرار گرفته و برمبنای نظر ولف نیز این عامل می تواند در ارتقاء تحرک دهقانان متوسط تاثیرات قابل توجهی داشته باشد

همچنین ارتباط دهقانان متوسط با محیط شهری رشت که کانون نخستین نطفه های صنعتی شدن را پشت سر می نهاد در افزایش آگاهی سیاسی – اجتماعی این قشر و فزونی تحرک آنها موثر بوده است همچنین صنعتی شدن سریع و گسترده قفقاز تحت لوای حکومت روسیه و بسط مناسبات سرمایه داری صنعتی در آن بسیاری از دهقانان ساکن در صفحات جنوبی کاسپین را در جستجوی کار بدان سامان سوق داد که پرولتریزه شدن این بخش از دهقانان و آشنایی آنها با مفاهیم مدرن اروپایی را به همراه داشت بسیاری از اینها در بازگشت به موطن خود اندیشه های جدیدی را با خود آورده و به جامعه بومی منتقل نمودند که به نوبه خود در افزایش استعداد انقلابی دهقانان و نیز طبقات شهرنشین موثر افتاد

"تقی زاده، تعداد کارگران ایرانی مستقر در باکو را بین 50 تا 80هزار (در پاییز و زمستان بیشتر و در تابستان کمتر) نوشته است سلطان زاده نیز رقم این کارگران را در اوایل 1918 بالغ بر 300هزار نفر برشمرده است" (رئیس نیا 1360)

85درصد کارگران ایرانی مقیم روسیه را دارای خاستگاه دهقانی دانسته اند (همان منبع)

نظریه ساختارگرایانه اسکاچپل:

خانم تدا اسکاچپل استاد جامعه شناسی انقلابات  در دانشگاه هاروارد در قالب نوشتاری با عنوان “Revolutions and the world-historical development of capitalism” تحلیلی ساختاری از عوامل بروز یک انقلاب ارائه می کند که می تواند در تدوین چارچوب نظری ما نیز موثر باشد

ذیلا سعی می شود چکیده ای از نظریه وی که می تواند به بحث ما مربوط باشد ارائه گردد (طبق روال مالوف، جهت تمیز و تشخیص عناصر نظری از بندهای شماره گذاری شده استفاده می گردد):

1-    از نگاه اسکاچپل، به لحاظ تاریخی، انقلاب های اجتماعی توده ای از پایین تنها در صورتی به وجه موفقیت آمیز رخ داده اند که دهقانان به عنوان طبقه اکثریت و مولد از استقلال سیاسی و محلی کافی برای شورش برخوردار بوده اند چنین شورش های دهقانی به صورت موفقیت آمیزی در انقلاب های روسیه و چین رخ دادند برعکس، انقلاب 50-1848 آلمان تاحد زیادی به این خاطر شکست خورد که شرایط مساعد برای شورش دهقانی در شرق آلپ وجود نداشت همچنین مسلما یکی از شرایط مهم برای انقلاب از بالا در ژاپن و ترکیه این بود که در این کشورها درون ساختارهای سنتی محصور باقی ماندند به طوری که امکان شورش گسترده را نداشتند

2-    شرایط مساعد محیط بین الملل فاکتور مهم دیگری است که اسکاچپل در تحلیل شرایط مستعد بروز انقلاب بر آن تاکید می کند

به طور خلاصه از نگاه اسکاچپل، "موقعیت های انقلابی هنگامی ایجاد می شوند که دولت های جوامع کشاورزی از یک طرف با فشارها و کشمکش های بین المللی مواجه شده باشند و از طرف دیگر قابلیت تحصیل منابع کافی سرمایه گذاری برای مقابله با فشارهای خارجی را نداشته باشند این شرایط دولت را فلج می کند و فرصتی مناسب برای دهقانان مستعد شورش فراعم می نماید نخبگان حاشیه ای شورش های دهقانی را علیه رژیم پیشین سازماندهی می کنند" (ناصرهادیان، نظریه تدااسکاچپل و انقلاب اسلامی، راهبرد، شماره9، بهار75)

انطباق نظریه اسکاچپل با شرایط جنبش انقلابی جنگل:

براساس بند اول استقلال سیاسی و محلی نسبی دهقانان در گیلان به دلایل جغرافیایی – اقلیمی و نیز همانطور که سابق بر این ذکر شد به علت بسط و فربه شدن قشر دهقانان متوسط بستر ساختاری مناسبی جهت افزایش پتانسیل انقلابی درمیان آنها فراهم ساخت درعین حال همانطور که اسکاچپل علت عدم موفقیت قیام دهقانی آلمان را فقدان شرایط مناسب شورش در میان دهقانان شرق آلپ می داند می توان استدلال نمود فقدان چنین بستر مناسبی در جامعه روستایی مناطق مرکزی سرزمینی ایران (به علت تفاوت ماهوی مناسبات زراعی) را می توان از علل عدم موفقیت جنبش جنگل در تسری خود به مرزهایی فراتر از گیلان قلمداد نمود

و نیز براساس بند دوم ، محیط مساعد بین المللی به علت وقوع انقلاب در روسیه و سرنگونی حکومت تزاری و خروج و فروپاشی نیروهای نظامی روس مستقر در گیلان و ایجاد خلاء قدرت بستری را فراهم ساخت که چریک های جنگلی را در موضعی بالادست قرار داد با وقوع انقلاب روسیه، امقلابیون جنگلی، پس از استیلا بر رشت قلمرو خود را به شرق گیلان نیز گسترش دادند تا اوایل صفر 1336/نوامبر 1917 لاهیجان، لنگرود و رانکوه به تصرف جنگلی ها درآمده بود بنا به گزارش مک لارن ویس کنسول انگلستان در رشت "انقلابیون جنگلی درصدد بودند در گام بعدی تنکابن در غرب مازندران را تصرف کنند " (C. Maclaren to Marling, 28 Nov. 1917 ) از سوی دیگر درگیری دولت مرکزی ایران در آشوب ها و اغتشاشات ناشی از درگیری های جنگ جهانی اول از دیگر عوامل مستعد در قدرت گیری این جنبش انقلابی بوده است

 

نتیجه گیری:

یک چارچوب نظری تلفیقی مرکب از نظریات ولف، برینگتون مور و اسکاچپل مناسب ترین قالب جهت توضیح و تبیین علل وقوع جنبش انقلابی جنگل است برمبنای این قالب تئوریک ترکیبی، عوامل مستعد جهت تکوین این نهضت را می توان  خلاصه وار به قرار زیر برشمرد:

1-    به دلایل جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی شاهد  رشد قشر قابل توجهی از دهقانان متوسط در گیلان بودیم که دارای مطالبات سیاسی انقلابی بودند (تجمیع و انباشت مازاد محصول بیشتر در گیلان در قیاس با سایر جوامع زراعی ایران به علت شرایط مستعد اقلیمی – جغرافیایی به تکوین این قشر اجتماعی مدد رساندهمچنین فقدان سازمان عشایری نیرومند که به غارت مازد اقتصادی جوامع کشاورزی یکجانشین بپردازد وجه تمایز دیگر مناسبات اجتماعی گیلان با جوامع آن سوی جبال البرز بوده که خود به افزایش انباشت مازاد کشاورزی و نهایتا شکل گیری قشر مرفه تری از دهقانان با جهتگیری سیاسی و ایدئولوژیک مشخص یاری رساند)  

2-    با استعانت از نظریه برینگتون مور می توان گفت: این استعداد بالای انقلابی درمیان دهقانان متوسط همراه با ضعف تاریخی بورژوازی موجبات تسلط گرایش های چپ گرایانه در این جنبش گردید

3-    تجمیع  این دهقانان متوسط در یک ناحیه جغرافیایی پیرامونی و منزوی(چرا که در آن زمان گیلان به عنوان یک استان مرزی در حوزه نفوذ روسیه تزاری قرار داشت و دولت مرکزی حضور اندکی در آن از خود نشان می داد) موجبات بسط شرایط مساعد جهت اقدام علیه دولت مرکزی را فراهم نمود

4-    آنچه که برینگتون مور آن را "پیوند جنبشهای دهقانی با جنبش انقلابیون شهری (طبقات پایین و روشنفکران)"  به عنوان یکی از عوامل مستعدکننده شورش انقلابی می داند در جنبش جنگل به چشم می خورد حضور گستره وسیعی از روشنفکران تحصیلکرده شهری، روزنامه نگاران، سیاستمداران و... در بدنه اجتماعی و کادرهای رهبری آن گواه این قضیه است

5-    سایرعوامل مدنظر ولف از قبیل فعالیت های جنبی اقتصادی به غیر از کشت بر روی زمین، ارتباط با شهر، استقرار در ناحیه جغرافیایی پیرامونی و خارج از کنترل قدرت مرکزی و دسترسی ناپذیری طبیعی به علت پوشش انبوه جنگلی، همسانی قومی – زبانی منابعی بودند که آزادی عمل تاکتیکی آنها را جهت ضدیت با دولت مرکزی به نحو قابل ملاحظه ای افزایش دادند

6-    در عین حال عدم وجود شرایط مساعد همسان در جامعه روستایی سرزمین اصلی ایران از عوامل عدم جوش خوردن و پیوند این جنبش دهقانی با جوامع روستایی آن سوی البرز و نهایتا شکست تراژیک آن محسوب می گردد

7-    شرایط مستعد بین المللی از قبیل وقوع جنگ جهانی اول و انقلاب در روسیه و سرنگونی حکومت تزاری و فروپاشی طبیعی نیروهای نظامی آن در گیلان توام با حضور افسران اتریشی – آلمانی در نهضت جنگل از مشخصه های شرایط مستعد بین المللی به تعبیر اسکاچپل محسوب می گردد همچنین همجواری گیلان با ناحیه قفقاز و انتقال مفاهیم مدرن از دروازه اروپا را نیز می توان در زمره همان فاکتور محیط مساعد بین المللی قرار داد

 

منابع:

-آبراهامیان، یرواند، مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، مترجم: سهیلا ترابی فارسانی، 1375

-برینگتون مور، ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دمکراسی، نقش ارباب و دهقان در روند نوین سازی، ترجمه: یوسف نراقی، نشر فروزان روز

- نصرالله پورمحمدی املشی، نگرشی جامعه شناختی به جنبش های روستائی گیلان در عصر مشروطه، فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ، سال دوم، شماره 7

-رئیس نیا، رحیم (1360) حیدرعمواوغلی در گذر از توفان ها، بیجا:دنیا

- دلاوری، ابوالفضل. (70- 1369). نوسازی در ایران: موانع و تنگناهای نوسازی سیاسی و اقتصادی تاپایان عصر قاجار. رسالة فوق لیسانس. دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

- عیسوی، چارلز “اجاره‌ی زمین در گیلان،” در “تاریخ اقتصادی ایران، ص 225شیکاگو:1971 انتشارات دانشگاه شیکاگو

-فخرایی، ابراهیم 1357، سردارجنگل،تهران، جاویدان

-هدایتی خوشکلام، یادداشتهای احمد کسمایی از نهضت جنگل، رشت:کتیبه جنگل

- ناصرهادیان، نظریه تدااسکاچپل و انقلاب اسلامی، راهبرد، شماره9، بهار75

-Scochpol, theda, Revolutions and the world-historical development of capitalism

-Wolf, Erric. National Liberation: revolution in the Third world, edited by Norman R.Miller and Roderick R.Aya. 1971

 

 

 

  • ۹۴/۰۹/۰۹
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۲)

  • احمد زاهدی لنگرودی
  • مقاله‌‌ای خواندنی است
    موفق باشید
  • نیما رهبر
  • بالاخره وقت کردم  و خواندمش
    واقعا فوق فوق العاده بود.
    موفق باشید.
    به امید آن که فردا، بهتر از امروز باشد.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی