جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


آنچه درپی می آید ادامه مباحث مطروحه در یکی از یادداشت های پیشین اینجانب در همین وبلاگ در راستای تحلیل سیاستگزاری های اقتصادی نولیبرال در کشور ظرف دو دهه پس از جنگ و اثرات این سیاست ها  درسطح محلی و در چارچوب حوزه صنعت در گیلان و تخریب سیستماتیک بنیه صنعتی این استان می باشد

در جریان این فرایند بسیاری از کارخانجات و صنایع معظم استان که در سطح ملی مطرح بودند و نقش قابل توجهی در سرانه تولید ناخالص کشور ایفا می نمودند به منظور ارتقاء کارایی و در راستای نسخه های نهادهایی نظیر صندوق بین المللی پول که متولی بسط و گسترش ایدئولوژی اقتصاد نولیبرال در سطح جهانی بودند به بخش خصوصی واگذار شدند اما نتیجه حاصله نه تنها افزایش کارایی نبوده بلکه به نابودی و اضمحلال آنها منجر شد که در پیامد خود بخش قابل توجهی از طبقه کارگر صنعتی گیلان را نیز دچار معضلات گسترده نمود اما به واقع چرا اجرای سیاست های مذکور به حصول نتایج عکس منجر شد؟

نکته جالب توجه اینجاست که براساس آمارهای نهادهایی نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی اجرای سیاست های مبتنی بر خصوصی سازی گسترده در کشورهای شرق آسیا منجر به رشد اقتصادی قابل توجه و در عین حال در کشورهای خاورمیانه برعکس آن به کاهش رشد اقتصادی و نقصان در سرانه تولید ناخالص ملی منجر شده است حال پرسش اساسی در اینجاست که تفاوت در نتایج حاصله را به چه عواملی می توان منتسب نمود؟

 

 

ژیلبرت آشکار (Gilbert Achcar)، دلیل تفاوت منطقه خاورمیانه با شرق و جنوب شرقی آسیا  را در نوع متفاوت سیستم سرمایه‌داری حاکم‌شده بر آنها می‌داند؛ امری که به زعم آشکار ناشی از مناسبات اجتماعی متفاوت جاری در این جوامع است.

آشکار دو خصوصیت منطقه خاورمیانه را دلیل اصلی چنین واگرایی‌ای در مقایسه با شرق و جنوب شرقی آسیا می‌داند

"اول، وجود دولت‌های رانتی در منطقه خاورمیانه. طبقه بورژوای وابسته به دولت، به دلیل سهولت کسب سودهای کلان از طریق تصاحب درآمد رانت، از سرمایه‌گذاری در صنعت و زیرساخت‌های اقتصادی سرباز می‌زند و به جای آن به تجارت و واردات کالا می‌پردازد. آشکار نتیجه می‌گیرد که روند خصوصی‌سازی دهه‌های اخیر در منطقه خاورمیانه به جای ایجاد بورژوازی بازار و رشد اقتصادی، منجر به شکل‌گیری طبقه سرمایه‌داری انگلی دولتی شده است. در واقع نتیجه خصوصی‌سازی در این کشورها، صنعت‌زدایی و افزایش همزمان بیکاری و واردات بوده است.

 

دوم، وجود حکومت‌های نئوپاتریمونیال ،آشکار دلیل دوم عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در اقتصاد منطقه را بی‌ثباتی سیاسی مربوط به حکومت‌های مطلقه نئوپاتریمونیال در این کشورها می‌داند. به باور او برخلاف دولت‌های توسعه-محور شرق و جنوب شرقی آسیا٬ وجود دولت‌های نئوپاتریمونیال در منطقه و بی‌ثباتی سیاست‌های حاکم با از بین‌بردن اصل حاکمیت قانون، که یکی از زیربناهای لازم برای سرمایه‌گذاری است، زمینه به وجود آمدن بخش خصوصی مولد را از بین می‌برد.

آشکار در انتهای تحلیل خود نتیجه می‌گیرد که به دلیل ساختار سیاسی-اقتصادی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، خصوصی‌سازی و آزادسازی اقتصادی به بیراهه منتهی می‌شوند. این سیاست‌ها نه‌تنها منجر به رشد اقتصادی قابل‌قبول و ایجاد اشتغال نمی‌شوند٬ بلکه با از بین‌بردن شغل‌های مطمئن و بادرآمد مناسب دولتی، به رشد بازار کار غیر رسمی و فقر گسترده عمومی منجر می‌گردند." (Gilbert Achcar, The People Want: A Radical Exploration of the Arab Uprising, University of California Press (2013) (

نگاهی به تاریخ صنعت در گیلان نشان می دهد که از بدو شکل گیری نخستین نطفه های صنعتی شدن در کشور همواره رشت از پیشگامان توسعه صنعتی محسوب و به عنوان یکی از قطب های صنعتی کشور مطرح بوده است محمد علی جمالزاده، داستان نویس مشهور ایرانی در کتاب «گنج شایگان» خود موضوع صنعت در ایران را دستمایه پژوهش قرار داده است و ضمن ارائه تحلیلی کوتاه از روزگار کارخانه‌داران ایرانی و مناسبات آنها با دولت‌های وقت، اسامی کارخانه‌های ایرانی را از دوران قاجار ذکر کرده و نام برخی شرکت‌های فعال را نیز در کتابش آورده است که تنها به چند نمونه از اسامی کارخانجات مربوط به گیلان که در این کتاب ذکر شده اشاره می شود:

- کارخانه ابریشم‌تابی در گیلان به دست حاج‌محمدحسن امین‌الضرب. این کارخانه را با اسباب و آلات کامل از لیون (فرانسه) و از کارخانه برتو به ایران آورده بودند.

- کارخانه ابریشم‌تابی در برکاده نزدیک رشت با سرمایه روسی و به دستیاری آقامحمدمحسن رشتی ساخته شد، ولی به ملاحظات سیاسی و سوء اداره چندی بعد تعطیل شد.

- کارخانه چراغ برق در رشت

صنعت، بخش اصلی اقتصاد کشور و در واقع موتور محرکه آن است به گونه ای که صاحب نظران اقتصاد، توسعه صنعت را مترادف با توسعه اقتصادی می دانند

درباب روند خسارتبار خصوصی سازی رانتی دکتر نادر هوشمندیار اقتصاددان طی مصاحبه ای می گوید: "در سال‌های اخیر برخی شرکت‌های خاص و کارخانه‌های مربوط به دولت و ملت و بخش خصوصی انحصاری شدند. وقتی هم که در اصل44 مقام معظم رهبری بارها تاکید کرده که اینها را به بخش تعاون و خصوصی بدهید، آیا این کار را به صورت واقعی انجام داده‌اند؟ شما ببینید که در بسیاری از موارد برخی کارخانه‌های سود‌ده را وابستگان به دولت خریده‌اند. به نظر می‌رسد در این مورد باید دیدگاه‌های مختلف کارشناسان مثلاً چپ یا راست یا میانه که مورد تایید کرسی‌های علمی هستند به دور هم جمع شوند و در این مورد بررسی کنند که این مسائل ناشی از چه مواردی است." (هفته نامه تجارت فردا شماره 123)

در ارتباط با پیامدهای ویرانگر خصوصی سازی رانتی کارخانجات  گیلان وبسایت رسمی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی ذیل خبری درخصوص کارخانجات پوشش مطلبی انتقادی می نویسد که به خوبی گویای ضربات سنگین وارده بر پیکره بنیه صنعتی این استان می باشد:

"طی سالهای گذشته در استان گیلان واحدهای بزرگ صنعتی که زمانی تولیدات آنها کل کشور ایران و بازار بخشی از کشورهای آسیایی و اروپایی را نیز پوشش می‌داد به بهای کم به برخی افراد واگذار شد.

از آنجا که برخی خریداران جدید فاقد دیدگاه مدیریتی و تولید بودند این واحدهای صنعتی را که اغلب در شهر رشت واقع شده‌اند تعطیل کرده و زمین و مایملک آنها را برای کاربری‌های دیگر نظیر ساخت مسکن به فروش گذاشتند.

هم‌اکنون به جز کارخانه پوشش ، کارخانه الکتریک گیلان نیز دچار این سرنوشت است و حدود هزار کارگر بیکار شده آن بلاتکلیف هستند.

این کارخانه به مبلغ 20 میلیارد ریال قسطی فروخته شده درحالی که گفته می شود زمین آن چند برابر این قیمت می‌ارزد.") http://www.mcls.gov.ir/fa/news/20686)این وبسایت در بخشی دیگر می نویسد:

"شرکت پوشش متعلق به بانک صنعت و معدن در سال 83 به افرادی که فاقد هرگونه توان مدیریتی و سرمایه‌گذاری بودند به بهانه اجرای طرح خصوصی سازی به مبلغ 29 میلیارد ریال قسطی فروخته شده بود.

....این درحالی است که 85 هکتار زمین این شرکت در شهر رشت میلیاردها ریال ارزش اقتصادی دارد.

... خریداران بخش خصوصی با تعطیلی کارخانه، برای نقد کردن سرمایه‌های موجود، 600 نفر از کارگران آن را نیز بیکار کرده بودند.) (همان منبع)

به عبارت دیگر این روند خصوصی سازی مبتنی بر رانت در صنعت استان ضمن ویرانی پایه های صنعتی استان فرایند مرگباری از صنعت زدایی در این منطقه را سازمان داد

بررسی موردی وضعیت کارخانه کنف کار رشت می تواند جهت پرتوافکنی بر برخی از وجوه این مسئله سودمند باشد:

شرکت نساجی کنف کار از کارخانجات بزرگ نساجی کشور بود "این واحد صنعتی در سال ۸۲ به بخش خصوصی و اگذار شد و یک سال بعد به علت بحران مالی و ناکارامدی در مدیریت تعطیل شد. کارخانه کنف کار، تنها واحد تولیدکننده گونی، کیسه و منسوجات کنفی در گیلان است. کارگران آن بارها در اعتراض به وضعیت کاری شان و عدم وصول مطالباتشان، در مقابل استانداری گیلان تجمع کردند. در تاریخ سی اردیبهشت سال ۱۳۸۶ یکی از کارگران این کارخانه با ۱۸ سال سابقه کار، به دلیل مشکلات شدید مالی و شرمندگی در مقابل زن و فرزندانش، خود را حلق‌‏آویز کرد." http://www.cloob.com/u/sabz_irani/44469522 ) (

بخش دیگری از دلایل فرایند صنعت زدایی از استان را می توان در سخنان یکی از نمایندگان گیلان در مجلس در جریان مصاحبه ای با خبرگزاری خانه ملت به خوبی ملاحظه کرد یعنی تعریف گیلان به عنوان قطب کشاورزی و گردشگری و کنار نهادن عنصر صنعت و در نهایت عدم توسعه صنعتی و در عین حال عدم ارزش افزوده کافی کشاورزی و گردشگری.

بخشی از صحبت های این نماینده به شرح زیر است:

"در اوایل انقلاب استان گیلان در بسیاری از صنایع چون صنعت نساجی و فولاد رتبه های اول کشوری را به خود اختصاص داده بود اما متأسفانه در مقطعی از زمان به رتبه بیستم کشوری تنزل پیدا کرد.... متأسفانه زمانی که دلارهای 7 تومانی به منظور توسعه صنعت استان ها وارد بازار شده بود مسئولان دولتی اظهار کردند که استان گیلان قطب کشاورزی است و نیازی به توسعه صنعت در این استان وجود ندارد.... پس از چند سال همین مسئولان اعلام کردند که استان گیلان قطب گردشگری است اما تا به امروز نه بخش کشاورزی و نه بخش گردشگری به منظور توسعه این استان و کاهش نرخ بیکاری جوانان احیا شده است.... وقتی مسئولان ذی ربط با افزایش نرخ بیکاری و تغییر کاربری اراضی کشاورزی در جهت عدم حمایت همه جانبه دولت مواجه شدند،اظهار کردند که در استان گیلان می توان بخش صنعت هم توسعه داد.... متأسفانه زمانی مسئولان اظهار به قطب صنعتی بودن استان گیلان کردند که دیگر خبری از دلارهای 7 تومانی در بازار به منظور ایجاد صنعت درگیلان نبود." 

(http://icana.ir/Fa/News/261357 )

به عبارت دیگر یکی از دلایل عقب ماندگی گیلان در توسعه صنعتی در همین دقیقه نهفته بود که در دوره ای که ارز ارزان قیمت برای توسعه بخش های صنعتی کشور اختصاص یافته بود ، گیلان به دلیل اینکه استان کشاورزی اعلام شده بود از این فرصت محروم شد و موجبات عقب ماندگی صنعتی استان را فراهم ساخت

مجموعه روندهای فوق موجبات صنعت زدایی گسترده از گیلان و تخریب بنیان های بنیه صنعتی آن را فراهم نمود که به نظر نمی رسد در کوتاه مدت قابل جبران باشد

  • ۹۴/۰۶/۲۵
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۱)

سلاو بلامیسر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی