جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


نوشته ام را با گفتاری از علی بلوکباشی می آغازم: "در قدیم هر پدیده و نهادی که در جامعۀ ایرانی بنیاد می‌گرفت، سازگار و متناسب با نظام‌های اجتماعی و اقتصادی و بنیان‌های فرهنگی و دینی ایرانیان عمل می‌کرد. این پدیده‌ها از پشتوانۀ فرهنگی نیرومندی برخوردار بودند و نقش عمده و مهمی در تحکیم روابط اجتماعی و انسجام مردم و ارائه طریق به مردم در مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگ‌های غیرخودی و بیگانه داشتند."(بلوکباشی، علی. قهوه‌خانه وقهوه‌خانه‌نشینی در ایران. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1393.).

قهوه‌خانه در گذشته نخست محلی بوده‌است برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام که بعدها اموری نظیر اطلاع‌رسانی، نشر افکار و اخبار اجتماعی-اقتصادی و حتی سیاسی و نیز سرگرمی‌هایی چون مدیحه‌سرایی، نقالی، شاهنامه‌خوانی، غزل‌خوانی، سخنوری و مشاعره نیز در آن جایگاهی پیدا کردند و این مکان به عنوان نهاد با اهمیتی از جهت فرهنگی معرفی شد.

بی تردید قهوه خانه یکی از پاتوق ها و نهادهای سنتی جامعه روستایی گیلان بوده است هر جامعه متشکّل از نهادهای اجتماعی متعدّدی است. یکی از این نهادها، که در جوامعی مانند اجتماعات روستایی گیلان، در طی چند سده اخیر، با فرهنگ ما پیوند خورده و در مقاطعی از زمان، رونق چشمگیری داشته، قهوه‌خانه است.

قهوه‌خانه همچون یک نهاد اجتماعی ـ فرهنگی نقش‌مند در جوامع روستایی گیلان در طول تاریخ عمل می‌کرده و در طول حیات چندصد سالۀ خود، در هر زمان و دوره، و به اقتضای اوضاع اجتماعی هر روستا و محله ای با مردم جامعه و فرهنگ مردم ارتباط داشته و همراه با گرایش‌ها و باورهای بومی مردم فعالیت می‌کرده است. نهاد قهوه‌خانه در جامعه حرکتی فرهنگی را پدید آورده که در مسیر حفظ و استمرار و تداوم خصایص رفتاری و اخلاقی نسل‌های پیشین و احیاء و تقویت روحیۀ پهلوانی، جوانمردی، ایثار، تعامل و انتقال این خصلت‌ها به نسل‌های آینده بود. قهوه‌خانه با چنین نقش و کارکردی همچون نهادی در کنار خانه و خانواده در فرهنگ‌پذیر کردن مردم جامعۀ روستایی گیلان و آشنایی آنان با فرهنگ و آیین‌ها و سنت‌های کهن گیله مردی گام برمی‌داشت. نکته مهم دیگر، نقشهایی بود که قهوه‌خانه در تاریخ گیلان ایفا می‌کرد. این نقشها از زمان قاجار، تثبیت گردید. گذشته از آنکه نهاد مذکور، مکانی برای گذراندن اوقات فراغت  و حتی کسب و کار مردان بود، زیرا ساعاتی از روز و شب خود را در قهوه‌خانه گذرانده، با یاران و همنشینان خود به گفتگو نشسته، مشکلات کسب و کار خود را با آنان در میان می‌گذاشتند؛ گاهی در همانجا به دادوستد و حل و فصل امور می‌پرداختند. در این مکان، از وقایع محله و دیار خویش اطلاع یافته و گوشه‌هایی از تاریخ و فرهنگ خود را در آن می‌شناختند.

به تعبیر بلوکباشی و زبان انسانشناسانه وی: "قهوه‌خانه افزون بر نقش خود در برقرار کردن ارتباط میان اهل هر پیشه و صنف با هم و افراد هر صنف با صنف‌های دیگر، زمینه را برای تماس مردم با نیروهای کار نیز فراهم می‌کرد. این نهاد مرکز تجمع بزرگان و ریش‌سفیدانِ محل، و جای بحث و گفت‌وگو، مشاوره و تصمیم‌گیری دربارۀ امور جاری محله و رفع مشکلات خانواده‌های محله و گذر بود. بسیاری از مرافعات، منازعات محلی، اختلافات خانوادگی و طایفگی، دعواها و نزاع‌ها در میان جوانان و لوطی‌های محل در قهوه‌خانه‌ها بازگو و با ریش‌سفیدی بزرگان و قهوه‌چیان معتمد مردم حل‌وفصل می‌شد.

نقش رسانه ای و نیز عمل جامعه پذیری نسل های جدید از سوی قهوه خانه ها در بستر تاریخی خود بی بدیل به نظر می رسد اصولاً درگذشته تمام خبرهای روز جامعه روستایی در قهوه‌خانه‌ها پخش می‌شد. موقعی که هنوز رسانه‌های عمومی مثل امروز توسعه نیافته بود، مردم به قهوه‌خانه‌ می رفتند و از زبان نقال ومردمی که در قهوه خانه جمع می شدند خبر و اطلاعات و رویدادهای روز را می گرفتند. تاریخ حماسی و اسطوره ای خودمان در همان قهوه‌خانه‌ نشر پیدا می‌کرد. مردم ما در گذشته بیشتر بی سواد بودند، و از تاریخ ملی و قومی و مذهبی خود چیز زیادی نمی دانستند. تمام اطلاعات در زمینۀ گذشته تاریخی و پهلوانان باستانی، داستان‌های حماسی واسطوره ای و حماسه آفرینان کربلا، وقایع مذهبی را مردم در قهوه‌خانه ها و از زبان و فهم نقالان و شاهنامه خوانان می آموختند.

به هنگام رویدادهای سیاسی در جامعه و قیام مردم در جنبش‌ها و نهضت‌های اجتماعی و سیاسی، قهوه‌خانه‌ها نقش فعال و مؤثری در آگاه کردن مردم و برانگیختن آنان به سود یا زیان دسته‌ای و گروهی خاص داشتند. در میان قهوه‌خانه‌داران کسانی هم بودند که گرایش اجتماعی ـ سیاسی به جریانی خاص نشان می‌دادند و قهوه‌خانه‌هایشان بیش‌تر محل گرد آمدن افراد همسو با اندیشۀ اجتماعی و سیاسی آنها بود.

نهاد قهوه‌خانه نقش برجسته‌ای نیز در پیدایش و رشد دو مکتب هنری ـ مردمی در فرهنگ ایران داشته است. یکی از این مکاتب، مکتب ادبی ـ هنری نقّالی و شاهنامه‌خوانی بود که در نهاد قهوه‌خانه رشد کرد و بالندگی یافت. مکتب دیگر هنر صورت پردازی از مضامین داستان‌های حماسی شاهنامه و داستان‌نامه‌های مذهبی از زبان شاهنامه‌خوانان و داستان‌سرایان بود. بعدها این نوع صورتگری به مکتب یا شیوۀ «نقاشی قهوه‌خانه» شهرت یافت."(همان)

در دنیای عرب قهوه از قرن ۱۳ میلادی شروع به محبوب شدن کرد و تا اوایل قرن ۱۵ میلادی در مصر٬ شام و عثمانی پرمصرف شد و در همه این شهرها قهوه‌خانه‌هایی برپا شد.مقامات مذهبی در مکه، قاهره و استانبول تلاش کردند تا مصرف آن را ممنوع کنند. قهوه‌خانه‌ نهادی جدید بود که مردان در آن جمع می‌شدند و به صحبت کردن، شعرخوانی و بازی‌هایی مانند تخته نرد و شطرنج می پرداختند. آن‌ها به مرکزی برای تجمع متفکران و به صورت ضمنی به رقیبی برای مسجد به عنوان محل ملاقات جمعی بدل شده بودند.( جان مک هوگو. «قهوه: چگونه نوشیدنی عرفای عرب جهانی شد؟». بی‌بی‌سی فارسی، پنج شنبه ۲ ژانویه ۲۰۱۴ - ۱۲ دی ۱۳۹۲.)  برخی عالمان دینی معتقد بودند که قهوه خانه حتی از میکده هم بدتر است و مقامات هم متوجه شده بودند که این اماکن می‌تواند تبدیل به لانه های فتنه"شود (همان)

البته این نقش تاریخی قهوه خانه ها به مثابه رسانه ارتباطی با اجرای سیاست های مدرنیزاسیون آمرانه و یک سویه در دوران رژیم پهلوی دچار دگردیسی و حتی تحریف گردید " قهوه‌خانه که در یک دوره زمانی، تقریباً طولانی، بارِ وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو و تلویزیون را به دوش می‌کشید، با دگرگونیهای ایجاد شده، سراشیب انحطاط را پیمود و به دنبال آن، هنرها، نمایشها و بازیهای قهوه‌خانهای نیز روبه زوال گذارد. وجهه این مکان اجتماعی هم، منفی و دچار ابتذال شد، چنانکه آن فضای تبادلات روزمره مردمی، به محلی برای تجمّع افراد بیکار و گاهی فاسد بدل گردید."( مصطفی خلعتبری، نشریه نجوای فرهنگ، «چای قند پهلو: جستاری بر قهوه‌خانه در ایران»، شماره 3، بهار 1386)"البته بنابر اظهاری، یکی از عللِ مهم این انحطاط را باید در زمینه سیاسی جستجو نمود، چرا که رژیم پهلوی برای تهی کردنِ آن، از وجهه مثبت به عنوان یک پایگاه مخالفت با ساختار سیاسیِ وقت، در سوق دادنِ آن به سوی ابتذال نقش مهمّی داشت"(محمدرضا پولاوند، سی سال محکومیت لاله‌زار، تهران: نشر جمهوری، 1389)

هابرماس در باب حوزه عمومی معتقد است:

"حوزه عمومی را نباید به مثابه یک نهاد یا یک سازمان نگریست بلکه باید آن را در حکم یک شبکه دید که جریان ارتباطات در آن تصفیه و ترکیب شده و پس از تلخیص، به حسب موضوع گروه بندی شده و به صورت افکار عمومی در می آید."‏

به باور وی: "حوزه عمومی فضای اظهار نظر (و به گونه ای آرمانی اظهار نظر آزادانه)، مکالمه، بحث و چاره جویی در مسائل همگانی است" (بابک احمدی، گستره همگانی در نگرش انتقادی هابرماس، فصلنامه گفتگو، تیر72)

درمیان نهادهای سنتی جامعه روستایی گیلان که کارکرد حوزه عمومی را ایفا می نماید باید از قهوه‌خانه یاد کرد که سخت جانی بیشتری نسبت به سایر مراکز ارتباط سنتی از خود نشان داد. قهوه‌خانه کاملا در حوزه عمومی ‌تعریف می‌شد و کانون تجمع و گذران اوقات فراغت در تمام محله بود. اخبار در همه سطوح در قهوه‌خانه مبادله می‌شد و نقالی به مثابه یک رسانه مؤثر، پیام‌های زیادی را از طریق قهوه‌خانه منتشر می‌ساخت.

مردان روستایی درگیلان پس از پایان فصل کشت و کار، طبق رسمی قدیمی،عادت دارند روزانه سه تا چهار ساعت از اوقات بیکاری شان را در قهوه خانه ها سپری کنند.

قهوه خانه بهترین مکان برای اطلاع از آخرین اخبار روستاست و بسیاری از مردان روستایی برای کسب اطلاع از این اخبار به قهوه خانه می روند. به واقع یکی از ویژگی های متمایز استان های واقع درحاشیه جنوبی دریای کاسپین فراوانی تعداد قهوه خانه ها در این قلمرو جغرافیایی است نقش قهوه خانه در روستا پررنگ تر می بشدومردم هرروزه پس از انجام کارهای روزانه خود غروبها بدشان نمی اید سری به قهوه خانه بزنندو چایی بنوشند ودرمورد مسایل گوناگون با یکدیگر اختلاط کنند والبته بساط شوخی هم گرم است بازی های گروهی رایج در قهوه خانه هادر طول زمان دچار تحولاتی شده است در زمانهای گذشته بازی هایی چون گل یاپوچ ,فندق بازی ,گردو بازی(این بازی در فضای باز انجام میشد), شطرنج و....دراین  محیطها انجام می شد. اما در اوایل دهه هفتاد پای یک نوع بازی گروهی جدید به قهوه خانه ها باز شدودر اندک زمانی طرفداران زیادی پیدا کرد, دومینو(که به زبان محلی دبنا نامیده می شود)جای خود را به زودی در میان اقشار مردم پیدا کرد وچون یادگیری ان بسیار اسان بودبه سرعت در اکثر قهوه خانه ها به بازی اول تبدیل شدو امروزه سنگهای دبنا یکی از لوازم لاینفک قهوه خانه ها می باشد

اینکه در این مقاله علاوه بر گیلان بر تجارب ظهور و بروز پدیده قهوه خانه نشینی در سایر نقط ایران و حتی فراتر از آن در منطقه خاورمیانه و کشورهای عرب و عثمانی پرداختیم به این دلیل است که درکی تطبیقی از مسایل اجتماعی در ساختاری دیگر دارای اهمیت است. و البته به این نکته هم اشاره کردیم که این تجربیات آنقدرها هم از وضعیت اجتماعی ما دور نیستند، چرا که مسایل اجتماعی پیوندی میان امر محلی و امر جهانی دارد

در ایران عصر صفوی قهوه‌خانه‌ها محلی برای تجمع مردم، رد و بدل کردن اطلاعات و طرح مباحث اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود.گفته می‌شود شاه ‌عباس صفوی برخی مهمانان مهم خود را به قهوه‌خانه‌ها می‌برد و در آنجا پذیرایی می‌کرد.

شاه عباس همچنین با لباس مبدل، ساعاتی از شبانه‌روز را با حضور در قهوه‌خانه‌ها به کسب اطلاعات دقیق از وضع معیشت، مشکلات و مسائل مردم و ارزیابی رفتار ماموران حکومتی با مردم می‌پرداخت.

قهوه‌خانه در جامعه گیلان تحول و دگرگونی بزرگی در شکل‌گیری گردهمایی‌های مردم و شیوه گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرمی‌های آنها فراهم آورد.

مردم از هر قشر و گروه هر روز پس از دست کشیدن از کار روزانه و در ایام و اوقات بیکاری در قهوه‌خانه‌ها جمع می‌شدند و ساعت‌ها به گفت‌وگو با هم و تبادل‌ نظر درباره کارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌پرداختند

مردم، بسیاری از گرفتاری‌های خانوادگی، محلی و مسائل مادی خود را در نشست‌های دوستانه‌ای که در قهوه‌خانه‌ها ترتیب می‌دادند مطرح و گره‌گشایی می‌کردند.

از این منظر می توان این اماکن را به عنوان یکی از تجلی های حوزه عمومی تلقی نمود که ظرفیت شکل دهی و بارورسازی عقلانیت ارتباطی را در بطن خود داراست

سپهری که می توانست محملی برای ارتقاء مشارکت اجتماعی ساکنان روستا در امور عمومی مرتبط با زیست خود در ازمنه گذشته باشد و نیز همچون  یک ضربه گیر در برابر تصمیمات خودسرانه نهادهای شبه فئودالی به مقاومت پرداخته و ضمن تجمیع علایق مشترک توده های روستایی در یک قالب واحد مقدمات تکوین منافع عمومی لایه های زیرین اجتماع روستایی را فراهم سازد

  • ۹۴/۰۶/۲۵
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی