جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


موسیقی گیلکی که در قالب صدای گرم آوازه خوانانی نظیر استادپوررضا، مسعودی، فرامرز دعایی و ....نسل پیشین و کنونی را از هنر بی بدیل خود سیراب نموده با غروب این اساتید در مسیر زوال و نابودی قرار گرفته است

ازاینرو شاید بی جهت نباشد که علل و اسباب جامعه شناختی این زوال را مورد ارزیابی قرار داد

به نظر می رسد مشکل اصلی موسیقی گیلکی در این دقیقه جامعه شناختی نهفته باشد که به نوعی همبسته و پیوندخورده با زندگی روستایی بوده و و از دهه 40 و 50 شمسی و به دنبال سیاستهای مدرنیزاسیون آمرانه و شهری شدن گسترده و رشد و گسترش مظاهر زندگی شهری و زوال زندگی روستایی، این نوع از موسیقی هم به تبع آن دچار زوال شده است

این پیوند و گره خوردگی این سبک از موسیقی قومی با حیات روستایی به لحاظ قالب، مضمون و محتوا به گونه ای است که حتی چنانچه یک شنونده غیرحرفه ای نیز مثلا به آوازهای استاد پوررضا توجه کند ضربان زندگی روستایی را در آن حس می نماید

این موسیقی متناسب با زندگی روستایی در فرهنگی بوده که در گستره ای طولانی از تاریخش بیش از هرچیز فرهنگی روستایی بوده و این مسئله نه تنها درباره موسیقی گیلکی بلکه درخصوص سایر مختصات فرهنگ گیلکی مثل معماری و آداب و رسوم و حتی زبان و ادبیات و فولکلور محلی هم به چشم می خورد که شما مظاهر اصیل و دست نخورده فرهنگ گیله مردی را در روستاهای دورافتاده مشاهده می کنید و متاسفانه این فرهنگ نتوانسته خودش را با زندگی شهری تطبیق داده و نتیجتا با زوال زندگی روستایی و بسط و گسترش حیات شهری دچار زوال و فراموشی شده است

در سال 1306 ابوالحسن صبا به مدت دو سال در روستاهای دیلمان و اسپیلی پژوهش نمود و در این راستا آهنگهای اصیل گیلکی را جمع آوری و تنظیم کرد که آهنگهای زردملیجه، گوسفنددخان، کوهستانی، دیلمان، شرفشاهی، دشتی گیلکی، اسپیلی، رقص چوبی و قاسم آبادی، یادگار این تحقیقات است

مرحوم جهانگیر سرتیپ پور که با استاد صبا همکاری داشت آهنگهایی را در اختیار وی قرار داد شامل: عروس بران، کشتی گیله مردی، فومنی مقام، بندبازی، قطعه پهلوانان و گوش به زنگ ((گیلکی دشتی)) وی آهنگها و ترانه های گیلکی را چنین تقسیم بندی نموده است: ((آهنگ های لالایی، کلام ضربی (برای نظم بخشیدن به حرمات نونهالان)، همسرایی زنان کشتکار، نی نوازی چوپانان، صلازنی در مراسم عقدوعروسی و کشتی گیله مردی و بندبازی و ورزاجنگ، ترانه های شب پاسی، ترانه ختنه سوران و سرتراشی)) (سرتیپ پور، جهانگیر. گیلان از دیدگاه هنر، گیلان نامه ج1، 1366)

ملاحظه می گردد اغلب این ترانه ها در پیوند با محیط و حیات روستایی است

  پرسش اساسی در اینجا این است که موسیقی و سایر مظاهر فرهنگ اصیل گیلکی، تاچه حد می تواند با زندگی و مظاهر حیات شهری انطباق یابد و این پرسشی کلیدی برای بقاء این فرهنگ در دنیای امروز است و چنانچه قادر به این تطابق نباشد دیر یا زود با زوال زندگی و حیات روستایی، خود نیز طعم زوال و نابودی را خواهد چشید

یکی دیگر از علل زوال این سبک از موسیقی را می توان از دست دادن کاربرد آن در بسیاری از مراسم و آئینهای مذهبی، جشنهای عروسی و .... دانست به عبارت دیگر با رشد و وبسط مناسبات مدرن در بسیاری از مناطق گیلان کاربرد این نوع از موسیقی در حوزه هایی که در گذشته منحصرا به آن تعلق داشت رو به کاستی نهاده و تاحدود زیادی از میدان به در شده است و جایگاه خود را به رقیبان واگذار نموده است

  • ۹۴/۰۶/۲۵
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی