جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


امیر عضدالدوله دیلمی شاهی از دیار دیلمان که بین سال‌های ۳۳۸-۳۷۲ه‍.ق بر ایران حکومت می‌کرده است ، در فارس آثاری دارد که یکی از ْآنها سد بزرگ بند امر است که با وجود خرابی هنوز تماشایی است و دریاچه بزرگی پشت سد عظیم ایجاد کرده است . این سد عظیم که از روی آن ده سوار همعرض یکدیگر میتوانند بگذرند نشانه ای از هنر معماری و مهندسی ایران در قرن چهارم است که در سایه آرامش و ثبات نسبی بدان صورت تجلی کرده است 

محدوده جغرافیایی امپراتوری آل بویه در زمان عضدالدوله از عمان تا دریای کاسپین و از کرمان تا سرحدات شمالی سوریه می‌رسید. عضدالدوله پس از فراغت از جنگها، به بغداد نقل مکان کرد. هر چند که شیراز تختگاه اولیه عضدالدوله، همچنان موقعیت سنتی پایتخت آل بویه را برای خود حفظ کرد.

این سد و پل برای کنترل جریان تند آب رودخانه کر و نیز بالا آوردن سطح آب جهت استفاده روستاهایی است که در مسیر رودخانه قرار گرفته است در اطراف پل و در محل شهرهای منشعب از رودخانه آُسیاب های قدیمی وجود دارد که تعداد آنها به 25 می رسد. 

همچنین پروژه های قنات سازی گسترده نظیر احداث قنات رکنی در شیراز را می توان نمونه های دیگری از مدیریت آب در این دوره توسط دولت دانست قنات رکن آباد  هنوز باقی است که آب گوارا و درخشانش همچنان مردم را جلب می کند .

. توسعه جاده‌ها در خوزستان و ساختن آبراهه‌ای میان کارون و فرات نمونه‌هایی از تلاشهای عضدالدوله برای رونق تجارت در عصر آل بویه به دست می‌دهند. آبراههٔ یاد شده اکنون در شهرستان خرمشهر قابل مشاهده است و رود کارون را به اروند رود پیوند می‌دهد. این آبراهه سبب پیشگیری از سقوط کامل خرمشهر و آبادان در دوران جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۰شد

آنچه که از ویژگیهای ((حاکم عادل)) در ادبیات فارسی و فلسفه سیاسی ایرانی برای شخصیت امیر عضدالدوله دیلمی تجلی یافته به واقع بازتاب همین اقدامات عمرانی او در مدیریت امور آب و احیاء سیستم آبیاری به منظور توسعه زراعت و کشاورزی در کشور است

برای ایضاح مفهومی باید خاطرنشان سازم عبارت وجه تولید آسیایی ناظر بر زیربنای اقتصادی و بنیاد مالکیت ارضی و روابط تولیدی مستقر در جامعه و عبارت حکمران آسیایی همان روبنای سیاسی متناظر با این بنیان اقتصادی است

در واقع یادآور همان (( وزارت فواید عامه )) در نظریه مارکس می باشد

به نظر مارکس: ((در مشرق زمین دولت همیشه دارای سه وزارتخانه بوده است:

-         وزارت مالیه ( برای غارت داخل کشور)

-         وزارت جنگ ( برای غارت داخل و خارج کشور)

-         و وزارت امور عامه (برای عمران) (مارکس، دو رساله و 28 نامه، ترجمه خسرو پارسا)

.در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی که نمونه جامع توصیف خصال و ویژگیهای سلطان آسیایی است به صراحت از عضدالوله دیلمی به عنوان نمونه ای از حکام عادل که می بایستی اسوه و الگویی برای سایر حاکمان یاد می گردد (ساست نامه، فصل 13 ص 102) که خود موید مثالواره بودن دوران حکومت این پادشاه است

در بخشی دیگر از سیاستنامه آمده است:  در صورت ناتوانی مردم از کشت و کار باید به آنها لوازم اساسی را به صورت وام مهیا نمود تا به ادامه کار خود بپردازند. به علاوه صاحبان اقطاع موظف هستند مردم را آزاد بگذارند تا در صورت نیاز بدون هیچ مانعی به دربار پادشاه رجوع کنند و نیازها و مشکلات خویش را بیان کنند. در غیر این صورت آن کارگزار خاطی را باید از کار برکنار کرد و زمین های او را به دیگری واگذار نمود. «ایشان را به حقیقت باید دانست که ملک و رعیت همه سلطان راست (سیاست نامه. فصل 5. ص43( کارگزاران و زمین داران در واقع پاسبانی بر سر املاک پادشاه هستند و باید همانند برخورد پادشاه با مردم با آنها رفتار نمایند.

همانطور که ملاحظه می شود مطابق متن سیاستنامه که می توان آن را مانیفست حکمرانی آسیایی تلقی نمود ((ملک و رعیت همه سلطان راست)) به عبارت دیگر مالکیت های اقطاعی و ... فاقد اصالت و بنیان و هویت مستقل بوده و به صراحت تنها کارگزاران سلطان تلقی می شوند که در صورت خروج از دایره ممنوعه باید آنها را از کار برکنار و زمین هایش را به دیگری واگذار نمود این متن به خوبی بی بنیانی مالکیتهای غیر دولتی را نمودار ساخته و در انتها زمین داران و ملاکین را تنها پاسبانی بر سر املاک پادشاه قلمداد می نماید

نجات الله صدیقی در  بررسی کوششهای اخیر پیرامون مطالعه تاریخ تفکر اقتصادی در اسلام، از کتاب عقاید اقتصادی اندیشمندان مسلمان، ترجمه احمد شیبانی، تهران، دانشگاه امام صادق، 1385، چاپ اول، ص88 می نویسد: ((در حالی‌که نظام­الملک اعتقاد دارد که این مالکیت متعلق به رئیس حکومت است. به‌عقیده وی، لازم بود که هم زمین و هم رعایای آن تحت حاکمیت مرکزی پادشاه یا رئیس حکومت قرار داشته باشند. به‌نظر او، اگر صاحب زمین نمی‌تواند وظایف خود را به‌درستی انجام دهد، باید زمین را از او بازپس گرفت. همچنین به‌نظر وی، صاحبان زمین هیچ حقی در تثبیت مقدار مالیات ندارند و فقط باید جمع‌آوری‌کننده مالیات­ها باشند))

در باب وظایف عمرانی حکمران آسیایی (و مدیریت امور آبیاری و یا همان وزارت فواید عامه به تعبیر مارکس))نیز خواجه نظام الملک می نویسد: ((و دیگر آن چه به عمارت جهان پیوندد [آبادانی] از بیرون آوردن کاریزها و کندن جوی­های معروف و پل­ها کردن بر گذر آب­های عظیم و آبادان کردن دیه­ها و مزرعه­ها و بر آوردن حصارها و ساختن شهرهای نو و برآوردن بناهای رفیع و نشستگاه­های بدیع به‌جای آرد و بر شاهراه­ها رباط­­ها فرمایه کردن و مدرسه­ها از جهت طالبان علم تا آن نام همیشه او را بماند و ثواب آن مصالح، بدان جهان او را حاصل بود و دعای خیر پیوسته گردد))( هدایتی، ابوالفضل؛ سلوک سیاسی نظام الملک، مجله حکومت اسلامی، پاییز 1378 ، ش13)

مارکس می‏گوید: ارزش اضافی در جامعه‏ی برده‏داری به‏وسیله برده‏دار، در جامعه‏ی فئودالی به‏وسیله‏ی فئودال، در جامعه‏ی سرمایه‏داری به‏وسیله‏ی سرمایه‏دار و در جامعه‏ی آسیایی به‏وسیله‏ی دولت غصب می‏شود لذا دولت و ادارات آن استثمارگران جامعه‏اند. او راجع به مسئله‏ای آبیاری، شکل تولید کشاورزی و رابطه‏ی آن با نهاد سیاسی، می‏گوید: «شرایط اقلیمی و منطقه‏یی به‏ویژه سرزمین‏های وسیع که از صحرای آفریقا، عربستان، ایران، هند آبیاری مصنوعی از طریق کانال‏کشی و امور آبیاری که اساس کشاورزی شرق را تشکیل می‏داد نیازمند بود ... این ضرورت ابتدایی اقتصادی و استفاده‏ی مشترک از آب، دخالت نیروی متمرکز حکومت را ضروری گردانید ... از این‏رو یک کارکرد اقتصادی به تمام حکومت‏های آسیایی محول شد و این وظیفه‏ی جواب گفتن به کارهای عمومی بود»(کارل مارکس، اقتصاد پیش‏سرمایه‏داری، ترجمه خسرو پارسا)

در کنار این زیربنای اقتصادی ( وجه تولید آسیایی ) و روبنای سیاسی (حکمران آسیایی) به یک روبنای ایدئولوژیک نیز نیاز است که همان دین می باشد و کارکرد آن مشروعیت بخشی به این حکمران سیاسی و نیز مشروعیت دادن به  مناسبات تولیدی ناشی از استثمار مازاد توسط حکران آسیایی بوده و این سه وجه در کنار هم پایه و بنیان تاریخ آسیا را شکل می دهند

غزالی می نویسد: ((مملکت و پادشاهی و دین همچون دو برادرند: هرگه که مملکت اضطرابی دارد در دین نیز خلل آید، بددینان و مفسدان پدید آیند و هرگه که کار دین با خلل باشد، مملکت شوریده بود و مفسدان قوت گیرند و پادشاهان را بی‌شکوه و رنجه دل دارند و بدعت آشکار شود و خوارج زور آرند.)) (http://www.sokhanetarikh.com/)

به عبارت دیگر این مثلث سه وجهی زیربنای اقتصادی (وجه تولید آسیایی)، روبنای سیاسی ( حکمران آسیایی) و روبنای ایدئولوژیک ( دین ) را می توان پایه تبیین تاریخ ایران در ادوار کهن دانست

شایان ذکر است چنین تیپ ایده الی Ideal type به تعبیر وبری از ساختار جامعه تنها در ادوار قدرتمندی سیستمهای اجتماعی و سیاسی و حاکم بر فلات ایران نظیر دوران عضدالدوله دیلمی و یا ادوار نیرومند حکومت ساساناین دیده می شود و بدیهی است که در برهه های متعددی از تاریخ نظیر اواسط و اواخر قاجار این الگوی سه وجهی و یا اینکه یکی از اضلاع این مثلت دچار ضعف می شده از اینرو این الگوی سه وجهی را دقیقا بایستی به مثابه یک تیپ ایده ال تلقی نموده و شیوه های حکمرانی را بر مبنای آن مورد ارزیابی قرار داد

علت انتخاب امیر عضدالوله دیلمی نیز دقیقا به همین دلیل بوده که خواجه نظام الملک به صراحت از وی در کنار شاهانی نظیر انوشیروان و .... به عنوان اسوه و الگوی زمامداری یاد می نموده و از اینرو می توان وی را مثالواره ای از یک حکمران آسیایی تلقی نمود.

انتخاب ساختار سه وجهی برای تبیین منطق تاریخ ایران ملهم از مارکسیسم ساختاری آلتوسری بوده است

((در سنت آلتوسری مفهوم شیوه تولید بر ترکیب به هم پیوسته محکمی بین سه حوزه اقتصاد، ایدئولوژی و سیاست-نظام حقوقی دلالت دارد.در بین این سه حوزه، سطوح سیاسی- حقوقی و ایدئولوژی از خود مختاری نسبی برخوردار هستند و تاریخ خاص خود را دارند، لیکن در نهایت(در وهله آخر)تابعی از بنیان(سطح-خوزه)اقتصادی می باشندوبه نظر آلتوسر، این سطوح به گونه ای قرار نگرفته اند که یکی سطح زیرین یا دیگری سطح رویین باشد؛بلکه برعکس، هر یک از این سه حوزه مورد بحث، به خاطر عملکرد قوانین درونی شان، پویایی خاص خود را دارد.این قوانین در عین ایجاد پویایی و حرکت در داخل هر حوزه(-سطح)عناصر داخلی هر حوزه را نیز بهم متصل می نمایند.

 

تعریف ساختارگرایانه فوق اشاره به وجود روابط ترکیبی بین سطوح مختلف و اثربخشی هر سطح بر سطوح دیگر دارد.در این تعبیر، دیگر این سطح اقتصادی نیست که به عنوانهسته اصلی کل سطوح هر شیوه تولید را تولید می ند، بلکه خود سطح اقتصادی نیز تحت سیطره و تأثیرپذیری دیگر سطوح قرار دارد.

 

تعریف ساختارگرایانه از مفهوم شیوه تولید آن را به کل پیچیده ای تبدیل می کند که روابط در هم تنیده ای ما بین بخشهای مختلف آن وجود دارد.اما در این بین دو نوع رابطهتعیین کنندگیوسلطهاهمیت محوری دارند.مسلط بودنبه این معناست که عملکرد کل تابعی از

 

قوانین خاص سطح مسلط است.اما باید گفت که در تحلیل نهایی این سطح اقتصادی است که سطح مسلط را تعیین می کند.در واقع اقتصاد(در وهله آخر)عامل تعیین کننده است؛به این معنا که تعیین کننده ساختاری است که در یک شیوه تولید خاص عامل مسلط خواهد شد.بدین ترتیب چنانچه در جامعه عشایری اینکه مناسبات خویشاوندی به عنوان سطح حقوقی- سیاسی عملکرد کلیت آن جامعه را مشخص می کند، به این معنا نیست که در آن جامعه مناسبات خویشاوندی سطح تعیین کننده است، بلکه با تعریفی ساختارگرایانه از امر واقع باید مسلط بودن ساخت خویشاوندی را با توجه به ویژگیهای ساخت اقتصادی در آن جامعه تحلیل کرد.در چنین جامعه ای سطح اقتصادی با فراهم سازی شرایط سیاسی-حقوقی حضور خود(در قالب مناسبات خویشاوندی)کارکرد و نقشبنیان پنهانکل ساختار اجتماعی را ایفاء می کند و این همان تعیین کنندگی سطح اقتصادی در وهله آخر و در عین مسلط بودن سطح حقوقی-سیاسی است.

 

نکته فوق در عین حال مؤید اصل جابجایی است؛سطح اقتصادی در نتیجه اصل جابجایی، اثر بخشی خود را از طریق ساختار سیاسی-حقوقی به کلیت جامعه منتقل می کند)) (توسلی، غلامعباس و عبادللهی، حمید، ایرانشناسی مارکس گرا: ضرورت بازاندیشی. نشریه مطالعات جامعه شناختی، پاییز 1382، شماره 21)

بنا به اعتقاد آلتوسر روبنا ، دولت و به طور کلی ساختار سیاسی و همچنین  ساختار اید ئولوژیکی را شامل می شود که در اینجا  بازتولید ارزش ها و آرمان های نظام حاکم از طریق ایدئولوژی صورت می گیرد و در حقیقت ایدئولوژی در بازتولید مهم ترین نقش را ایفا می کند.

((بنا به اعتقاد آلتوسر روبنا ، دولت و به طور کلی ساختار سیاسی و همچنین  ساختار اید ئولوژیکی را شامل می شود که در اینجا  بازتولید ارزش ها و آرمان های نظام حاکم از طریق ایدئولوژی صورت می گیرد و در حقیقت ایدئولوژی در بازتولید مهم ترین نقش را ایفا می کند.))( محمدی،جمال(1388)درباره مطالعات فرهنگی) به زعم آلتوسر ایدئولوژی پدیده ای ناخودآگاه است

من حیث المجموع این ساختارمثلثی سه وجهی :

1-    وجه تولید آسیایی و اقتصاد مبتنی بر کشاورزی آب محور

2-    حکمران مطلق العنان آسیایی که به لحاظ نظری مالک تمام زمینها و منابع کشور بوده و اقطاع داران و سایر زمینداران بزرگ تنها حائز حق تصرف به اذن پادشاه و فاقد مالکیت ماهوی و راستین می باشند

3-    ساختار ایدئولوژیک مبتنی بر مذهب (که شامل آئین زرتشتی در ادوار پیش از اسلام، فی المثل در دوره ساسانیان نیز می گردد) که کارکرد مشروعبت بخشی به این سه گانه را بر عهده داشته و اطاعت اتباع را تضمین می نماید

بنیانی را فراهم نمودند که تغییر و تحولات تاریخی ایران را می توان تا حدود زیادی در قالب آن تببین نمود

  • ۹۴/۰۶/۲۵
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی