جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


تلاش برای دوره بندی توالی های تاریخی به منظور دستیابی به درک بهتری از تحولات رخ داده در بستر آن از قدیمترین ایام در میان تاریخنگاران رواج داشته و البته به نظر می رسد خلاء و فقدان چنین دوره بندی برای تحلیل تاریخ گیلان عمیقا به چشم می آید

دوره بندی های درنظرگرفته شده برای تاریخ ایران نیز برحسب آنچه که در کتب درسی تاریخ در آموزش و پروش و آموزش عالی ما به چشم می خورد حاوی ادراکی عامیانه است دکتر ابراهیم توفیق طی مصاحبه ای درباب همین دوره بندی های مصنوعی که در کتب تاریخی ما به وفور به چشم می خورد چنین ارزیابی را ارائه می دهد: ((اگر در برنامه درسی و چیدمان دروس دقت کنیم می بینیم که کارکرد و معنایی دارد این برنامه درسی ذهن استاد و دانشجو را چنان سازمان می دهد که به بازتولید آکادمی بینجامد من نگاهی به سرفصل های دروس تاریخ در دوره کارشناسی انداختم اگر از حواشی صرفنظر کنیم و دروسی را که به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک کم و زیاد می شوند نادیده بگیریم و تمرکز را روی دروس اصلی و تکرارشونده بگذاریم متوجه می شویم که از منطقی خاص پیروی می کنند دروس اصلی مربوط به تاریخ ایران از دوره بندی خاصی پیروی می کنند تاریخ ایران به دو دوره قدیم و جدید تقسیم می شود در دوره قدیم باز دوره بندی پیش از اسلام و اسلام را داریم بعد ، این سه دوره براساس سلسله ها تقسیم شده اند خب این تقسیم بندی ای نیست که تاریخ به ما داده باشد چرا این دوره بندی و نه دوره بندی دیگری؟ چه گزاره هایی به معنای فوکویی کلمه وجود دارند که باعث این دوره بندی می شوند؟... دستگاهی از گزاره ها وجود دارند که سرفصل دروس معینی را امکان پذیر می کنند و نه چیز دیگری را.... ما به اجبار به سوی بدیهی انگاشتن آنچه که هست سوق داده می شویم))(کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شهریور 1391، شماره 172)

به نظر می رسد که تاریخ سیاسی دولت محور کاملا غافل از امکانات و مسائل و مباحث دیگری است که در تاریخ وجود دارد

دوره بندی یک ابزار تحلیلی است که محقق برای درک بهتر تحولات تاریخی طراحی می کند شاید یکی از معروفترین دوره بندی های توالی های تاریخی مربوط به مارکس باشد که از منظر شیوه های تولید قائل به 5 مرحله تکاملی (کمون اولیه، برده داری، فئودالیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم) برای تاریخ اروپای غربی می گردد

مزیت دوره بندی برحسب شیوه تولید در این است که شما ادوار تاریخی را برحسب یک واقعیت عینی یعنی همان شکل بندی اجتماعی – اقتصادی غالب در هر دوره تقسیم می کنید که این شکل بندی، معرف زیربنای سازمان اجتماعی درهمان عصر می باشد و به جای توجه صرف به روبنای سیاسی و سلسله های حکومتی حاکم و پادشاهان به مبنای اجتماعی – اقتصادی و نحوه زیست واقعی مردمان در یک برهه تاریخی ارجاع می هید

برمبنای همین عامل شیوه تولید 5مرحله برای دوره بندی تاریخی گیلان پیشنهاد می گردد:

1-    شبانکاره گی:از سپیده دم تاریخ تا پایان کار دیلمیان

2-    فئودالیسم نظامی: از انتهای عصر دیلمیان تا دوره صفوی

3-    شیوه تولید آسیایی: از دوره صفوی تا انقلاب مشروطه

4-    فئودالیسم متعارف: از انقلاب مشروطه تا به قدرت رسیدن دیکتاتوری رضاخانی (نقطه عطف آن به دنبال تشکیل مجلس مشروطه و لغو قانون تیول بوده است و در شکست استبداد صغیر نیز برخی از فئودالهای گیلان نظیر محمدولی خان تنکابنی و سپهدار رشتی نقش کلیدی داشته اند محمدولی خان پس از پیروزی مجدد مشروطه به نخست وزیری رسید)

5-    سرمایه داری: از دوره رضاشاه تاکنون

در دروه نخست( شبانکاره گی)، ویژگی اصلی همانا وجود جماعت های مبتنی بر دامداری و یا حداکثر نیمه کشاورزی- نیمه دامدار، نظام خویشاوندی قبیله ای و مبتنی بر عصبیت ( به همان مفهوم مدنظر ابن خلدون)، فقدان و یا ضعف شهرنشینی و غلبه اقتصاد روستایی، مازاد اقتصادی اندک و اقتصاد طبیعی، خودبسنده و معیشتی، ضعف روابط پولی و قلت تجارت و بازرگانی،ضعف مالکیت خصوصی و غلبه مالکیت اشتراکی، تسلط روحیه ستیزه جویانه و نظامی گرانه و میل به تهاجم به نواحی آبادان شهری آن سوی البرز و غارت مازاد اقتصادی آنها را می توان برشمرد. چنین ویژگیهایی در ادوار اولیه درمیان اقوامی چون کادوسیان و آماردها و در ادوار متاخر در میان دیلمیان به چشم می خورده است

برای صورتبندی دوره دوم از اصطلاح فئودالیسم نظامی استفاده شده است (برای درک معنای این مفهوم مراجعه شود به مقاله دیگر اینجانب در همین وبلاگ با عنوان فئودالیسم نظامی، شیوه تولید غالب در گیلان پیشاصفوی) شروع این دوره همراه است با افول قدرت دیلمیان و رشد و شکوفایی حکومت علویان طبرستان و.نهایتا شکل گیری حکومت دست نشانده آنها در شرق و مرکز گیلان و رواج و گسترش کشت برنج و شکل گیری اولین نطفه های شهرنشینی، افزایش مازاد اقتصادی، رواج بازار و مبادله پولی (اگرچه در مقیاس محلی)

پایان این دوره را نیز می توان همزمان با اشغال گیلان به دست سپاهیان قزلباش شاه عباس صفوی و برانداختن فئودالهای نظامی و خانات محلی دانست

 ابتدای دوره سوم (شیوه تولید آسیایی) را نیز می توان همزمان با تسلط دولت مرکزی در گیلان و مصادره کلیه اراضی کشاورزی و تبدیل آنها به اراضی خالصه (دولتی) دانست در این زمان دولت به یگانه ارباب و حاکم تبدیل شده و خود مستقیما مازاد اقتصادی را استخصال و به مرکز انتقال می دهد این دوره تا زمان انقلاب مشروطه تداوم داشته و به جز در برخی مقاطع کوتاه مدت نظیر اشغال 10 ساله گیلان توسط ارتش روسیه در دوران زمامداری پتر کبیر که وقفه ای کوتاه در این روند حاصل شده پیوسته ادامه داشته است

دوره چهارم مقارن انقلاب مشروطه و لغو قانون تیول از سوی مجلس و مصونیت بخشی به مالکیت خصوصی و املاک زمینداران و ملاکین فئودالی آغاز می شود و برخی از فئودالها نظیر محمدولی خان (سپهدار تنکابنی) در گیلان، همینطور سپهدار رشتی که در ادوار متهددی از دولتهای مشروطه منصب وزارت برعهده داشته و حتی در برهه ای رئیس الوزرا بوده و همچنین سردار اسعد بختیاری نقش قابل توجهی در قوام و پایداری آن داشتند

برخی از مورخان متاثر از مارکسیسم – لنینیسم روسی انقلاب مشروطه را انقلابی بورژوایی قلمداد می کنند که این تیپولوژی به کلی غلط بوده چرا که همین افراد قادر نیستند توضیح دهند چرا در مجالس مشروطه همواره زمینداران و ملاکین فئودال دست بالا و اکثریت را در دست داشته و قوانینی به سود امنیت بخشی به مالکیت اراضی و هژمونی طبقه خودشان به تصویب می رساندند؟

شایان ذکر است از دوره ناصرالدین شاه به علت خالی بودن خزانه کشور و ضعف مفرط مالی، دولت ناچار گردید بخش قابل توجهی از زمینها و اراضی سلطنتی را به فروش برساند که این خود به شکل گیری قشر تقریبا مستقلی از بزرگ مالکان زمیندار انجامید که استقلال نسبی از دولت مرکزی داشته و تاحدودی مالکیت خود را مدیون توان مستقل مالی خود و نه مراحم شاهان قاجار تلقی می نمود

حضور قابل توجه قشر تجار و نهاد بازار در جنبش مشروطه نیز دال بر نگرانی و احساس ناامنی آنها نسبت به دارایی خصوصیشان در پرتو استبداد خودکامه شاهان قاجار بوده و مشروطه از منظر منافع طبقاتی آنها تلاشی برای به لجام کشیدن این خودکامگی افسار گسیخته و امنیت بخشی به سرمایه تجاری تحت لوای حکومت قانونی بوده است. ازاینرو ائتلافی ژله ای متشکل از بزرگ مالکان زمیندار، صاحبان سرمایه تجاری (بازار)(و نیز علمای روحانی که همواره پیوندهای وثیق و عمیفی با نهاد بازار داشتند) و همینطور قشری از روشنفکران تحصیلکرده فرنگ موجبات ظهور انقلاب مشروطه را فراهم ساختند و هدفشان در درجه اول امنیت بخشی به مالکیت و دارایی خصوصی چه به شکل مالکیت ارضی یا سرمایه تجاری و محدود ساختن استبداد شرقی شاهان قاجار بود

و در نهایت دوره بورژوایی همزمان با به قدرت رسیدن رضاشاه در سال 1305 و استقرار دیکتاتوری و تلاش برای بسط سرمایه صنعتی و مصادره اموال بسیاری از ملاکین زمیندار نظیر سپهدار تنکابنی و... آغاز گردید و انقلاب سفید و اصلاحات ارضی و مصادره املاک زمینداران محلی در دوره محمدرضاشاه نقطه اوج آن به شمار می رود

  • ۹۴/۰۶/۲۴
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی