جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


در یکی از گفتارهای پیشین به تفصیل مطرح شد که مفهوم ((وجه تولید آسیایی)) اگرچه برای توصیف دوره هایی از تاریخ نجد مرکزی ایران می تواند مفید باشد قابل اطلاق به مناسبات ارضی و روابط  تولیدی گیلان پیشاصفوی نمی تواند باشد

یکی از ملزومات تئوری شیوه تولید آسیایی، وجود  دیوانسالاری و بروکراسی عریض و طویل دولتی است که به نظر می رسد چنین پدیده ای را در تاریخ گیلان نمی بینیم اساسا اگر قرار بر  وجود بروکراسی باشد می بایستی که در قالب محیط شهری، رشد و تجلی بیاید و وقتی شهر به مفهوم جامعه شناختی کلمه در این دوره در جلگه گیلان وجود نداشته چگونه می توانسته چنین بروکراسی از نوع آسیایی پدید آمده باشد؟ اگرچه نطفه های تحولات جنینی پیدایش بروکراسی در شهر لاهیجان به چشم می خورد اما آیا به راستی می توان آن را با دیوانسالاری هایی که متفکرانی نظیر مارکس، انگلس، ویتفوگل و .... برای توصیف نظامهای آسیایی از قبیل مصر، چین و عثمانی مفهومسازی نموده اند معادل دانست؟ در عین حال در غرب گیلان (غرب سفیدرود) نه تشکیلات آبیاری و مدیریت آب مهمی به چشم می خورده است و نه اثری از بروکراسی و تمرکز سیاسی.

از سوی دیگر مفهوم وجه تولید آسیایی، متضمن وجود یک دولت مرکزی مقتدر و متمرکز است که بر سرتاسر قلمرو سرزمینی خویش اعمال سلطه و اقتدار می نماید درحالیکه در این دوره در تاریخ گیلان، نه یک دولت مقتدر بلکه مجموعه ای از بلوکهای قدرت محلی را در شرق گیلان، غرب گیلان، در میان خانات تالش و .... مشاهده می نماییم پاشیدگی و تکثر قدرت در گیلان به قدری زیاد بود که هرگز نمی توان آن را با مفهوم دولت عظیم و عریض و طویل آسیایی تبیین نمود

اطلاق عنوان دولت آسیایی به فلمرو حکمرانان بیه پیش قدری عجیب به نظر می رسد به راستی آیا می توان به یک محدوده جغرافیایی کم وسعت از ساحل سقیدرود تا حداکثر اشکور و رانکوه عنوان دولت آن هم دولت آسیایی اطلاق نمود؟ این وسعت حتی از برخی قلمروهای یک فئودال منفرد در اروپای قرون وسطی کمتر است

یکی دیگر از ویژگیهای شیوه تولید آسیایی، پراکندگی سکونتگاههای کشاورزی ( روستاها) است که در یکی از ورژنهای آن یعنی نظریه جامعه خشک و پراکنده کاتوزیان نیز به شدت مورد تاکید قرار می گیرد درحالیکه در گیلان روستاها فشرده و نزدیک به هم بودند حتی امروزه نیز گیلان در قیاس با سایر نقاط کشور از میزان تراکم جمعیت بیشتری برخوردار است. به نوشته آبراهامیان ((ایالات حاشیه کاسپین برخلاف بسیاری از مناطق دیگر ایران، خاک حاصلخیز و باران فراوان دارد که این عوامل خود موجبات تراکم جمعیت در گیلان را فراهم می سازد. بنا بر سرشماری ۱۳۳۵ تراکم جمعیت در ایران ۱۱٫۵ نفر در هر کیلومترمربع است ولی در گیلان به بیش از ۳۳٫۵ نفر در هر کیلومترمربع می رسد))(آبراهامیان، یرواند. مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، ترجمه: سهیلا ترابی فارسانی)

همچنین ((بنه))، سازمان کار جمعی تولید کشاورزی در نجد مرکزی ایران در جلگه گیلان به چشم نمی خورده است درحالیکه بعضا رسم ایله جار را با بنه مقایسه می کنند اما به نظر می رسد که ایله جار بیشتر یک همیاری خودجوش روستایی باشد تا سازمان جمعی تولید کشاورزی .

همچنین فقدان سازمان اجتماعی عشایری و به تبع آن نبود سازمان خویشاوندی عشیره ای – قبیله ای از دیگر مختصات تاریخ گیلان محسوب می گردد

به نظر می رسد در جلگه گیلان، سلطان به مفهوم شاهد قدرقدرت آسیایی وجود نداشته و تنها حکام محلی (فئودالهای نظامی) وجود داشتند که فاقد ارتش و بروکراسی بسیار گسترده سلاطین آسیایی بودند به عنوان مثال به نوشته عظیمی به نظر می رسد تسلط و سیادت بر شرق گیلان توسط خاندان امیرکیایی تنها با 1500 سرباز صورت گرفته که 1000 تن از این افراد توسط خاندان مرعشی مازندران در اختیار آنهاقرار گرفته بوده ((عظیمی، ناصر، نظریه نظام آسیای و یک مطالعه موردی در ایران)) که این واحد نظامی کوچک را تنها می توان با دستجات فئودالی و نه یک ارتش عریض و طویل آسیایی قیاس نمود

  • ۹۴/۰۶/۲۴
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی