جامعه شناسی

  • ۰
  • ۰


برای دستیابی به فهم مناسبی از مناسبات تولیدی در گیلان قدیم نیازمند تبیین صورتبندی اجتماعی – اقتصادی در آن دوره و دانستن وجه تولید غالب آن می باشیم

در یک تقسیم بندی کلی، تاریخ گیلان را می توان به دو دوره پیشاصفوی و پساصفوی منقسم نمود ویژگی دوره اول این است که گیلان یک واحد سیاسی مستقل یا نیمه مساقل بوده و ویژگی دوره دوم که با شکل گیری نخستین نطفه های دولت ملی در دوره صفویه تحول یافته ادغام این واحد سیاسی در مجموعه سرزمینی ایران است

برخی از پژوهشگران از مفهوم ((شیوه تولید آسیایی)) برای اشاره به این روابط تولیدی استفاده می کنند (ن.ک: ناصر عظیمی، نظریه نظام آسیایی و یک مطالعه موردی در ایران) اما به نظر می رسد به دلایل متعدد، عنوان مذکور نمی تواند بیانگر این مناسبات به نحو مناسبی باشد:

1-    هسته اصلی نظریه شیوه تولید آسیایی بر وجود یک دولت قدر قدرت استوار است که با استفاده از اهرم نیروی نظامی توانمند بر سراسر قلمرو تحت خکومت خود نظارت تام و تمام دارد اما با ملاحظه تاریخ گیلان در این دوره ملاحظه می کنیم تفرق و تعدد بلوکهای قدرت در سرزمین کم وسعتی همچون گیلان به حدی است که به هیچوجه نمی توان از وجود یک دولت تمام عیار و نیرومند به قیاس دولتهای آسیایی آنطور که در نوشته های مارکس، انگلس، ویتفوگل، گودلیه وسایر نظریه پردازان نظام آسیایی به چشم می خورد نام برد حکومت دربار لاهیجان نیز اگرچه از سایر بلوکهای فئودالی وسیعتر و توانمندتر بوده بااینحال اطلاق اصطلاح دولت آسیایی بدان چیزی شبیه به شوخی می نماید

2-    وجود دیوانسالاری گسترده نیز یکی دیگر از مختصات و ممیزه های شیوه تولید آسیایی است نظیر بروکراسی های گسترده دولتهایی نظیر ایران، عثمانی و مصر که فقدان چنین سیستم اداری عریض و طویلی در تاریخ قدیم گیلان نیز اظهرمن الشمس است

3-    وجود یک ارتش بزرگ و نیرومند به عنوان بازوی اجرای تمنیات فرمانروای آسیایی یکی دیگر از مشخصه های این وجه تولید به شمار می رود درحالیکه در تاریخ گیلان فقدان وجود چنین نیروی نظامی بزرگی که حتی قادر به ایجاد قلمرو سرتاسری در کل گیلان برای حکمران متبوع خود باشد به وضوح به چشم می خورد به عنوان مثال به نوشته ((تاریخ خانی))، ((در زمان سلطنت کارگیا میرزاعلی (910-883) صد نفر پیاده به نگهبانی درگاه سلطان مشغول بودند))( تاریخ خانی، مقدمه، ص16) که این نیروی کم تعداد به هیچ عنوان قابل مقایسه با گاردهای سلطنتی عریض و طویل و افسانه ای شاهان نیرومند آسیایی نبوده است

4-    در جوامع آسیایی، تولیدکنندگان روستایی و دهقانان در مقابل فرمانروا، فرمانبردار مطلق و فاقد هرگونه سنت اعتراض و شورش هستند اما سنت وجود شورشها و انقلابات دهقانی در گیلان دقیقا عکس این مسئله را نشان می دهد

پروفسور یرواند آبراهامیان، مورخ سرشناس و استاد کالج باروک نیویورک و مولف برخی از کتب تاریخی پرخواننده نظیر((ایران بین دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامی)) که ترجمه آن در ایران بارها تجدید چاپ شده در مقاله ای با عنوان (( دهقانان غیرانقلابی در ایران معاصر)) به تحلیل و بررسی انفعال تاریخی دهقانان ایرانی و عدم وجود سنت انقلاب و شورش در میان آنها می پردازد. به اعتقاد آبراهامیان برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر جهان، انقلابها و شورشهای دهقانی بر ضد حکومتها در ایران وجود نداشته این در حالیست که سنت تاریخی انقلابیگری در میان بسیاری از دهقانان ملل دیگر به چشم می خورد نظیر قیامهای املیانو زاپاتا در مکزیک، قیامهای دهقانی آلمان در آستانه رواج لوتریسم، قیامهای دهقانی روسیه و…. سوال اساسی آبراهامیان این است که علت فقدان جنبشها و قیامهای روستایی در ایران چه بوده؟ 

اما نکته جالب در ادامه مقاله این است که نویسنده، به صراحت گیلان را از سایر مناطق ایران منفک نموده و معتقد است که در گیلان برخلاف سایر مناطق ایران، سنت انقلابها و قیامهای دهقانی بسیار برجسته بوده و آخرین نمونه آن که مربوط به دوران معاصر است همان قیام جنگل در گیلان است گویا گیلان تافته جدابافته ای از ایران بوده نویسنده درصدد پاسخ به این پرسش برمی آید که علت این جداافتادگی چیست؟ و چرا درحالیکه تاریخ ایران شاهد قیامهای روستایی – دهقانی نبوده در خطه گیلان، سنت نیرومندی از پتانسیل انقلابی در میان روستائیان وجود داشته؟ به اعتقاد نویسنده (( در حالی که مشخصه دهقانان ایران معاصر، منفعل بودن دانسته شده است دهقانان گیلان، به خصوص درطول جنبش جنگل به انقلابی گری شهرت یافتند این استثنا بررسی وضع گیلان را .... ضروری می سازد)) (آبراهامیان، یرواند، مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، ترجمه: سهیلا ترابی فارسانی) نمونه قیامهای دهقانی نظیر قبام کالینجار سلطان(عادلشاه) در این منطقه می تواند موید این نظر باشد البته تحلیلهای آبراهامیان مربوط به دوران معاصر ونه دوران پیشاصفوی است اما درعین حال می تواند بینش هایی در مورد وضعیت قیامهای روستایی در تاریخ متقدم گیلان نیز در اختیار نهد به اعتقاد اینجانب تنها پس از اشغال گیلان توسط سپاه قزلباش در دوران شاه عباس و مصادره کلیه زمینهای متعلق به خوانین محلی و تبدیل آنها به اراضی خالصه دولتی است که می توان از مفهوم شیوه تولید آسیایی و تعمیم آن از سایر مناطق ایران به گیلان سخن گفت و کاربرد این ترمینولوژی برای ادوار تاریخ گیلان پیشاصفوی فاقد مصداق به نظر می رسد

یکی از مشخصه های شیوه تولید آسیایی را می توان اینگونه صورتبندی نمود که: ((خشکسالی‌های ادواری سبب حمله دایمی ایلات به روستا‌ها شده، ضرورت وجود قدرتی متمرکز برای ایجاد امنیت را الزامی می‌سازد که زورمداری شرقی محصول آن است))(پرویز پیران، نظریه راهبرد و سیسات سرزمینی جامعه ایران، فصلنامه اندیشه ایرانشهر، زمستان 1384، شماره 6، صص 34-22))  که فقدان هردو فاکتور 1- نبودخشکسالی های ادواری در گیلان و 2- فقدان ایلات و عشایر کوچ نشین مهاجم و یورش آنها به جوامع یکجانشین در تاریخ گیلان کاملا مشخص است

به نظر می رسد اصطلاح فئودالیسم در معنای کلاسیکش نیز برای توصیف وجه تولید غالب در منطقه وافی به مقصود نباشد چراکه در فئودالیسم، ماهیت از هم گسسته حاکمیت ناشی از استقلال اشراف و زمین‏دار و صاحبان مشاغل شهری از دولت است. یعنی هم در زمین و هم در حرفه‏های صنعتی شهری، مالکیت خصوصی وجود دارد درحالیکه در تاریخ گیلان قدیم اساسا دولتی سراسری وجود نداشته که بخواهیم به دنبال طبقه اشراف زمیندار مستقل از آن باشیم

فئودالیسم ژاپنی:

فئودالیسم حاکم بر گیلان تا حدود زیادی به فئودالیسم ژاپنی شباهت دارد موقعیت جزیره ای ژاپن و محاصره آن توسط اقیانوسهای عمیق موجبات انزوای جغرافیایی و خودبسندگی  آن را فراهم ساخته به گونه ای که حتی امپراتوری مغول در عهد چنگیز و کوبلای خان موفق به تسخیر این کشور جزیره ای کم وسعت نگردیدند این موقعیت جغرافیایی منزوی و خودبسنده موجب شکل گیری شکل بندی اجتماعی – اقتصادی ویژه و در عین حال متفاوت با سایر مناطق آسیا در آن گردیده این موقعیت شباهت زیادی با موقعیت گیلان داشته که در پناه رشته کوههای تسخیرناپذیر البرز و نیز دریای کاسپین در ادوار متعدد تاریخی از گزند امپراتوریهای اطراف در امان مانده است همچنین پاشیدگی و تفرق و پراکندگی قدرت در کنار جنگهای متعدد داخلی در میان بلوکهای ایالتی و فقدان یک دولت مرکزی توانمد و منسجم که بر سرتاسر قلمرو جغرافیایی ژاپن اعمال حاکمیت نماید وضعیت آن را بسیار شبیه گیلان پیشاصفوی می نمایاند در تاریخ ژاپن این بلوکهای فئودالی مبتنی بر حاکمانی ارتش سالار بودند که صرفا بر بخش محدودی ونه سراسر خاک ژاپن اعمال حاکمیت می نمودند (ن.ک. Japan” ‎(en)‎. Encyclopædia Britannica, 17 February 2013. Archived from the original on 11 March 201)

به عنوان مثال در دوره کوفون از تاریخ ژاپن: ((از حدود سال ۲۵۰ تا سال ۵۳۸ میلادی به درازا کشید. در دوره کوفون، ارتش‌های ایالتی پرتوانی پیرامون قبایل قدرتمند شکل گرفت و سیاستی حکومتی تحت عنوان سیاست یاماتو بر نارا، که آن زمان یاماتو خوانده می‌شد، و بخش‌هایی از شرق استان اوساکاحاکم شد. سیاست یاماتو بر سرکوب قبایل و تصاحب زمین‌های کشاورزی آنان استوار بود و با چنین روش‌هایی نفوذ خود را بر مناطق غربی ژاپن حفظ می‌کرد. در طول دوره کوفون جامعه‌ای به غایت اشرافی با حاکمانی ارتش‌سالار گسترش پیدا کرد. (http://nihongo-dekimas.blogfa.com/)

جغرافیای ژاپن تا حد زیادی بر شکل بندی اجتماعی – اقتصادی تاریخی  کشور تأثیر گذاشته است. این کشور از زنجیره ای بیش از سه هزار جزیره تشکیل شده است که از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته اند

جغرافیای خاص کشور ژاپن سبب شده که مردم ژاپن از یکدیگرجدا باشند. دراغلب جزایر کوههای بلندی وجود دارد که زمین ها را به قسمت های کوچک تقسیم وساحل شرقی را کرانه ی غربی جدا کرده است.
این جدایی مردم جزایر مختلف از یکدیگر مثل نبود همسایگان کشور در تشکیل دیدگاه وهویت ملی مؤثر بوده است . چنان که پروفسور ساکاموتوتارو،که در زمینه ی تاریخ کهن ژاپن صاحب نظر است،می گوید: ((اقلیم خاص و کوهستانی کشور یکی از دلایلی است که مردم ژاپن دیدگاه مقطعی وخاص برای ایجاد دولت های کوچک و منطقه ای دارند)) از این منظر انزوای طبیعی، جغرافیایی و اجتماعی گیلان از سرزمین اصلی فلات ایران شباهت تام و تمامی با این بعد از تاریخ ژاپن دارد

همچنین کشاورزی برنج پایه و برنج محور از دیگر وجوه مشابه تاریخ گیلان و ژاپن می باشد که بررسی تطبیقی آنها را سودمند می نمایاند

بسیاری از نظریه پردازان تئوریهایی نظیر شیوه تولید یا استبداد آسیایی به صراحت تاریخ ژاپن را مستثنی دانسته و بر رواج گونه ای فئودالییسم در این سرزمین و متفاوت با سایر جوامع آسیایی نظیر چین، هند، ایران، عثمانی و .... تاکید دارند با این وجود فئودالیسم ژاپنی متفاوت با فئودالیسم کلاسیک اروپایی بوده است

حتی در دوره شوگون ها که علی الظاهر یکپارچگی سیاسی نسبی در کشور حاکم بوده پاشیدگی و پراکندگی قدرت به مراتب بیشتر از حد تصور بوده است: ((شوگون های خانواده توکوگاوایگانه حاکم ژاپن به شمارنمی رفتند. توکوگاواها تنها یک چهارم خاک ژاپن را در اختیار داشتند و بقیه ژاپن بین دیگر اربابان فئودال تقسیم شده بود. هر ارباب -که دایمیونامیده می شد- در محدوده حکومت خود از خودمختاری برخوردار بود و سیستم حکومتی، نظام مالیاتی، نظام قضایی و سپاه شخصی خود را دارا بود.))( http://wars-and-history.mihanblog.com/))

فئودالیسم نظامی:

بر این مبنا به نظر می رسد مناسبترین مفهوم برای توصیف شکل بندی اقتصادی – اجتماعی در گیلان پیشاصفوی همان عبارت فئودالیسم نظامی باشد که پیش از این از سوی مورخان بسیاری در توصیف مناسبات ارضی در قالب فئودالیسم ژاپنی در دوره تاریخی پیش از یکپارچگی این کشور توسط شینگن و همینطور دوره شوگون ها  به کار بسته شد مفهوم فئودالیسم نظامی ناظر بر نوعی شیوه تولید شبه فدودالی است که در عین تفاوت با مفهوم کلاسیک فئودالیسم اروپایی (ن.ک. مارک بلوخ، جامعه فئودالی)، در عین حال با مدلهایی نظیر شیوه تولید آسیایی و یا نظریه های امروزی منشعب از آن نظیر نظریه جامعه خشک و پراکنده کاتوزیان نیز تفاوتهای بنیادی داشته است چرا که اساسا گیلان جامعه ای خشک و پراکنده نبوده و تمرکز و تراکم جمعیت در آن بسیار بالا و میزان بارش باران با برخی از کشورهای اروپایی قابل قیاس بوده است از این منظر اصطلاح فئودالیسم نظامی ناظر بر مناسبات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی است که بر فقدان وجود دولت مرکزی یکپارچه ( و نه به مانند نظریه شیوه تولید آسیایی، وجود دولت و بوروکراسی متمرکز قوی و نیرومند)، تسلط جنگ سالاران نظامی با دسته های مسلح کم تعداد ( ونه یک ارتش منظم سازمان یافته)، جابه جایی و دست به دست شدن مداوم قدرت در دست این جنگ سالاران محلی و استثمار مازاد روستایی، توسط آنها، فقدان مالکیت خصوصی بر زمین و به تبع آن فقدان تضاد طبقاتی و تضادهای تبعی ناشی از آن نظیر تضاد شهر و روستا تاکید دارد از آثار مهم حاکمیت طبقه پیدایش مالکیت خصوصی است. که به نظر می رسد فقدان این پدیده در تاریخ گیلان پیشاصفوی محرز باشد

پاشیدگی و پراکندگی قدرت سیاسی در سطوح محلی و فقدان یک قدرت یکپارچه سراسری به قدری ویژگی بارز تاریخ گیلان تلقی می شده که در کتاب حدودالعالم در این باره چنین نوشته شده است: (( به همه حد گیلان ودیلمان هر روز به هر دهی یک بار یا دوبار، حرب همی کنند هر دهی با دهی دیگر و روز بود کی مردم کشته شوند به عصبیت و آن عصبیت میانشان همی ماند و حرب کنند تا آن که کی از آن جای بروند به لشگری کردن یا بمیرند یا پیر شوند))(حدودالعالم ص149) به واقع بلوکهای پاشیده و پراکنده فئودالی در تاریخ گیلان به طور مداوم در حال درگیری و نبرد با هم بودند که از جمله آنها می توان به جنگهای معروف بیه پس و بیه پیش اشاره نمود تواریخ محلی نظیر ((تاریخ خانی)) به تفصیل به این منازعات بین بلوکهای فئودالی پرداخته اند به گونه ای که ناخودآگاه این روایات انسان را به این فکر می اندازد که گویا در سرتاسر تاریخ این دوران چیزی به جز این نبردهای داخلی در جریان نبوده است به عنوان مثال: ((در جنگی میان بیه پس و بیه پیش، پس از عقب نشینی اهالی بیه پیش، بیه پسیان از دهاقین و شهری، عقب مردم بیه پیش آمده به آواز نعره و قیه، نه به شمشیر و تیر اکثر مردم را دستگیر ساختند گاهی سپه سالاران، سربازان فاتح را وادار می کردند که ساکنان یک ناحیه شکست خورده نظیر لشت نشاء را کوچمال از محل خود به جای دیگر برند )) ( تاریخ خانی،مقدمه، ص15و16)  در عین حال در داخل خود بیه پس و بیه پیش نیز نبردهای متعددی در جریان بود که به نوبه خود موجب تشدید و رواج روحیه و فرهنگ منازعه و نظامی گری در میان توده مردم می شد دست به دست شدن مداوم قدرت در میان این فئودالهای نظامی از مختصات بارز تاریخ گیلان در همین دوره است حمدالله مستوفی مولف نزهه القلوب که تقسیمات جغرافیایی عهد مغولان را ثبت کرده است گیلان را شامل دوازده شهر می داند و مدعی است که هر شهری به دست امیری که فرمانده آن شهر بوده اداره می شد و هر فرماندهی به دیوان مغول باج می داد بنابراین همانگونه که ملاحظه می شود پاشیدگی و پراکندگی قدرت بسیار بیشتر از دو بلوک بیه پس و بیه پیش بوده و حمدالله مستوفی از 12 امیر در سرتاسر گیلان نام می برد که هریک به طور جداگانه به دربار مغول باج می پرداختند  در عین حال با وجود این ناپایداری سیاسی شاهد پایداری و ثبات نسبی در الگوی حاکم بر اقتصاد سیاسی منطقه علی رغم تغییر و تحولات در روبنای سیاسی آن بوده ایم

  • ۹۴/۰۶/۲۴
  • علیرضا فدائی پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی